MIME-Version: 1.0 Content-Location: file:///C:/8C83B229/defaeazroshanfekredini.htm Content-Transfer-Encoding: quoted-printable Content-Type: text/html; charset="us-ascii"
<=
b>نوش=
1578;ه اى
در دفاع از
«روشنفكر
دينى»
<=
b>عقل
نقاد و گوهر
قدسى
<=
b>
=
دكترعلى
پايا
=
شرق :=
احمد صدرى،
در مقاله اى
مفهوم
«روشنفكر دي=
06;ى»
را به منزله
يك ابزار
تحليل امور
اجتماعى، غي=
85;سودمند
به شمار آورد=
607;
و پيشنهاد
كرده به عوض
استفاده از
تقسيم بندى
«روشنفكر
دينى _ روشنفك=
1585;
غيردينى» از
تقسيم بندى
«روشنفكر
بومى _ روشنفك=
1585;
جهانشهر»
استفاده شود.±=
7; در
اين يادداشت
كوشش مى شود
تا از مفهوم
«روشنفكر
دينى» و
سودمندى آن د=
585;
مقام
تحليل هاى ن=
2;رى
دفاع شود. در
اين دفاع
ابتدا به برخ=
609;
از نقاط ضعف
مقاله صدرى ك=
607;
در جهت گيرى
اصلى او نقش د=
1575;شته اند
پرداخته
مى شود و سپس
در چارچوب
گسترده ترى =
0;نبه هاى
نظرى حائز
اهميت مفهوم
«روشنفكرى د=
10;نى»
توضيح داده
مى شود و
استدلال هاي=
;ى
در دفاع از آن
ارائه
مى گردد. در
پايان با
قرائتى همدل=
75;نه تر
تفسيرى از
پيشنهاد صدر=
09;
عرضه مى شود
كه با نكات
مطرح شده در
اين يادداشت
هماهنگى و
همسويى پيدا
مى كند.نويس =
6;ده
مقاله دكتر ع=
604;ى
پايا استاد
فلسفه علم اس=
578;
و در دانشگاه
وست مينيستر
انگلستان
تدريس و پژوه=
588;
مى كند.
•••<=
o:p>
=
دوست
عزيزم دكتر
احمد صدرى بح=
579;
خود را با اين &=
#1606;كته
صحيح آغاز
مى كند كه
وظيفه علوم
مختلف اعم از
علوم طبيعى،
انسانى و
اجتماع ارائ=
07;
مدل هاى قاب =
4;
فهم از
پديدار هاى
پيچيده (خواه
در قلمرو
طبيعت و خواه
در حوزه
اجتماع) است. ا&=
#1605;ا
در توضيح اين
نكته مطلبى ر=
575;
به عنوان يك گ=
1586;اره
صادق بازگو
مى كند كه به
كلى
مناقشه آميز
و بحث انگيز
است و شمار
زيادى از
صاحب نظران
با آن (لااقل
در شكلى كه او
بيان كرده)
موافقت
ندارند. صدرى
در بحث از
تقسيم بندى =
ها
و ادامه سخن
در
غيرسودمندى
تقسيم بندى
روشنفكران ب=
07;
دينى و
غيردينى
مى نويسد:
«البته هيچ
تقسيم بندى =
اى
را نمى توان
غلط خواند بل=
603;ه
به جاى درست =
9;
و نادرستى
بايد از فايد=
607;
تقسيم بندى =
ها
سئوال
كرد.»بحث
درباره
تقسيم بندى
هاى علمى و
شأن معرفتى
آنها در زمره
مباحث مهمى
است كه فلاسف=
607;
علم طى
دهه هاى
متمادى عهده&nbs=
p;دار
بررسى و امعا=
606;
نظر درباره آ=
606;
بوده اند. مح=
89;ول
اين تاملات و
تدقيقات نظر=
09;
آراى روشنگر=
09;
است كه در اين
زمينه عرضه
شده. عصاره
اين آرا را
مى توان به
نحو خلاصه
اين گونه بي=
5;ن
كرد: از
ديدگاه آن
دسته از
عالمانى كه ب=
607;
علم به منزله
يك ابزار
مى نگرند و
براى آن شأن
معرفت بخشى
قائل نيستند=
48;
تقسيم بندى =
هايى
كه در علوم
مختلف مورد
استفاده قرا=
85;
مى گيرد صرف=
5;ً
از حيث مفيد
بودن يا
غيرمفيد بود=
06;
ابزارى محل
اعتناست. همه
عالمانى كه ا=
586;
حيث رويكرد
فلسفى مذاق
ابزارانگار=
5;نه،
يا پراگماتي=
87;تى،
يا اصالت
عمليات۲<=
span
lang=3DAR-SA style=3D'font-size:16.0pt;color:black'>
دارند مدافع
اين نظرند.
