سه احتمال، هر
سه خطرناك
عباس عبدي
اتفاقي
كه طي روزهاي گذشته در دانشكده پليتكنيك تهران رخ داد، از برخي جهات بسيار مهم
و نقطه عطفي تلقي ميشود كه بايد به آن پرداخته شود. اين يادداشت سه احتمال را براي
آن رويداد متصور ميداند كه هر سه خطرناك هستند
احتمالاً
اكثر خوانندگان محترم در جريان وقايع دانشگاه پليتكنيك تهران هستند و بر اهميت
اين دانشگاه در روند حضور و حيات دانشجويي آگاهي دارند. انتشار مطالبي با لوگوي
4نشريه اين دانشگاه و پخش آن در برخي نقاط دانشگاه كه متضمن توهينهاي صريح به
ائمه (ع) و حكومت بوده است موجب بروز واكنشهاي متعددي شده است. من قصد ورود به جزييات
اين مسأله را ندارم چرا كه در توان من نيست و قصد موضعگيري هم ندارم كه اين كار
در اين وبسايت انجام نميشود. اما فكر ميكنم سه احتمال را در اين واقعه ميتوان
مدنظر قرار داد كه هر سه احتمال نيز متأسفانه خطرناك است.
1ـ يك احتمال اين است كه دانشجويان با قصد
قبلي چنين كرده باشند. و چون ديدهاند كه نتائج آن
مناسب نيست،
اقدام به تكذيب كردهاند گرچه چنين احتمالي بسيار بعيد است، زيرا آنان طبعا
ميدانستند كه چنين كاري به سرعت روشن ميشود و نه تنها اصل قضيه گريبان آنان را
ميگيرد، بلكه تكذيب بعدي آن نيز بدتر است. اما بعيد بودنش هم ناشي از ادبيات بكار
رفته در اين مطلب منتشره و هم غير محتمل بودن هماهنگ كردن مديران نشريات است. و
اين كه آنان هر انتقادي هم داشته باشند در چارچوب مطلب منتشره خود را قرار نميدهند.
2ـ احتمال دوم اين است كه گروه رقيب كه قصد حذف كلي دانشجويان و ضربه زدن
به آنان را بويژه در پليتكنيك دارد، چنين برنامهاي را تدارك ديده باشد. تصور
ميكنم گروه
رقيب هم بعيد است كه به صورت نظاممند چنين كاري را در داخل دانشگاه انجام
دهد. آنها هم در شرايطي نيستند كه چنين كنند. اما در هر حال اگر اين اقدام را كرده
باشند، نشاندهنده وخامت اوضاع در رفتار آنهاست كه بسيار خطرناك مي نمايد. همچنان
كه احتمال اول هم فوقالعاده خطرناك و با آثار مخرب است.
3ـ احتمال سوم اين است كه فرد يا
جريان ثالثي، و از بيرون دانشگاه چنين اقدامي را انجام داده تا فضاي دانشگاه را متشنج و بستهتر كند. يك جريان با هدف دفاع از نظام چنين
اقدامي را ممكن است انجام دهد، و جريان ديگر با
هدف براندازي آن. جريان اول حذف همه دانشجويان
مخالف و ديگر
منتقدين را تقويت نظام ميداند و جريان دوم هم بستهتر شدن فضا را براي
براندازي مناسبتر ميداند.
اين
حالت نیز خطرناك است، زيرا نشاندهنده
مستعد بودن
شرايط در جامعه به نحوی است كه افراد و گروهها به سهولت بازيچه اقدامات تخريبي
ديگران قرار می گیرند و قبل از آن که حقیقت روشن شود چنان غائله
ای را علیه مردم و دانشجویان بر
پا می کنند که حتی بر اثر روشن شده حقیقت هم چندان رغبتی
به اعلان آن نداشته باشند.
من واقعاً نميدانم
كدام احتمال قطعي است، گرچه احتمال اول را بسيار ضعيف ميدانم و
بيشتر ظن و گمان من به احتمال سوم ميرود كه ميتوانند
از هر دو منظر
اقدام به قضيه كرده باشند، اما در هر حال هر يك از اين احتمالات باشد ،هر سه خطرناك است،و بايد نگران
ادامه وضعيت كنوني جامعه بود.