19         

                                                                           24 بهمن 83                  

 

 

به نام خداوند مهر و انديشه

 

بيانيه احزاب و تشكل هاي اصلاح طلب كرمانشاه در خصوص حضور رئيس جمهور

 

بالاخره درواپسين  ماه هاي عمر 8 ساله دولت اصلاحات و بعد از گذشت بيش از 5 سال براي بار دوم،كرمانشاهيان شريف و آگاه ميزبان ديرهنگام مهمان ارجمندي هستند كه اگر چه كارشكني ها ، موانع، نامرادي ها و البته كوتاهي هاي خواسته و يا ناخواسته! بذر گلايه ورنجشي صميمانه و مشفقانه! را در دلهاي پاك و ميهن دوست بسياري از آنان كاشته است، اما هنوز هم ، آزاد انديشي، صداقت و روشن بيني او دل هاي بسياري را در گرو  خلوص ، محبت وانديشه ي خويش دارد.

احزاب و تشكل هاي اصلاح طلب كرمانشاه ، ضمن عرض خير مقدم و خوشآمد، به اين مهمان گرانقدر ،اكنون كه امكان حضور خاتمي در جمع مردم شريف استان و نخبگان، صاحبنظران و نمايندگان اقشارگوناگون فراهم آمده است، به نمايندگي از جمع كثيري از فعالان سياسي، اقشاري از مردم و نيز بر اساس كاركرد خويشي عني حلقه اتصال حاكميت و مردم، فرصت را مغتنم شمرده و مواردي را به استحضار آن مقام گرامي و مردم شريف و آگاه اين ديارمي رساند.

نزديك به 8 سال پيش مردم ايران در ادامه مبارزات و تلاش هاي بي وقفه خويش براي تحقق مطالبات ديرينه كه همه آن را مي توان در حق حاكميت ملي و به رسميت شناخته شدن حقوق اساسي و مدني و اجراي بي كم و كاست قانون اساسي به ويژه  اصول مربوط به حقوق ملت خلاصه نمود، در قالب حركتي مدني، آگاهانه و يكپارچه با شفافيت و خالي از هر گونه ابهام،  با دست يازي به انتخابي آزاد و آگاهانه، يك بار ديگر خواسته ها و مطالبات واقعي و اساسي خويش را تبيين نمودند و  بدين ترتيب با آفرينش حماسه دوم خرداد،جنبش اصلاحي مردم ايران نيز از نو متولد و قوت گرفت و وعده ها ، انديشه ها و شعارهاي خاتمي آينده اي روشن و اميد بخش را به تصوير كشيد و خورشيد شور و اميد و سرزندگي د ر آسمان سرزمين اهورايي تابيدن گرفت و البته نمي توان از دستاورد اصلي اين امر ، يعني تر ميم وباز سازي برخي فاصله ها و شكاف ها، كه بين حاكميت و مردم به علت پاره اي رفتارها و سياست ها ايجاد گرديده بود وروز به روز برعمق و گستره آن نيز افزوده مي شد نيز به سادگي گذشت. بدينسان، شور و اشتياق و اميد، عزم ها راجزم و فرصتي مغتنمي را پديد آورد تا با توسل به آن، تمامي ايرانيان شرافتمند و وطن دوست بتوانند در چارچوب نظامي كه براي تأسيس و تثبيتش مرارت ها كشيده و هزينه ها پرداخت كرده بودند و با تكيه و تاكيد بر قانون اساسي، ضمن قرار گرفتن در مسيرتحقق آرمان ها  ومطالبات ديرينه ، راه ترقي و تعالي كشور را هموار سازند . اما افسوس كه جزم انديشي ، تحجرو قدرت پرستي از يك سو و فرصت طلبي ، منفعت جويي و سوء استفاده ازموقعيت تكوين يافته، قلت اراده اي راسخ براي پيگيري مطالبات و نيز عناد و كينه جويي  دشمنان اين ملك و ملت از سوي ديگر فضا و شرايط را به گونه اي رقم زدكه كمترين پيامد آن عدم استفاده بهينه از فرصت پيش آمده بود.