اين عالمان ب=
607;
دلالت ديدگا=
07;
خود،
خواه ناخواه=
;،
به ورطه
ضدرئاليسم د=
85;
علم در
مى غلتند و
خواه ناخواه
علم و تكنولو=
688;ى
را در يك تراز
جاى مى دهند =
08;
تفاوتى ميان
آن دو قائل
نمى شوند.
در برابر اين
گروه عالمان
رئاليست قرا=
85;
دارند كه برا=
609;
علم شان
معرفت بخشى (=
08;
نه صرفاً ابز=
575;رى)
قائلند و به
اين اعتبار
مدعى اند كه
طبقه بندى ه=
اى
علمى كه از
ناحيه عالما=
06;
و براى شناخت
واقعيت
پيچيده
پيشنهاد
مى شود
احياناً مى =
8;وانند
با مفاصل و
بند ها و نقا=
91;
اتصال و پيون=
583;
اجزاى
واقعيت، يعن=
09;
درست در همان
مواضعى كه خو=
583;
واقعيت
دستخوش تقسي=
05;
و تقطيع شده
انطباق پيدا
كنند و به اين
ترتيب گزارش=
09;
صادق از امر
واقع ارائه
دهند. اين
گروه از
عالمان البت=
07;
از تقسيمات
مصنوعى نيز
عنداللزوم
بهره مى گير =
6;د،
اما بر اين
باورند كه هر
اندازه تقسي=
05; بندى
ها و مقولات
پيشنهادى
نزديك تر به
واقع باشد،
احياناً
ميزان
سودمندى عمل=
09;
آنها نيز
افزايش
مى يابد. به
اعتبار همين
ديدگاه،
عالمان
رئاليست نه
تنها به
تقسيم بندى =
ها
از منظر
سودمندى و
فايده آنها
نظر مى كنند =
03;ه
آنها را از
حيث نزديكى ي=
575;
دورى از واقع
نيز مورد
نقادى قرار
مى دهند. به
اين ترتيب از
ديدگاه
عالمان
رئاليست
على الاصول
مى توان از ن=
75;درستى
تقسيم بندى =
ها
سخن گفت و
آنها را كنار
گذارد. و يا در
مواردى
به رغم علم ب=
07;
نادرستى برخ=
09;
تقسيم بندى =
ها،
بنا به علل و
دلايلى از
آنها در
محدوده هاى
خاصى بهره
گرفت.
به عنوان مثا=
604;
عالمان علوم
طبيعى اكنون
بر اين باورن=
583;
كه
تقسيم بندى
مواد طبيعى ب=
607;
آنها كه دارا=
609;
فلوژيستون
هستند و آنها
كه چنين
نيستند، و يا
تقسيم بندى
عناصر به خاك
و آب و هوا و
آتش و اثير
آن گونه كه
قدما تلقى
مى كردند
نادرست است.
آنان همچنين
معتقدند كه
تقسيم نيروه=
75;ى
موجود در عال=
605;
به آنها كه
اثرشان به نح=
608;
زمانمند
انتقال
مى يابد و
آنها كه
اثرشان آناً =
608;
بدون صرف زما=
606;
منتقل
مى شود،
چنانكه نيوت=
06;
مى پنداشت،
تقسيم بندى
صحيحى نيست.
با اين حال
اين عالمان،
در حوزه هاي =
9;
نظير ارسال ا=
602;مار
مصنوعى به
فضا، براى
انجام
محاسبات از ه=
605;ان
فرمول هايى
بهره
مى گيرند كه
نيوتن، بر
مبناى فرض
نادرست خود،
عرضه كرده
بود. در مثال
اخير علت
بهره گيرى ا=
6;
مدل هاى
نيوتنى به ر=
4;م
علم به
غيردقيق بود=
06;
آنها، تسهيل
محاسبات و
قبول
تقريب هاى
مهندسى در
نتايج حاصله =
575;ست.
