نیچه وقدرت

قسمت دوم

باقر رحيمي

نيچه و فرهنگ

     فرهنگ دینی ای که گناه آدمیان رابااندکی صدقه پاک می کند .که بااین کمترين  زحمت خودرا اهل فضیلت ورستگاری بدانند .نمی تواند دینی باصحت ارائه دهد0کسانی که ترحم رابهانه ساخته اند تاهمیشه تحقیر وتضعیف باقی بماند0 صدقه های ایشان همان سرپوش گذاشتن برعقده های حقارت خودشان است 0 ازنظر ایشان فقر همیشگی است واجرای عدالت سرابی بیش نیست آنها ثنویت گرا هستند 0 همه چیز را باوجود زوج بودن می پذیرند وچنین می پندارند فقر وثروت را 0

اما اراده معطوف به قدرت نیچه یعنی ازبین بردن پستی . آن ضعفی که بااراده به وجود آمده است . ازبین بردن ضعف به معنای ازبین بردن ضعیفان نیست . وقدرت درنگاه نیچه به معنای چیرگی وغلبه بردیگران نمی خواهد باشد بدین گونه است که درحقیقت بزرگترین توانمندکسی است که برخود مسلط باشد نه کسی که بخواهد دیگران فرمانبراوباشند پس این چنین است که دیگر مثل گله وچوپان ازبین می رود ودیگر گله ای وجود نخواهد داشت 0

دوگرایی . ساخته ادیان قدیمی ترچون یهود ومسیحیت است د واکیسم می خواهد خدادرمقابل انسان باشد . آسمان درمقابل زمین پیامبران درمقابل پیروان وآخرت درمقابل دنیا قراربگیرد . تابدین سان دراثر این عدم وحدت ویکتایی بتوانند توجیه گر وضع موجود باشند وافراط وتفریط خودرا به دنیا وآخرت توجیه کنند 0 درهستی ای که یکتایی برآن مستقر باشد دیگرهیچ کدام ازابعاد متضاد غلبه پیدا نمی کند وجهان به عدالت خواهدرسید 0 ( نه اینکه خواستار رسیدن به عدالت بامقبولیت مطلق باشیم که به قول حافظ درآن صورت عالمی دیگر نباید ساخت و زنوآدمی )

درتمدن مورد عصیان نیچه چنان عاطفه به زنجیر کشیده شده وچنان عقل وعلم قربه شده اند که حتی شریعت مسیح نیز دیگر نمی تواند باردیگرعاطفه آن مردمان شود 0بشر امروز حتی اگر به مجلس شادی دیگران می رود برای همسرایی باشادمانی آنان نیست . بلکه برای شادی خودمی رود واگر برمجلس عزایی می رود . نه برای تسلیت صاحبان عزا داری دردهای خودبه آنان وارد می شود0 آنچه اينان رابه این وادی کشانده است سود باوری وابزارساختن آموزه های دینی است 0

 

                                                                                ادامه دارد