جناب آقاي خاتمي، شما خود بهتر از هركس ديگري مي دانيد كه امروز كشور ما درآستانه يكي از حساسترين مقاطع تاريخي خويش قرار گرفته است. در چنين شرايط حساس و تاريخي، هر گونه سهل انگاري، بي تدبيري و عدم توجه به واقعيات و نيز در پيش گرفتن رفتارها و تحركاتي كه موجبات ناخرسندي مردم و فاصله گرفتن آنان از نظام را فراهم سازد،جز اينكه شرايط و بستر را براي نابودي، فلاكت و از هم پاشيدگي نظام و كشور فراهم نمايد، سود ي را به همراه نخواهد داشت. تنها توجه به خواست و نظر مردم و رعايت حقوق آنان و به رسميت شناختن حق حاكميت ملت آن هم به گونه اي عملي و واقعي، نه فرمايشي ( و صرفاً مبتني بر ادعا) مي تواند متضمن آينده اي روشن باشد و شكوفايي، سرفرازي و تعالي را  نويد دهد. بي ترديد در دنياي امروز هيچ چيز به اندازه مشروعيت مردمي نمي تواند پاسدار و تضمين كننده دوام و ثبات حكومت ها باشد. اما جدا از اصالت و شموليت اين اصل ، به نظر مي رسد امروز احساس نياز به كسب و تحقق اين مهم براي نظام و كشور ما، بيش از هر زمان ديگري قوت گرفته است.بنابراين مدبرانه و عقلاني است اگر تلاش براي تحقق اين اصل ، به عنوان ضروري ترين نياز حاكميت و نظام و اولويت اصلي سياست ها و برنامه ريزي هاي او در نظر گرفته شود. و البته روشن است در پيش گرفتن چه سياست ها، روش ها و رفتارهايي افزايش مشروعيت مردمي را محقق خواهد ساخت. به هر حال امروز هيچ مصلحتي را نمي توان  و نبايد بالاتر و برتر از تصميم گيري و عمل به سياست ها و خط مشي هايي فرض نمود كه توجه به خواست و كسب رضايت مردم رابه دنبال دارد.

 رئيس جمهور گرامي،  بي شك اهتمام دولت شما در ساماندهي و منطقي نمودن بسياري از روش ها براي حركت در مسير توسعه و در پيش گرفتن سياست هاي منطقي ، مدبرانه و غير احساسي در راستاي كسب جايگاه بين المللي و خروج كشور از انزوا، ستودني و قابل تقدير است و هيچ انسان منصف،  دلسوز و واقع بيني نمي تواند دستاوردهاي 8 ساله دولت شما و حركت اصلاحي را نفي نمايد، و عادلانه  و عاري از هر حب و بغضي به قضاوت بنشيند وچشمان خويش را بر تفاوت ها ي چشمگير جامعه امروزبا پيش از دوم خرداد ببندد و تغييرات ملموس بسياري از نگرش ها به ويژه در حوزه قدرت را ناديده بگيرد. اما اجازه بدهيد در فرصت پيش آمده بيشتربه نقل كاستي ها و نقد عملكردها و ترسيم واقعيت ها بپردازيم و مطمئن هستيم، كه نيك ميدانيد كه انتقاد از وضعيت موجود و ذكر پاره اي ايرادات به هيچ وجه به معني ناديده گرفتن دستاوردها ي 8 ساله دولت اصلاحات نيست.