در مواردى ني=
586;
محققان به
واسطه عدم
دسترسى به
مدل هاى
واقع نمايان=
;ه،
به صورت موقت
و به الزام
مرحله گذار،
از مدل هايى
استفاده مى =
3;نند
كه صرفاً شأن
ابزارى دارن=
83;.
اما در همه اي=
1606;
موارد
جهت گيرى
درازمدت آنا=
06;
دستيابى به م=
583;ل ها
و
تقسيم بندى =
هايى
واقع نمايان=
;ه
است.در حوزه
علوم اجتماع=
09;
- انسانى
مسئله پيچيد=
07; تر
است، هرچند ك=
607;
در اين قلمرو
نيز همان
مرزبندى ميا=
06;
صاحب نظران
رئاليست و
غيررئاليست =
03;م
و بيش قابل
مشاهده است.
پيچيدگى
مسئله در علو=
605;
اجتماعى -
انسانى تا
اندازه اى
ناشى از اين و=
1575;قعيت
است كه اين
«علوم» تا حد
زيادى به تكن=
608;لوژى
شباهت دارند =
608;
از اين رو
شمارى از محق=
602;ان
اساساً از
آنها با عنوا=
606;
«تكنولوژى ه=
;اى
اجتماعى» يا=
83;
مى كنند.۳<=
span
lang=3DAR-SA style=3D'font-size:16.0pt;color:black'>
تكنولوژى و
علم در عين
ارتباط
تنگاتنگ با
يكديگر و بده
و بستان
گسترده، از
وجوه افتراق
متعددى
برخوردارند.
از جمله اين
وجوه مى توا =
6;
به تفاوت در
اهداف، تفاو=
78;
در معيار ها =
9;
موفقيت،
تفاوت در
ميزان حساسي=
78;
به ظرف و
زمينه اشاره
كرد.۴ البته علم =
608;
تكنولوژى هر
دو در زمره
برساخته هاى
آدمى هستند.
يعنى اگر آدم=
609;
نمى بود، عل =
5;
و تكنولوژى
آن گونه كه د=
85;
تاريخ ظهور
يافته، پديد=
75;ر
نمى شدند. ام=
75;
حتى در اين
زمينه نيز مي=
575;ن
اين دو محصول
خلاقيت آدمى
تفاوتى قابل
ملاحظه وجود
دارد.
نظريه هاى
علمى
على الاصول
براى كشف
واقعيتى كه
مستقل از آدم=
609;
فرض مى شود
جعل و وضع
مى شوند. در
حالى كه
تكنولوژى ها
براى تسهيل
روابط
اجتماعى به
وجود مى آين=
3;.
به عبارت ديگ=
585;
علوم (علوم
نظرى)
على الاصول
وظيفه واقع =
6;مايى
دارند و به
كار فهم و درك
امور مى آين=
3;،
در حالى كه
تكنولوژى ها
وظيفه ابزار=
09;
دارند و از
آنها براى
تغيير و كنتر=
604;
استفاده
مى شود.علوم
اجتماعى تا
آنجا كه به
كار تسهيل رو=
575;بط
اجتماعى،
كنترل آنها و
تغيير در آنه=
575;
مى آيند، شأ =
6;
تكنولوژيك ب=
07;
خود مى گيرن=
3;
و تا آنجا كه
عزم كشف
قوانينى را
دارند كه محص=
608;ل
شرايط زيست
اجتماعى است =
608;
مستقل از
كنشگران است=
48;
شأن علمى پيد=
575;
مى كنند.برا =
9;
پرهيز از سوء=
578;فاهم
توضيح اين
نكته نيز
ضرورى است كه
ميان علوم
اجتماعى -
انسانى و علو=
605;
طبيعى ربطى
وثيق برقرار
است و به
اعتبار همين
ارتباط
آموزه هاى
متدولوژيك
علوم طبيعى د=
585;
قلمرو علوم ا=
580;تماعى
_ انسانى (با
رعايت ضوابط=
09;)
كاربرد دارن=
83;.
