32    

   

30بهمن84

 

بيانيه تحليلي سازمان مدافعين آزادي- استان كرمانشاه در ارتباط با عوامل شكل گيري انقلاب

 

27 سال از پيروزی انقلاب مردم ايران در بهمن ماه سال57 می گذرد و اينك بيست و هشتمين سال آن آغاز گشته است . اين مدت، فرصت مناسبی است برای آنکه تحليلی بر آنچه موجب شکل گيری اين حرکت و تحول عظيم در کشور ما شد و همچنين اهداف و آرمان هاي انقلاب، ميزان تحقق آن‌ها پس از اين سال‌ها و علل و عوامل ناکامی و كاميابي ها و آفت هائی که حکومت برآمده از انقلاب را تهديد می کرده و می کند ارائه گردد.

 سازمان مدافعين آزادی- استان کرمانشاه بر آن است در سلسله بيانيه های تحليلی اين مباحث را گشوده و ديدگاه های خود را در ارتباط با آنها ارائه دهد، اميد است که از قبل اين سری بيانيه ها گامی در جهت تقويت پايه های دموکراسی در جامعه برداشته شود.

مهم.ترين عواملی که موجب سر نگونی حکومت دو هزار و پانصد ساله سلطنتی در ايران و خاتمه دادن به حاكميت مستبدانه پهلوي شد را می توان در بخش های زيرعنوان نمود:

اقتصادی: شوک های بزرگ نفتی که به بيش از 10 برابر شدن درآمدهای کشور انجاميد ،احساس عدم نياز شاه به مردم ، خودخواهی ، يکه تازی و بلند پروازي هاي اورا در مناسبات داخلی و بين المللی فراهم نمود. ناعادلانه بودن توزيع اين درآمدها در جامعه هم از نظر جغرافيائی و هم از نظر طبقاتی شکاف اقتصادی را در بين طبقات جامعه افزايش داد. رشد سريع درآمدهای کشور، اين توهم را در حکومت يکه سالار او ايجاد کرد که می‌تواند ايران را به سرعت به دروازه های تمدن برساند.رشد اقتصادی بالا اما نامتوارن به اين توهم شاه بيش از پيش دامن زد.از سوي ديگر اين درآمد موجب گرديد تا برنامه ريزان مملكت تباني ها و زدوبندهابي براي غارت و به جيب زدن سرمايه ي ملي در قالب برنامه هاي عمراني انجام دهند كه زمينه‌ي نارضايتي‌هاي اجتماعي را مهيا نمود .

مذهبی: اگرچه شاه در برخورد با مذهب سنتی وبسته حاکم بر جامعه روش قهرآميزی را که رضاخان در پيش گرفته بود دنبال نکرد اما هويت غيرمذهبی حکومت شاه و برنامه‌ريزي درترويج  ،گسترش و اشاعه فرهنگ بي بندوباري به تبعيت از غرب تحت عنوان مدرن كردن جامعه، از طرف حکومت که مورد قبول اکثريت مذهبي جامعه نبوده و در تضاد کاملی با باورهای مذهبی ،آداب و رسوم وفرهنگ مردم قرار می گرفت عملاٌ جوّ مخالفت با باورها و اعتقادات ديني را در جامعه به‌وجود آورد و ماهيت ضد مذهبي رژيم را عيان نمود. عدم احساس شاه به نظارت نهاد مرجعيت ديني كه يكي از پايه هاي جكومت رادرطول تاريخ ايران تشكيل مي داد نارضايتی بخش هائی از اين نهاد و به تبع آن انتقال اين ناخرسندی از طريق حوزه هاي علميه و روحانيون به مردم می‌شد. بدين ترتيب يکی از پايه‌های مهمي که حکومت به طور سنتی بر آن متکی بود به شدت متزلزل ساخت .

ظهور بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران در  عرصه مرجعيت و دفاع ايشان از حقوق ملت و مخالفت بااستبداد حكومت پهلوي از پايگاه مرجعيت ره آورد اين بي اعتنايي بوده و چنان تحولي در افكار مردم به وجود آورد كه قيام همگاني 15 خرداد سال 42 و تزلزل در اركان حكومتي كه حود را در لواي حمايت آمريكا تثبيت شده بي نياز از هر حمايت ديگري مي‌ديد ، به وجود آورد.

تحول فکری صورت گرفته در حوزه هاي علميه با تلاش روشنفكرانه و نوآوري هاي ديني شخصيت هايي چون آيت ا..طالقاني ، شهيد مطهری و …. انتقال اين انديشه ي نو در رابطه با دين توسط طلاب جوان به عموم مردم ، بر قراري ارتباط بين مراكز دانشگاهي و حوزه هاي علميه از طريق اين شخصيت‌ها موجب تنوير افكار عمومي و وحدت دو قشر روحاني و دانشجو شده، تسريع در مبارزه را ايجاد نمود .

حضور فعال روشنفكران ديني و نوآوري در دين با ورود انديشمنداني چون مهندس بازرگان و همچنين دکتر شريعتی به عرصه ي دانشگاه كه تلفيقی نوين از سوسياليسم و تشييع را ارائه می داد به تبديل رويکرد چپ مذهبی به گفتمان غالب جامعه انجاميد كه اين هردو در تناقض با مبانی شکل‌دهنده‌ی سيستم جكومتي پهلوی بودند. نسل دانشحو با گرايش به اين رويكرد مراكز آموزش عالي را به پايگاهي مبارزاتي برعليه رژيم شاه مبدل نمود و مبارزه براي رهايي مملكت از سيطره‌ي استعمار را با تكيه بر دين‌از دست جريان ماركسيستي كه تا قبل از اين حرف اول را مي زد گرفت .