جناب آقاي خاتمي، اگر با ديده اغماض واز سر خود فريبي و خوش خيالي و يا شعار پردازي خط بطلان بر واقعيت هاي جامعه و وضعيتي كه در آن به سر مي بريم نكشيم و واقعيات را آنگونه كه هست ، دلسوزانه ببينيم و ترسيم نماييم، تا شايد چاره اي انديشيده، و مسيري درست را به جستجو بنشينيم، به جرأت مي توان اعتراف نمود چنانچه تغيير و تصحيح بسياري از رفتارها ، سياست ها و برنامه ها را بسيار جدي و فوري در اولويت و در رأس دستوركار خويش قرار ندهيم، امكان گسست و فاصله گرفتن بيش از پيش مردم از نظام و در نتيجه كاهش مشروعيت آن را با دست خويش فراهم نموده ايم. واقعيت اين است كه در پيش گرفتن برخي رفتارها كه شما نيز در پاره اي اوقات به بهانه مصلحت و پرهيز از تنش( كه البته برخي از آنان منطقي و موجه به نظر مي رسد) در مواجهه با آنان چشم فرو بسته و سكوت   اختيار نموده ا يد، امروز جامعه ما را به سوي نا اميدي ، دلمردگي وبي اعتمادي نسبت به بخش هايي از حاكميت سوق داده است. همانگونه كه مي دانيد آنگاه كه مردم تحقق مطالبات خويش را از درون و با تكيه بر نظام جستجو مي كردند،تمامي سعي دشمنان و كينه توزان بر اين بود، اين ادعا را به پيكره جامعه و به ويژه به قواي محركه و بدنه تا ثير گذار آن تزريق و القاء نمايند ،كه ساختار ، ماهيت و ذات  نظام جمهوري اسلامي اصلاح ناپذير است و اصولاً با چنين نظام و ساختاري تضمين و تأمين حقوق اساسي و شهروندي و تحقق آرمانها ي ملت و مردمسالاري واقعي امكان پذير نيست.

و متاسفانه امروز مسير القاء و تلاش براي اثبات اين ادعا به علت نفوذ وتسلط نوعي نگاه متحجرانه و بروز بسياري از رفتارها و نيز كارشكني ها و مانع تراشي ها در مسير اصلاحات كه به موقعيت و وضعيتي كه امروز جامعه ما با آن دست به گريبان است منتهي شده،تا حدودي هموار گرديده است و  از آنجا كه امكان تحقق بخشي از شعارها، برنامه ها و وعده هايي كه شما آنان را به عنوان اهداف و برنامه هاي اصلي خويش مطرح ساختيد و استقبال بي نظير مردم از شما نيز به واسطه آنها  صورت گرفت ميسر نگرديد. آنان با جسارتي بيشتر وضعيت مبتلابه كنوني جنبش اصلاحات و عدم امكان تحقق برخي برنامه ها را دليلي مستند و محكم بر اصلاح ناپذيري نظام قلمداد مي نمايند

جناب آقاي خاتمي، آنچه در رابطه با انتخابات مجلس هفتم روي داد و شما و بدنه دولت كريمه  نيز بر خلاف وعده ها و مواضع  اوليه به مشي در پيش گرفته شده و نتايج آن تن داديد، آشكارا خط بطلاني بود كه بر توجه به خواست مردم ،مردم سالاري و آزادي كشيده شد.

 رئيس جمهور محترم،آنگاه كه حفظ نظام و مصلحت كشور را فلسفه و استدلال بسياري از سكوت ها و يا عقب نشيني هاي خود ذكر مي نماييد. اين پرسش به اذهان متبادر مي شود كه آيا سكوت و تسليم در مقابل برخي رفتارها كه موجبات كاهش مشروعيت وگسست پيوند بين مردم و نظام را فراهم مي آورد، خود بيش از هر چيز ديگري موجوديت ، ثبات و اقتدار نظام را دستخوش مخاطره نمي سازد؟ آيا به نظر شما بهترين شكل دفاع و تلاش براي حفظ و ثبات نظام وقتي ميسر نمي گردد كه اجازه داده نشود، برخي اقتدارگرايان و قدرت پرستان همه چيز را فداي مصالح، ديدگاه ها و منافع خويش نمايند؟