اما علوم
اجتماعى -
انسانى در عي=
606;
حال تفاوتى
اساسى با علو=
605;
طبيعى دارند
زيرا در اين
علوم موضوع
علوم
برخوردار از
«حيث
التفاتى» اس=
78;
و با ماده
بى جان و يا
هستار هاى
فاقد حيث الت=
601;اتى
فردى و جمعى
از آن نوع كه
در آدمى يافت
مى شود،
تفاوت دارد.
برخوردار
بودن موضوع
علوم اجتماع=
09;
- انسانى از
حيث التفاتى
كار تحليل را
در اين قلمرو
دشوارتر
مى سازد. اما
در اينجا نيز
همچنان شيوه
متداول علوم
يعنى ارائه
مدل هاى ساد =
7;
شده و با كفاي=
1578;
از موضوع تحت
بررسى، شيوه
مختار محققا=
06; است.
درباره
مدل ها و
كفايت آنها،
فلاسفه علم
پژوهش هاى
مفصلى انجام
داده اند كه
در اين مقال
نمى توان
بدان ها
پرداخت. تنها
بايد به اين
نكته بسنده
كرد كه اين
مدل ها
مى بايد از
انسجام و تلا=
574;م
درونى
برخوردار
باشند كه
ملاك هايى م =
6;طقى
به شمار
مى روند. در
عين حال
مى بايد شما=
5;ى
از معيارهاى
فرا- منطقى را
نيز احراز و ا=
1585;ضا
كنند. از جمله
اين معيار ه=
5;
مى توان موا=
5;د
ذيل را نام
برد: سادگى و
دورى از
پيچيدگى، اي=
80;از
و پرهيز از
اطناب (يا به
قول صدرى
پيراستگى)،
فراگير بودن
(يعنى در بر
گرفتن شمار ه=
585;
چه بيشترى از
پديدار ها)،
توان
تبيين گرى
بالا، قابلي=
78;
پيش بينى
به خصوص
پيش بينى پد¡=
0;دار هاى
نامنتظر و
بديع و
بالاخره
زايندگى (به
معناى
راهگشايى
براى بسط
پژوهش ها در =
05;سيرهاى
جديد).اندكى
تامل روشن
مى سازد كه
پيش فرض
بسيارى از
معيار هاى
فوق،
واقع نمايى =
5;دل
است. به عبارت
ديگر، از ديد
محققان
رئاليست،
كوشش هر
پژوهشگر آن
است كه با
عرضه مدل ها =
9;
واقع نما به
فهم كم و بيش
دقيقى از
واقعيت نايل =
570;يد.
فهم مطابق با
واقع علاوه ب=
585;
ارزش
معرفت شناخت=
;ى
ذاتى خود،
براى بقاى
فاعلان
شناسايى نيز
از اهميت ترا=
586;
اول برخوردا=
85;
است. هر نوع
تلاش براى
تغيير در
واقعيت نيز
منوط به آن
است كه فهم كم
و بيش دقيقى
از آن حاصل
باشد.
در حوزه علوم
اجتماعى -
انسانى به
واسطه آن كه م=
1608;ضوع
تحقيق نيز،
همچون
سوژه اى كه
وظيفه تحقيق
را بر عهده
دارد
(پژوهشگر)،
برخوردار از =
581;يث
التفاتى است=
48;
تلاش پژوهشگ=
85;
در فهم شرايط
بيرونى
مى تواند
منجر به تغيي=
585;
شرايط شود. به
عبارت ديگر
اطلاع موضوع
تحقيق از
نتايج تحقيق
مى تواند به
بروز
واكنش هايى
از ناحيه او
منجر شود كه
سبب گردد
شرايط
اوليه اى كه =
78;حقيق
با ابتنابه آ=
606;
آغاز شده،
تغيير كند. از
اين جنبه ميا=
606;
علوم اجتماع=
09;
- انسانى و
قلمرو عالم
صغير كه
مكانيك
كوانتومى
متكفل توضيح =
608;
تبيين آن است
شباهت هايى
برقرار است.
