2

19  اسفند  82

بيانيه سازمان مدافعين آزادي كرمانشاه در ارتباط با  برنامه ستاد ضد اصلاحات

در ستاد ضد اصلاحات چه مي‌گذرد؟

 

     رويكرد مردم ايران به جنبش اصلاحات در دوم خرداد 76 ورأي مخفي آنها به اقتدارگرايي و آمريت در عرصه حكومت ، جناح ضد اصلاحات را بر آن داشت تا با اتخاذ استراتژي ايجاد «بحران» آرامش و امنيت جامعه را بر هم زده و مردم را از راهي كه در پيش گرفته‌اند پشيمان نموده و اوضاع را به پيش از دوم خرداد هفتاد وشش برگردانند. در پيشبرد اين استراتژي چنان عمل نمودند كه رئيس جمهور در گزارشي به مردم، به     وجود آمدن هر نه روز يك بحران را مهمترين مانع فراروي اصلاحات و كندي تحقق اهداف آن اعلام نمود.

 وجود آرامش و امنيت در جامعه ضروري‌ترين نياز يك جنبش سياسي اجتماعي براي تحقق برنامه‌ها و رسيدن به اهدافش مي‌باشد و درست براي عدم دست‌يابي جنبش اصلاح‌طلبي به اين نياز جريان ضد اصلاحات استراتژي بحران را در دستور كار خود قرار داد. مسايلي كه در ماههاي اخير در مملكت جريان دارد تداوم اين استراتژي مي‌باشد. تجزيه و تحليل جريانات به وقوع پيوسته در ماههاي اخير پي از تقديم لوايح رئيس جمهور به مجلس (تبيين اختيارات رئيس جمهور. اصلاح قانون انتخابات) تاكنون بيانگر اين واقعيت است كه:  ستاد ضداصلاحات با هدايت بحران براي درهم پيچيدن بساط اصلاح و اصلاح‌طلبي در مملكت برنامه‌هايي در دست اجرا دارد كه عبارتند از:

1-   ايجاد زمينه حالت فوق‌العاده. لازمة دست‌يابي به اين مقصود بوجود آوردن ناامني در جامعه است تا به بهانه ايجاد امنيت و آرامش زمينه اصلاحات فوق‌العاده و برقراري حكومت پليسي بوجود آيد، لذا هرازگاهي مسئله‌اي دست‌ماية  تبليغات مخالفين اصلاحات قرار مي‌گيرد و مبادرت به برگزاري تجمعات غيرقانوني مي‌نمايند و در اين راستا ارزش‌ها، اعتقادات و باورهاي ديني مردم را در خدمت اهداف سياسي خود قرار مي‌دهند تا از احساسات پاك مردم سوء استفاده نمايند. مردم بايد در قبال بحران آفريني‌ها و ايجاد تشنج در جامعه آرامش خود را حفظ نموده و با بي‌اعتنايي از كنار دعوت به تجمعات غيرقانوني كه هرازگاهي توسط عوامل اجرايي ستاد ضداصلاحات به بهانه‌هاي مختلف برگزار مي‌شود بگذرند.

2-   انقلاب فرهنگي دوم. تجمعات قانوني جنبش دانشجويي در دانشگاهها و حساسيت آنها در مقابل تهديد آزادي بيان و قلم و عدم تحقق خواسته‌هاي مردم ساخته و پرداخته دشمنان خارجي داشته و با اعلام رسوخ عناصر سكولار و ايادي آمريكا در دانشگاهها برآنند تا فضا را براي بستن دانشگاهها و تسويه‌حساب با دانشجويان معترض، زمينه القاء ضرورت انقلاب فرهنگي دوم را فراهم نمايند. جنبش دانشجويي بايد ضمن ادامة فعاليت‌هاي سياسي و پاي‌فشار بر خواسته‌هاي به حق خود و با بصيرت و آگاهي از هرگونه اقدامي كه بهانه را به دست مخالفان جنبش دانشجويي دهد ممانعت نمايند.