به هر حال اكنون تنها يك فرصت براي اميد بخشي، بازگرداندن اعتماد و كسب مشروعيت مردمي و ارائه چشم اندازي اميدواركننده از تحقق مردمسالاري و حقوق اساسي باقي مانده است. انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري فرصتي مغتنم ديگري است كه مقطع خطير و شرايطي كه امروز با آن مواجه هستيم بيش از بيش توجه و استفاده از آن را ضروري مي نمايد. اگر چه نزديكي به پايان عمر دولت شما،  اميد براي طراحي و اجراي برنامه هايي كه متضمن تحقق حداقل حقوق اساسي مردم باشد را كاهش داده است است ، اما مي توان با تدبير ، دور انديشي، پايمردي و جسارت منطقي فرصتي ديگر خلق نمود، شايد بتوان  بخشي از كوتاهي ها و فرصت سوزي ها را جبران نمود. بي شك دفاع از حق مشروع و قانوني انتخاب كردن و انتخاب شدن و برگزاري انتخاباتي آزاد، عادلانه و رقابتي وظيفه اي است كه شما بايد به عنوان آخرين فرصت براي اثبات پايبندي به تعهد و پيماني كه با ملت بسته ايد بي هيچ مسامحه و مصالحه اي آن را به انجام برسانيد. و تنها اين فرصت است كه مي تواند مسير ناهموار و پر پيچ و خم  اصلاحات را تا حدودي هموار ساخته، ساماندهي نموده و مردم را به آينده اميدوار و امكان افزايش مشروعيت نظام را فراهم نمايد.كه اگر غير از اين باشد، ناگوارترين مقطع تاريخي ما كه سرشار از هزينه ها و خسارات جبران ناپذير است رقم خواهد خورد .

به هر حال دغدغه در اين باب بسيارو دل هاي دلسوزان واقعي كشور و نظام مالامال از گلايه و نگراني است. اما به ناچار سخن  در اين باب راكوتاه نموده و فرصت را به طرح پاره اي از مشكلات ، معضلات و مسائل مربوط به اين استان مظلوم و رنج كشيده وا مي گذاريم. اگر چه حضور دير هنگام شما كه خود حكايتي ديگر از كم توجهي ومظلوميت اين ديار است، اميد براي توجه و بهبود شرايط ناشي از اين سفر و طراحي برنامه ها و راهكارهاو چاره جويي ها در اين خصوص را به حداقل ممكن كاهش داده است.اما با اين حال ذكر برخي نارسايي ها، نگراني ها و مشكلات درپيشگاه انسان دردآشنا و شنوايي چون شما خالي از فايده نخواهد بود. 

جناب آقاي خاتمي،  اگرچه طي اين سال ها استان كرمانشاه نسبت به گذشته مسير اميدواركننده اي را طي نموده است اما در اين استان هنوز هم نمادهاي بي توجهي (بيمارستان محمد كرمانشاهي، هتل بينالمللي، و تعريض خيابان مدرس) كه خود 6 سال پيش مصطلح نموديد پابرجا و استوار حضور شما را خوش آمد مي گويند و بسياري از واقعيات را به تصوير مي كشند. به هر حال همانگونه كه ذكر شد منطق و اصول اصلاح طلبي به ما آموخته است كه هيچ چيز را سياه سياه و يا سفيد سفيد نبينيم.  بنابراين قبل از هر چيز ذكر دستاوردها، نقاط قوت و فعاليت هاي مناسب و مفيد نمايندگان دولت اصلاحات و مسئولين و مديران استان را بر خويش فرض مي دانيم.

واقعيت اين است كه طي 4 سال گذشته مديريت كلان استان در مسير توسعه، به ويژه در حوزه هاي اقتصادي و صنعتي گام هاي مثبت و سازنده اي را بر داشته است،امروز بسياري از نابساماني ها و بي برنامگي ها در برخي حوزه ها به سامان نشسته است، چرخ هاي توسعه و صنعت اميدوار كننده به حركت درآمده اند و استان كرمانشاه امروز بيش از هر زمان ديگري داراي برنامه ريزي  و وجود اراده معطوف به توسعه است.. به هر حال هيچ انسان منصفي نمي تواند به سادگي از كنار برخي تحولات و كارهاي سازنده كه طي اين مدت در استان شكل گرفته است، بگذرد. اما تمركزبخش اعظمي از اهتمام و توجه به حوزه هاي اقتصادي و صنعتي و نيز عدم توجه به برخي پيش نيازها و بستر سازي ها و رعايت ننمودن پاره اي از اصول و ضوابط بنيادين و تأثير گذاركه در ادامه مورد اشاره قرار مي گيرند، موجب شده است تا آنگونه كه بايد تلاش ها و برنامه هاي مفيد به ثمر ننشيند.و بيم آن ميرود كه در آينده موجبات انحراف از مسير درست را فراهم نمايد.