امكان تغيير
شرايط، هرچن=
83;
كار را بر
محقق دشوارت=
85; مى كند
اما ارائه
تبيين و
دستيابى به
فهم را غيرمم=
603;ن
نمى سازد.از
جمله
انتقادات
محققان رئال=
10;ست
به آن دسته از
پژوهشگرانى
كه به عوض ملا=
1603;
حقيقت (صدق) از
ملاك سودمند=
09;
و يا مفيديت
ابزارى (يا به
قول صدرى
طريقيت) بهره
مى گيرند آن
است كه
اين گونه
ملاك ها
جملگى خصلتى =
662;راگماتيستى
دارند و
بنابراين به
نحو تام و تما=
1605;
به
فاعل شناساي=
;ى
و مرجحات او
بستگى پيدا م=
609; كنند.
از آنجا كه
مرجحات
فاعلان شناس=
;ايى
مختلف،
متفاوت است،
هر گروه
ملاك هايى ر=
5; كه
خود
مى پسندد،
برمى گزيند =
8;
نه ملاكى كه و=
1575;قع نماست
و
دلالت كننده
به حقيقت. خطر
اين امر در
حوزه علوم
اجتماعى -
انسانى كه در
آن كاربرد مح=
603;
تجربه به
سادگى علوم
طبيعى نيست آ=
606;
است كه
فاعلان شناس=
;ايى
مى توانند ب=
5;
ابزار تبليغ =
608;
هياهو و
جنجال، ملاك=
09;
را كه مورد پس=
1606;د
خودشان است و
براى آنان و
مقاصد خاصشا=
06;
سودمند است ب=
607;
عنوان ملاكى
عينى و عام
معرفى كنند و
تصويرى
باژگونه از
امور ارائه
دهند و خرمهر=
607;
را به جاى صد=
01;
به خريداران
عرضه كنند.
از اين سنخ
شعبده بازى =
ها
در حوزه علوم
اجتماعى -
انسانى
متاسفانه
مى توان
نمونه هاى ف=
5;اوان
ذكر كرد. به
عنوان مثال
زمانى كه جور=
580;
بوش به اشاره
مشاورانش
جهان را به
كشور هاى عض =
8;
محور شرارت و
كشور هاى
دوست يا مواف=
602;
ائتلاف براى
صلح تقسيم
مى كند، از
ملاكى بهره
مى گيرد كه
براى مقاصد
آمريكا
سودمند است
اما مى توان
در
واقع نمايى
آن چون و چرا
كرد. در قرن
نوزدهم و
اوايل قرن
بيستم شمارى
از انسان شن=
5;سان
بر مبناى
ملاك هاى
پيشنهادى خو=
83;
سياهپوستان
را مادون
انسان معرفى
مى كردند و ب=
07;
اين ترتيب
براى
آپارتايد و
نژادپرستى
مبنا و توجيه
علمى فراهم
مى ساختند.
نظريه پرداز=
;ان
آلمان نازى
نيز با
بهره گيرى ا=
6;
همين قبيل مل=
575;ك هاى
متكى به
سودمندى،
اصالت نژاد
ژرمن و لزوم
از بين بردن
نژاد هاى
«پست تر» را
موجه مى ساخ=
8;ند.توجه
به اين نكته
حائز اهميت
است كه در
حوزه امور
اجتماعى و
انسانى از
آنجا كه با جه=
1575;نى
سروكار داري=
05;
كه عمدتاً
برساخته خود
آدمى است و به
اصطلاح قلمر=
08;
واقعيات
برساخته اجت=
05;اع
به شمار
مى آيد،
الگوهايى كه
از ناحيه
نهاد ها و
افراد
بهره مند از
«قدرت» تحمي=
04;
مى شود، شكل
واقعيت
اجتماعى به
خود مى گيرد.
يك نمونه اين
امر را
مى توان در
الگوسازى ها=
;يى
كه به وسيله
هاليوود صور=
78;
مى گيرد و يا
در كشور هاى
مختلف از جان=
576;
رسانه ها به =
75;نجام
مى رسد
مشاهده كرد.
در بحث از اين
امور
برساخته،
مسئله حقيقت
يا صدق و نيز
تقسيم بندى =
هاى
واقعى و غير
واقعى، اهمي=
78;
خود را از دست
نمى دهند
بلكه در تراز
عميق ترى
ضرورت و
«فايده» خود
را آشكار
مى سازند.