اجتماعی: گسترش ارتباطات از طريق تلفن ، راديو ، نوار و انتشار نشريات و اعلاميه‌هاي آشكار و مخفي که موجب افزايش روزافزون آگاهی در طبقات مختلف جامعه می شد ، گسترش ايدئولوژی چپ که ايران را به عنوان يکی از اقمار آمريکا در منطقه نمی پسنديد و به سيستم کاپيتاليستی انتقاد جدی داشت و معضلات جامعه را ناشی از سرسپردگی به امپرياليسم می دانست. همچنين گسترش دانشگاه ها که گفتمان رايج در طبقات روشنفکری ودغده های آنان راازطريق طبقه ی تازه شکل گرفته ی دانشجو به ميان بخش های پايين جامعه و شهرها و روستاهای دور از مرکز می‌برد. توسعه‌ی نامتوازن و غافل شدن از بخش هائی از جامعه ، شکاف بين شهر و روستا موجب عدم درک گروه‌های مختلف اجتماعی از يکديگر و همچنين نسبت به حکومت شد.شکاف عظيمی که از جهت فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی بين آحاد مردم و اقليتی که به هزار فاميل مالک ايران معروف بودند وجود داشت نارضايتی اجتماعی از حکومت پهلوی را دو چندان می کرد.

سياسی: کودتای 28 مرداد که فرصت بزرگ مردم سالاری و تکيه بر گفتمان ملی را از کشور گرفت و دشمنی هميشگی شاه با دکتر مصدق که هراز چندگاهی در سخنرانی‌هايش بروز می کرد، حکومت يکدست و مطلقه ای را برای شاه فراهم نمود که اصطلاح شاه مشروطه‌ای که به قانون اساسی سوگند خورده است به مضحکه ای غيرقابل اعتنا بدل شد. عدم اعتنای شاه به اين قانون و قبضه کردن همه ی ارکان قدرت که با غير مؤثر کردن انتخابات از طريق رد صلاحيت ها و دست بردن در آرا صورت می گرفت مجلس مشروطه را به ارگان ثناگوی شاه و تأييد و تصويب کننده ی فرامين او و نخست وزير را به دست بوس وي و تدار کانچی دربار تبديل ساخته بود.

سانسور کتابها و نشريات و عدم آزادی بيان که امکان فعاليت سياسی را از احزاب و گروه های مستقل از قدرت می گرفت و شکنجه‌های وحشيانه‌ي مبارزان راه استقلال و آزادي مردم، کار را به جائی کشاند که مهندس بازرگان در دادگاه نهضت آزادی هشدار داد که ما آخرين گروهی هستيم که از سنگر قانون اساسی و از طريق قلم به مخالفت حقوقی با حکومت شاه می پردازيم . اينچنين بود که گروه های مسلمان و مارکسيست مبارزه‌ی مسلحانه را تنها راه اصلاح و براندازي جكومت خودکامه ای كه شاه ايجاد کرده بود يافتند. بلند نشدن صدای مخالف و تبليغ همراه بودن جامعه با حکومت چنان در باور شاه و اطرافيانش رخنه کرده بود که عدم نظارت از بال ابر نهادهای دولتی و عدم وجود نظارت مردمي که از طريق احزاب و سنديکاها صورت می گيرد ، فساد و تبعيض را در سيستم حکومتی به اعلا درجه ي خود رسانده بود .

 رهبري واحد : راديکال شدن جريان مذهبی به رهبری آيت الله خمينی که گفتمان خود را از نصيحت و ارشاد در آغاز ، به سمت سرنگونی رژيم شاه تغيير داده بود و عامل تبعيد ايشان از سوي حكومت به خارج از كشور گرديد ، پايگاه بزرگ اجتماعی و اعتماد و اطمينانی که مردم به جريان مذهبی داشتند،زمينه ساز رهبري واحد براي هدايت مبارزه گرديد و امام خميني چنين مسئوليت خطيري را براي هدايت  مبارزه عهده دار شد .

وحدت مردم : وحدت تمامي اصناف و احزاب و گرو ه‌های مختلف مردم در پيروی از مرجعيت و رهبري واحد با محوريت امام خمينی در مبارزه با شاه و اجتناب از تفرقه و تشتت ، ركن و عامل مهمي در رقم زدن پيروزي مبارزه گرديد. اين وحدت کلمه همراه با اطمينان يافتن عزب از اينکه روند انقلاب به علت قدرت جريان مذهبی به سمت يک انقلاب کمونيستی نخواهد رفت منجر به انقلابی شد که در مدتی حدود يک سال طومار حکومت پادشاهی ايران را در هم پيچيد

مردمی که ايمان داشتند با حاکم شدن اسلام و استقرار مدينه النبی و حکومتي علی وار تمامی مشکلات و بيچارگی ، بدبختی و فقر، جرم و گناه از حکومت و جامعه برچيده خواهد شد و انقلاب مدينه‌ی فاضله‌ای را برايشان به ارمغان خواهدآورد ،حرکتی را پديد آوردند که تبديل به يکی از مهمترين و بزرگترين وقايع قرن بيستم شد.

 

 

 

به اميد فردايي بهتر در پرتو :

عرفان        برابري     آزادي

سازمان مدافعين آزادي-استان كرمانشاه