بنابراين با اذعان به برخي توانايي ها، نقاط قوت و سازنده، و تلاش هاي دلسوزانه كه به جاي خويش قابل تقدير است ،برخي نارسائي ها، نقاط ضعف و معضلات و انتقاداتي كه بر مديريت استان وارد است را يادآور مي شويم:

همانگونه كه مي دانيد استان كرمانشاه جدا از موقعيت استراژيك كه مي تواند او را به دروازه ورود كشور و ارتباط با بخش مهمي از دنيا تبديل نمايد، از منابع، استعدادها و امكانات طبيعي و انساني مناسب و مطلوب بهره مند است، قطعاً استفاده از اين موقعيت و شرايط علاوه بر اينكه مي تواند بسياري از معضلات ، مشكلات و كاستي هاي  اين ديار را مرتفع سازد و امكان توسعه و پيشرفت او را به سهولت محقق سازد، قادر است در توسعه، تعالي و پيشرفت كشور نيز موثر باشد.، اما متاسفانه وجود نوعي نگاه غير واقع بينانه امنيتي و عدم اعتماد موجب گرديده است ، تا اين استان از بسياري از امكانات و احداث بسياري از پروژه هاي ملي و مادر محروم گردد.

بيشترين انتقادي كه بر مديريت كلان استان و البته در راس آن وزارتخا نه ها  وارد است مربوط به عزل و نصب ها ، چينش مديران و نيز عدم توجه به كادرسازي و تربيت مديران مي باشد. كه البته در استان ما اين امر از جمله اموري است كه موجب شده است تا حداكثر بهره مندي از برنامه ها و تلاش ها محقق نشود. يكي از شعارهاي شما و نيز اصول اصلاح طلبي استفاده از شايسته ترين و كارآمد ترين افراد در حوزه هاي مديريتي بر مبناي تخصص آنان است، اما متاسفانه در اين استان آنگونه كه بايد اين اصل مورد توجه قرار نگرفته و در برخي حوزه ها افرادي در مناصبي گمارده شده اند كه نه تنها فاقد تخصص و تجربه كافي براي انجام وظايف اختصاصي خود هستند، بلكه  مشي و نوع تفكربرخي از آنان نيز هيچگونه سنخيتي با شعارها و انديشه هاي اصلاح طلبي ندارد. واقعيت اين است كه در اين استان  از برخي نيروهاي كارآمد و شايسته كه از توان ، استعداد  و شايستگي لازم برخوردار بوده اند آنگونه كه بايد استفاده نگرديده است. و متاسفانه برخي نيروهايي كه از خارج از استان براي در اختيار گرفتن زمام بسياري از امورحساس و كليدي به كار گمارده شده اند جز درمواردي، آنگونه كه شايسته است از تجربه و توان لازم براي انجام وظايف محوله بهره مند نمي باشند.همچنين به نظر مي رسد در قاموس مديريت كلان استان اراده و اعتقاد چنداني براي تصميم گيري و برنامه ريزي بر مبناي خرد جمعي و مشورت وجود نداشته باشد.اگر چه مجموعه مدبران استان امروز از هماهنگي و انسجام بيشتري برخوردار بوده و بر كار آنان نظارتي محسوس صورت مي گيرد و از آنان براي كم كاري ها و سهل انگاري ها باز خواست مي شود كه همين امر تحركات نسبي را در بدنه مديريت استان بوجود آورده است، اما به علت اينكه مديريت كلان استان مايل است خود راساً بر تمامي موارد اشراف داشته و يا در تمامي مسائل به طور مستقيم دخالت نمايد و هيچ امري بدون نظر و اوامر او صورت واقعيت به خود نگيرد.، ابداع ، نوآوري و يا تصميم گيري هاي منطقي و مفيد در بدنه مديريت استان كاهش يافته است.