محققان رئال=
10;ست
بر اين نكته
تاكيد دارند
كه حقيقت (صدق)
يك مفهوم و
ملاك نظرى
بسيار بنياد=
09;
در تكاپوهاى
معرفت شناسا=
;نه
در عرصه هاى
مختلف است و
هرگونه
دستكارى و
تحريف در اين
مفهوم و ملاك
تبعات
نامطلوب نظر=
09;
و عملى
فراوانى به
همراه
مى آورد. در
همه
قلمرو هاى
معرفتى، خوا=
07;
در حوزه علوم
طبيعى و خواه
در حوزه مسائ=
604;
اجتماعى و
انسانى مفهو=
05;
«خطا يا كذب»
شاخص مهمى اس=
578;
كه پاى صدق و
واقع نمايى
را به ميان
مى كشد. محقق=
75;ن
رئاليست، به
تفصيلى كه در
اين مقام نمى&nb=
sp;توان
بدان پرداخت=
48;
نشان مى دهن=
3;
در همه اين
قلمرو ها هر
نوع ملاك و
معيارى كه
براى ارزياب=
09;
امور به كار
گرفته شود،
نهايتاً
مى بايد به
ملاك صدق و
حقيقت اتكا
داشته باشد.
به طور خلاص =
7;
نتيجه اى كه
تا اينجا
مى توان از
بحث گرفت آن
است كه به نظر
مى رسد صدرى
به دلالت يك
رويكرد
ابزارانگار=
5;نه
- پراگماتيست=
609;
در مسيرى گام
نهاده كه در
آن ارزش
ملاك هاى نظ=
5;ى
نه به
واقع نمايى
آنها بلكه به
سودمندى ابز=
75;ريشان
بستگى دارد.
صدرى آنجا كه
دو تيپ
ايده آل را ب=
07;
عنوان بديلى
براى
تقسيم بندى =
5;وجود
ارائه مى ده=
3;
بر جنبه
ابزارى بودن
پيشنهاد خود
تاكيد
مى كند.صدرى
در ادامه بحث
خود متذكر
مى شود كه
«شكى نيست كه
مى توانيم
روشنفكران ر=
75;
بر حسب بسيار=
609;
از مختصات
آنها از جمله
وزن و لهجه و
رنگ كفش هم
طبقه بندى
كنيم ولى
سئوال اين اس=
578;
كه چنين
تقسيم بندى
ها به چه
«دردى»
مى خورد؟» د=
5;
پاسخ به اين
پرسش به اختص=
575;ر
بايد گفت كه
جهت هر تحقيق
را نظريه اى
كه راهنماى
پژوهش محقق
است روشن
مى كند.
فلاسفه علم
اين نكته را
به خوبى روشن
كرده اند كه
در پرتو
نظريه هاست
كه امور واقع
معنا پيدا
مى كنند. فرض
كنيد محققى ك=
607;
در مورد احوا=
604;ات
روشنفكران
پژوهش
مى كند، بر
اساس نظريه خ=
608;د
كه ملهم از
تازه ترين
كاوش ها در
قلمرو شناخت
عملكرد مغز
است به اين
نتيجه رسيده
باشد كه كسان=
609;
كه به رنگ ها=
09;
روشن علاقه
دارند داراى
گرايش هاى
دينى قوى
هستند و در
عوض كسانى كه
به رنگ هاى
كاملاً تيره
گرايش نشان
مى دهند از
روحيه اى
بدبينانه و
نيست انگارا=
;نه
برخوردارند.
در اين صورت
تحقيق در خصو=
589;
رنگ كفش
روشنفكران
مى تواند
براى اين محق=
602;
كاملاً معنا=
83;ار
و «به درد
بخور» باشد.
نكته مهمى كه
شمارى از
جامعه شناسا=
;ن
معاصر از توج=
607;
به آن غفلت
ورزيده اند
آن است كه به
تمايزى كه
ميان «اطلاع=
75;ت»
و «داده ها» =
08;
«باورها» از
يكسو و «معرف=
578;
يا دانش» از
سوى ديگر
برقرار است
توجه نكرده =
5;ند.
