اصول راهبردي جريان دمكراسي

هفتمين نشست عمومى هسته هاى دانشجويى جبهه مشاركت روز پنج شنبه برگزار شد. سيد مصطفى تاج زاده عضو شوراى مركزى جبهه مشاركت در اين نشست به ارائه ۸ اصل به عنوان لوازم تعيين يك استراتژى مناسب براى جريان دموكراسى خواهى در شرايط كنونى كشور پرداخت. به گفته وى اين اصول به شرح زير است:

 
راهبرد بايد متكى بر يك محور اصلى يعنى شكاف ميان «دموكراسى و استبداد» باشد. به عبارت ديگر تقسيم بندى «سنت _ مدرنيسم»، و يا «اسلام _ سكولاريسم»، «روحانى _ دانشگاهى» و «درون حكومتى _ برون حكومتى» پاسخگوى مطالبات جامعه نيست.

 
استراتژى دموكراسى خواهى بايد متوسط جامعه را مخاطب قرار دهد نه طبقات و نهادهاى مدنى و احزاب كه ضعيف تر از توده و متوسط جامعه هستند، در جنبش هاى تاريخ معاصر ايران، همواره با گفتمان به پيروزى رسيده اند و نه سازماندهى . البته يك جنبش رامى توان با گفتمان به پيروزى رساند، اما نمى توان آن را تداوم داد، و در آنجا سازماندهى مهم تر است. دليل تداوم انقلاب نيز كادرسازى و سازماندهى بلافاصله پس از پيروزى بود كه اگر شكل نگرفته بود، معلوم نبود كه جمهورى اسلامى ۲۵ سال تدوام يابد.

استراتژى نبايد با قانون و از سوى ديگر با اسلام تضاد داشته باشد. لذا شعار «تغيير قانون اساسى» موفق نخواهد بود. گفتمان ضدمذهبى نيز هرچه بيشتر رواج يابد، پروژه دموكراتيزاسيون را به تعويق مى اندازد. در مورد تغيير قانون اساسى هم توضيحى مى دهم. ما يك ساخت واقعى و يك ساخت حقوقى قدرت داريم. ساخت حقوقى از مشروطه شكل گرفته است، قانون اساسى انقلاب اسلامى و مشروطه چون جنبش هاى مردمى بودند از عناصر زيادى در دفاع از حقوق مردم برخوردار بودند. كسانى كه شعار تغيير قانون اساسى مى دهند، ميان اين قانون اساسى با اقتدارگرايان «اين همانى» برقرار مى كنند. در حالى كه مبارزه با تأكيد بر قانون اساسى اولاً اقدامات غيرقانونى اقتدارگرايان را افشا مى كند و ثانياً با يك ساخت غيرقانونى بهتر مى توان مبارزه كرد. همه كارهاى چند سال گذشته مثل تعطيلى مطبوعات، برخورد با دانشجويان، بازداشت فعالان سياسى و ردصلاحيت ها طبق قانون اساسى غيرقانونى است و تأكيد بر تغيير قانون اساسى يعنى پذيرش قانونى بودن اين اقدامات و تبرئه كردن تاييد ساختار حقيقى قدرت.

در يك استراتژى دموكراسى خواهانه نمى توان از روش هاى خشن استفاده كرد، زيرا امكان ترغيب جامعه مدنى و قدرت به نظامى كردن، امنيتى كردن فضا را بسيار زياد مى كند.

 
استراتژى دموكراسى خواهى همان طور كه در چالش نظرى دموكراسى _ استبداد قرار مى گيرد بايد در عرصه عملى هم زمينه همكارى همه نيروهاى دموكراتيك را فراهم آورد.

البته همكارى، با ائتلاف فرق دارد، ائتلاف نيازمند بحث هايى است كه فقط تعارض ها را افزايش مى دهد. البته معنى عدم ائتلاف، عدم همكارى نيست.

استراتژى بايد هزينه فعاليت سياسى را كاهش دهد و يا حداقل افزايش ندهد. چون به محض افزايش هزينه نيروهاى زيادى از عرصه فعاليت هاى سياسى كنار مى روند، و در واقع كاهش هزينه به افزايش سياسى شدن كمك مى كند.

 
استراتژى سياسى بايد از هر راهبردى كه منجر به موفقيت اقتدارگرايان شود، پرهيز كند. شعارهاى راديكال معمولاً مخالفان را منسجم و هواداران دموكراسى را منشعب مى كند. همان طور كه مجلس چهارم پس از حذف جناح چپ دچار انشعاب شد.

اگر كسانى معيارشان در اتخاذ يك راهبرد، پيشبرد پروژه دموكراسى است بايد اين آرمان برايشان از مسائلى كه براى هر انسانى مى تواند مهم باشد - مثل قبضه قدرت يا جلب افكار عمومى يا حذف نيروها و عقايدى كه نمى پسندد _ مهم تر باشد. فعال عرصه دموكراسى خواهى بايد ملتزم به آرمانش باشد ولو اينكه سود چندانى نبرد. به همين خاطر موفقيت اصلى در دموكراسى خواهى در شرايط كنونى نهادسازى و ترويج اخلاق، ادبيات و گفت وگوى دموكراتيك است.