جناب آقاي خاتمي ، پاسخگويي دولتمردان، تحمل انتقادات و آراء مخالفين از جمله اصول اعلام شده از سوي حضرتعالي مي باشد.  بنابراين مديران دولت اصلاحات بايد در عمل پايبندي خود به اين اصل را به اثبات برسانند. اما متاسفانه در اين مدت نه تنها پاسخي منطقي و مناسب به انتقاداتي كه مطرح شده است داده  نشده، بلكه گاه منتقدين با ادبياتي نامناسب و توهين آميز مواجه گرديده اند. كه اين شيوه زيبنده دولتمردان اصلاحات و صاحبان انديشه اصلاحي نيست. البته بيان اين موضوع به هيچ وجه به معني تاييد صحت بسياري از انتقادات كه در پاره اي مواقع منطبق بر واقعيت نمي باشند نيست،

همانگونه كه مستحضر هستيد توسعه سياسي از جمله اصلي ترين برنامه ها و شعارهاي دولت شما  به شمار مي آمد. در واقع دولت شما به نام توسعه سياسي و توجه به مسائل فرهنگي شكل گرفت. اگر چه وجود برخي نارسايي ها، مانع تراشي ها و  مشكلات سبب شد تا دولت شما در ميانه راه از شعارهاي خويش تا حدودي دور شود و عدول كند اما خود بهتر از هر كس مي دانيد كه توسعه اقتصادي و رفع مشكلات معيشتي جز در سايه فراهم نمودن برخي بسترها و ايجاد شراط مناسب حاصل نمي شود. توسعه سياسي و فرهنگي از اساسي ترين پيش نياز ها ي توسعه همه جانبه به شمار مي آيند. در ست است كه مطالبه اصلي و اساسي مردم امروز و هميشه رفاه، معيشت  و اقتصاد بوده است، اما تحقق اين اولويت و يا راه حل حصول به آن چيز ديگري است كه به خوبي آن را دريافته بوديد. اما متاسفانه امروز اين شعار و برنامه اصلي به فراموشي سپرده شده است . و البته در جريان توسعه سياسي به خوبي به نقش و اهميت احزاب و نهادهاي مدني واقف مي باشيد. اگر چه در حوزه تعامل با احزاب و گروه ها مديريت كلان استان  نسبت به گذشته  اندكي متحول گرديده است، اما بي توجهي و عدم برنامه ريزي مناسب و نگرش كم اهميت تلقي نمودن احزاب و توسعه سياسي در اين استان كاملاً مشهود است . به زعم تلاش ها و برنامه ريزي هاي اقتصادي و صنعتي، اين حوزه بسيار مهم به فراموشي سپرده شده است. احزاب و گروه هاي سياسي اين استان به صورت واقعي و مناسب در هيچ تصميم گيري و رايزني دخالت داده نمي شوند.و تعاملي مفيد و سازنده با آنان صورت نمي گيرد.  همانگونه كه مي دانيد متاسفانه در كشور ما انگيزه فعاليت هاي سياسي و فرهنگي با توجه به هزينه دار بودن چنين فعاليت هايي به حداقل ممكن كاهش يافته است. قطعاً جز با برنامه ريزي صحيح و مناسب براي حضور و  تفهيم اهميت احزاب به تمامي بدنه هاي اجتماع به ويژه مديران و دست اندركاران نمي توان توسعه سياسي را سامان دادو محقق ساخت. متوليان حوزه فرهنگي ما نيز آنگونه كه بايد توجه چنداني به  فعاليت هاي فرهنگي از خود نشان نمي دهند و كمترين نقش را در تعامل با دغدغه داران و عناصر فرهنگي و كوشندگان اين حوزه ايفا مي نمايند. و به طور مشخص برنامه مدون و مناسبي براي توسعه فرهنگي و استفاده از استعدادها و منابع در اين خصوص نزد متوليان فرهنگي به چشم نمي آيد. متوليان فرهنگي استان به ويژه اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي و صدا و سيما  كمترين توجه را نسبت به فرهنگ، زبان  و آداب بومي  از خود نشان مي دهند اين در حالي است كه  فرهنگ هاي بومي و قومي را بايد از جمله توانمندي ها، ظرفيت ها و جذابيت هاي فرهنگ ملي به شمار آورد . مطبوعات ما به عنوان موثرترين ابزار فرهنگي در چنبره مشكلات خويش چنان گرفتار آمده اند كه روز به روز از رسالت خطير خويش فاصله مي گيرند. متاسفانه در سنجش شاخص هاي توسعه و نيز در شرح عملكردها شاخص هاي سياسي و فرهنگي همواره غايب بوده اند. اين در حالي است كه بايد شاخص ها فرهنگي و سياسي  نيز به يكي از مهمترين شاخص هاي توسعه تبديل شوند. تا بتوان ميزان توسعه يافتگي در اين حوزه را نيز به راحتي سنجيد.. 