3-   انسداد اطلاع رساني. مطبوعات مستقل و آزاد يكي از ابزارهاي مهم اطلاع‌رساني و عوامل مؤثر در تنوير افكار عمومي مي‌باشند. ستاد ضد اصلاحات براي بستن مطبوعات مستقل و آزاد و انسداد اطلا‌رساني به مردم در تلاش‌اند تا با انحاء مختلف يكي پس از ديگر مطبوعات اصلاح‌طلب را تعطيل نمايند. جناح ضد اصلاحات بداند كه با بستن مطبوعات مستقل نه تنها مانع از اطلاع‌رساني به مردم نخواهد شد بلكه با اين اقدام مردم را به سوي رسانه‌هاي خارجي سوق داده و موجب افزايش مخاطبان زيادتري براي اين رسانه‌ها خواهد شد. باوجود توسعه و پيشرفت سريع وسايل مدرن اطلاع‌رساني كه مرزهاي قراردادي كشورها را در هم شكسته و با اندك هزينه‌اي در درون منازل قابل دسترسي است ديگر به هيچ‌وجه نمي‌توان مانع دست‌يابي مردم به اطلاعات و اخبار و آخرين وقايع اتفاق افتاده در هر نقطه‌اي از جهان شد.  تلاش براي نيل به چنين هدفي جز خدمت به رسانه‌هاي بيگانه وبي‌اعتماد نمودن مردم به رسانه‌‌هاي داخلي و در نهايت خسارت به منافع ملي، ثمرة  ديگري ندارد.

4-   انحلال احزاب و تشكل‌هاي سياسي .  احزاب و تشكل‌هاي سياسي از جمله نهادهاي ضروري در يك جامعه آزاد و مردم سالار مي‌باشند كه با ايفاي نقش نظارتي بر عملكرد حكومت نمايندگي بخش‌هاي مختلفي از افكار عمومي را بر عهده داشته، ضمن تقويت تكثرگرايي در جامعه تمركز قدرت را در دست يك جريان مانع شده و موجب گردش قدرت و تحكيم مباني مردم سالاري مي‌شوند واز حاكميت اقتدارگرايي و آمريت و انحصارطلبي و تماميت خواهي ممانعت به عمل مي‌آورند. جريان ضد اصلاحات ايفاي چنين مسئوليت‌هايي را از سوي احزاب و تشكل‌هاي سياسي مغاير با ديدگاههاي خود داشته و هر روز به بهانه‌اي يكي از تشكل‌هاي تأثير گذار را آماج حملات تبليغاتي خود قرار داده و با بيان نداشتن مشروعيت ديني و جاسوسي براي بيگانگان انحلال آنها را خواستار مي‌شود و در تلاش است تا اذهان عمومي را نسبت به احزاب و تشكل‌ها بدبين نمايد. در دنياي امروز مشروعيت هر حكومتي بستگي به پايگاه مردمي واطاعت رضايتمندانه شهروندان از آن دارد و تحقق اين امر در گرو مشاركت آگاهانه اقشار مختلف مردم با هرگونه سليقه و طرز تفكري در اداره امور كشور مي‌باشد. زمينه ساز جلب اين مشاركت و در نتيجه ايجاد مشروعيت نهادهاي سياسي مي‌باشند. تلاش براي حذف هر تشكل سياسي كنار رفتن بخشي از مردم از صحنه مشاركت اجتماعي و به همان ميزان موجب كاهش مشروعيت حكومت مي‌‌گردد و به مرور زمان تداوم اين روند بحران مشروعيت و فروپاشي اجتماعي را در پي خواهد داشت.

5-   اخراج اصلاح طلبان از حاكميت. تصميم راسخ بر تداوم اصلاحات و تحقق مردم سالاري منتج به قراردادن ارگانهاي انتخابي مملكت در اختيار جريان طرفدار اصلاحات گرديد تا بدينوسيله زمينة تحقق كامل مطالبات خود را فراهم نمايند. جناح ضد اصلاحات در مقابل اين ارادة مردم با سو‌ء استفاده از اهرم‌هايي كه در اختيار دارد ضمن ايجاد موانع در ارگانهاي منتخب مردم عملاً آنها را ناكارآمد نموده واين ناكارآمدي را نتيجه ضعف عملكرد و مديريت اصلاح طلبان به اذهان عمومي القاء مي‌نمايد تا در صورت اجراي پروژة اخراج اصلاح‌طلبان از سوي مردم با مقاومت مواجه نشود. ضرورت داد در قبال اين پروژه اصلاح‌طلبان ضعف‌هاي عملكردي خود را اصلاح و با سپردن مسئوليت‌هاي اجرايي به افراد لايق، تواناو پاي‌بند به جنبش اصلاحات حربه را از دست رقيب گرفته و به افشاي موانع ايجاد شده از سوي مخالفان اصلاحات در راه تحقق مطالبات مردم اقدام نمايند.

 

     

با آرزوي فردايي بهتر در پرتو:

عـرفــان     برابري           آزادي

سازمان مدافعين آزادي (استان كرمانشاه)