همه ساله با فرارسيدن 29 خرداد
ياد و خاطره بزرگ مردي در اذهان زنده مي شود كه عمر كوتاه خود را با عشق به خدا و
مردم ،كوشش در راه اعتلاي آزادي انسانو مبارزه بر عليه سه عنصر استبداد ،
استثمار ، استحمار كه در طول تاريخ
حيات ملت ما موجب افول و انحطاط ايران زمين بوده اند ، گذراند .شريعتي مردي كه
زندگي وشخصيتش تبلور عقيده و هدفش بود .
در طول تاريخ حيات بشر آن
هنگامي كه فتنه ها چون پاره هاي شب ظلماني افق زندگي مردم را تيره وتار نموده
بودند وظلم و ستم ،خشونت ، جهل و نا آگاهي جامعه را به صورت جهنمي در آورده و
اكثريت مردم مي سوختند تابه محفل عيش و عشرت خداوندان زر وزور و تزوير روشنايي
بخشند ،در چنين شرايطي پيام رحمت الهي و نويد آزادي به وسيله افرادي كه تداوم بخش
راه انبياء بودند در جامعه طنين انداز مي شد .نويد پايان شب ديجور ظلم و بيداد را
به مستضعفان مي دادند و لرزه بر اندام حاكمان جبار و غاصبان حاكميت ملي مي
انداختند .
دكتر شريعتي از جمله اين مردان
الهي بود كهدر كالبد يخ بسته و منجمد جامعه زمان خود روح حيات دميد و نسل جوان رميده از دين و نا اميد از اسلام را
با طرح نظريه عرفان ، برابري ، آزادي به دامان معنويت باز گرداند .
حسينييه
ارشاد را به پايگاهي براي مبارزه با ارتجاع و كج انديشي وزدودن خرافات از دين مبدل نمودو با ارائه طرح هاي چه بايد كرد
، از كجا آغاز كنيم ، بازگشت به خويشتن به نسل جستجوگر راه رهايي آموخت تا براي
ايفاي مسئوليتي كه در قبال مردم ومملكت دارندچه بايد بكنند واز كجا شروع نمايند و
به كجا باز گردند .
از نخستن كار
هاي پر ارج و مؤثر دكتر شريعتي طرح علمي مذهب در سه سطح تاريخ اديان . جامعه شناسي مذهبي . اسلام شناسي در
ميان تحصيلكرده ها و روشنفكران و از دعوت به ادامه نهضت تجديد حيات اسلامي در دهه
40 بود . او با صبر و استقامت وصف
ناپذيري توده هاي مسلمان را به بازگشت به قرآن فرا خواند و با تحليلي نو از مفاهيم
اعتقادي عملي اسلاماز ديدگاه جامعه شناختي قرن ما ،حركتي نو آفريد و تنها راه نجات
بازگشت به اسلام راستين اعلام داشت . او از بر جسته ترين جهره هاي رنسانس اسلامي است كه تلاش هايش با
طرح مباحث شهادت ، حسين وارث آدم ، ياد يادآوران ،شيعه يك حزب تمام و ... در سرعت بخشيدن به انقلاب اسلامي نقشي
مؤثر و فراموش نشدني داشت .
با تحليلي علمي
و جامعه شناسيو طرح مباحث فلسفه تاريخ ، شرك و توحيد ، جهت گيري طبقاتي اسلام و ... دو قطبي بودن تاريخ را از
ديدگاه ايدئولوژي اسلامي نشان داد وهابيل وقابيل را مظهر اين دو قطب وسمبل دو
جريان عدالت خواهي و بيدادگري معرفي نمود كه صحنه تاريخ حيات بشر نبردگاه هميشگي دو جريان مذكور بوده است .
پيامبران و طرفداران آن ها را از تبار هابيل و نماينده حق و حاكمان جور وقدرت هاي
غاصب وارثان قابيل و نماينده باطل
اعلام نمود كه تاريخ با جنگ اين دوبرادر آغاز شده و همچنان تا برقراري و حاكميت مستضعفان بر زمين
ادامه دارد .
او نه تنها
تاريخ اسلام را كه تاريخ تشيع را به درستي به نسل جوان و روشنفكر شناساند و خاندان
خائن ، توطئه گر و عوام فريب صفويه به عنوان عامل مسخ تشيع و انحراف از مسير اصليش
و استفاذه كننده ابزاري از آن براي بقاي حكومت خود و مقابله با امپراتوري عثماني
معدفي و چه خوب اين توطئه تاريخي را تشريح نمود ، با كنفانس هاي تشيع علوي و تشيع
صفوي ، مذهب عليه مذهب ،تشيع سرخ و تشيع سياه .
براي ايجاد
وحدت در بين فرق اسلامي خصوصاً تشيع و تسنن ، تشيع علوي را ادامه تسنن محمدي دانست
و نزاع موجود در تاريخ اسلام را جنگ بين تشيع صفوي و تشيع اموي براي ارضاع
خودخواهي ها و رياست طلبي ها براي استعمار و استحمار مسلمانان اعلام نمود .
با تحليلي علمي
و دور از پيش داوري هاي غلط مكاتب بشري را خصوصاً ماركسيسم با بحث هايي چون :
انسان ، اسلام ، ماركسيسم . اگر پاپ
و ماركس نبودند ، اگزيستانسياليسم به نقد كشاند و معايب آن ها را بيان نمود . او
روشنفكري خود آگاه و مسئول بود كه به خوبي در يافته بود كه : روشنفكر بايد بنا بر
مسئوليت خطير خود با بررسي دقيق مسائل جامعه خويش علل انحطاط آن را كشف و جامعه
خواب آلود و نا آگاهش را از آن آگاه
نمايد .با تحث هايي چون : پيام اميد به روشنفكر مسئول ،روشنفكر و مسئوليت او در جامعه .
در پايان ودر
سالگرد عروج ملكوتيش نسل جوان را به مطالعه عميق آثار ارزشمند اين متفكر مجاهد فرا
مي خوانيبم تا با چهره اسلام اصيل ،
رهايي بخش و ضد ستم و جور آشنايي بيشتري پيدا كنند . درود به روان تابناك معلم
شهيد دكتر شريعتي كه به نسل مسلمان ما در س گستاخي و بي پروايي آموخت تا بي هيچ
واهمه اي بر افكار پوسيده و متعفن و ارنجاعي بشورند و به همه نظام هاي جور وبيداد
و كهنه پرست نه بگويند و در اين راه از هيچ خطر ، تهديد ، تكفير و ناسزاگويي پروا
ننموده و هيچ حقيقتي را فداي مصلحت ننمايند .
به اميد فردايي بهتر در پرتو :
عرفان
برابري آزادي
سازمان
مدافعين آزادي استان كرمانتشاه