5- بي ترديد يكي از حوزه هاي بسيار مهم كه نقشي بي بديل و اساسي را در توسعه ايفا مي نمايند را بايد دانشگاه ها و مراكز آموزش عالي بشمار آورد. رشد كمي و كيفي دانشگاه ها و تلاش براي تاسيس و راه اندازي دانشگاه صنعتي به عنوان يكي از نياز هاي اساسي آموزشي استان مطلوب و از جمله دستاوردهاي دولت جنابعالي است. كه البته براي تسريع در تحقق آن بايد پيگيري هاي لازم مبذول گردد.  اما دربرخي مواقع در دانشگاه ها و مراكز آموزش عالي استان نيز مبناي مشخص و معيار مناسبي براي چينش و گزينش مديران اين حوزه  هاوجود ندارد. و انتصاب برخي مديران با توجه به سوابق و انديشه هاي  فكري آنان كه با انديشه ها و برنامه ها ي دولت اصلاح طلب در تضاد و تغاير مي باشد.موجب نگراني و شگفتي است.همچنين  در اين استان چهره هاي برجسته  و اساتيد دانشگاه در تصميم گيري ها و بسياري از برنامه ريزي ها كمترين نقش را ايفا مي نمايند . به علاوه در خصوص هزينه هاي فراواني كه دانشجويان در جريان جنبش اصلاحات متحمل شده اند نيز خود به خوبي واقف هستيد. امااخيراً برخي از دانشجويان دانشگاه رازي به زندان محكوم گرديده اند. كه بيش از بيش موجب رنجش و نگراني شده است كه با توجه به اينكه اين امر هزينه هاي بي فايده اي را تحميل مي نمايد و در شرايط كنوني زيبنده نمي باشد بايد مورد بررسي و توجه قرار گيرد. و سخن در خصوص وضعيت آموزش و پرورش و البته ميزان نقش و اهميت آن نيز تكرار مكررات است در اين خصوص همين را اشاره كنيم كه ، متاسفانه امروز اين نهاد پايه اي با مشكلات بنيادين و اساسي دست به گريبان است .فرهنگيان جامعه ما همچنان با بسياري از مشكلات كه گاه آنان را از رسالت و وظيفه اصلي دور مي سازد. دست و پنچه نرم مي كنند

 تسريع در احداث راه آهن، تبديل اين استان و يا مناطقي از آن به عنوان منطقه آزاد تجاري با توجه به موقعيت و ويژگي هاي آن، و تبديل اين استان به مركزيت غرب كشور با توجه به موقعيت و ويژگي هاي آن، تلاش براي  هم سطح شدن ميزان سرانه توليد ناخالص ملي با ساير استانها  ، نگاه كلان شهري به اين استان با توجه وضعيت آن و در اختيار گذاشتن منابع و سازوكارهاي چنين نگاهي، تسريع در انجام و رتق و فتق نمودن امور مربوط به نمادهاي بي توجهي از جمله  مواردي است كه توجه و پيگيري جنابعالي را مي طلبد. سخن بسيار و مطالبات بي شمار است اما وقت و موقعيت چاره اي جز كوتاه آمدن باقي نگذاشته است . در پايان توفيق جنابعالي را خواستار و اميد واريم بعد از پايان عمر حضورتان در قدرت همچنان نيروي ارزنده اي براي تداوم اصلاحات و تحقق انديشه هاي خويش باشيد.

 

                                 به امید فردایی بهتر در پرتو

                                عرفان       برابری      آزادی

                   سازمان مدافعین آزادی استان کرمانشاه