يك نمونه
برجسته در اي=
606;
زمينه ليوتا=
85;
است كه در
كتاب «وضع و
حال پست مدرن&ra=
quo;
با خلط ميان
اين دو دسته
مفهوم نظرى،
نتيجه گيرى =
هاى
نادرست
شگفت انگيزى
ارائه كرده ا=
587;ت.²=
3;
صدرى اما از
مقدمه بالا
براى اخذ اين
نتيجه استفا=
83;ه
مى كند كه
تقسيم بندى
روشنفكران ب=
07;
ديندار و
بى دين
بى فايده اس=
8;:
«اولين مشكل
معنى واسع و
گنگ «مذهبى»
در عبارت
«روشنفكر مذ=
07;بى»
است. آيا
منظور از
اعتقادات
مذهبى رفتار
در خلوت (مثل
نماز و روزه)،
سلوك در جلوت
(مثل ريش و
حجاب) و يا
عقايد
اجتماعى
(موافق حكومت
دينى يا مخال=
601;
آن) است؟
مثلاً آيا كس=
609;
كه نماز مى خ=
08;اند
ولى مخالف
نظريه و حكوم=
578;
دينى است روش=
606;فكر
دينى حساب
مى شود؟ آيا
يك تكنوكرات
آتئيست كه
خودش را با
نظام سياسى
كاملاً تطبي=
02;
داده و سخنان=
588;
را در جمع به
بسم الله
آغاز مى كند =
08;
هيچ انتقادى
از نظام به
عمل نمى آور=
3;
روشنفكر
لائيك به حسا=
576;
مى آيد؟ باي=
3; بديهى
باشد كه علاق=
607;
ما نه اصل دين
و بى دينى بل=
03;ه
تاويل سياسى =
608;
اجتماعى آن
اعتقادات اس=
78;.
مشكل ديگر
تقسيم بندى
روشنفكران ب=
85;
اساس اعتقاد
يا عدم اعتقا=
583;
دينى طيف وسي=
593;
تفاسير سياس=
09;
و اجتماعى اس=
578;
كه ممكن است
سوار بر دين ي=
1575;
لائيسيته شو=
83;.
دغدغه
اجتماعى ما ي=
603;
قرن پس از
انقلاب
مشروطه هنوز
بيمارى مزمن
استبداد تود=
07;
فريب و
خودكامگى
شرقى و انواع
مدرن آن يعنى
فاشيسم و
توتاليتاري=
5;نيسم
است. اگر اين
فرض درست باش=
583;
ديگر تقسيم
روشنفكران ب=
07;
ديندار و
بى دين مفيد
هيچ فايده ا =
9;
نخواهد بود ز=
610;را
فاشيسم هم
لباس مذهبى ب=
607;
تن مى كند هم
لباس
لائيسيته.»ا=
10;ن
بند نسبتاً
بلند
بيت الغزل
مطلب صدرى اس=
578;
كه البته
مبتنى بر
مقدماتى است
كه در بالا به
برخى از آنها
اشاره شد. در
بررسى
نقادانه
مدعاى مطروح=
07;
در اين بند
آنچه كه بدوا=
611;
بايد ذكر شود
آن است كه
ظاهراً صدرى =
583;ر
پرداختن به
معنى
«روشنفكر
دينى» با نوع=
609;
تجاهل العار=
;ف
و به شيوه اى
غيرهمدلانه
بحث را در
مسيرى به پيش
برده كه ربط
چندانى به اص=
604;
مسئله ندارد.
درست است كه
واژگان
«روشنفكر» و
«دينى» واجد
معانى
گوناگون
هستند و تفسي=
585;هاى
مختلف را
برمى تابند،
اما در كاربر=
583;
كنونى اصطلا=
81;
«روشنفكر
دينى» اختلا=
01;
نظر چندانى د=
585;
ميان حاملان
اين انديشه ب=
607;
چشم نمى خور=
3;. در
نزد اين
انديشوران،
«روشنفكر»
آدمى است كه
عقل نقاد را
در تكاپوهاى
معرفتى بر صد=
585;
مى نشاند و ب=
75;
مددگيرى از
توانايى هاى
آن همه امور
از جمله
توانايى هاى
خود عقل نقاد
را مورد وارس=
609;
و موشكافى
قرار مى دهد =
08;
مى كوشد با ع=
85;ضه
مدل هايى با
مختصاتى كه
بدان اشارت
رفت، واقعيا=
78;
پيچيده را فه=
605;
كند و راه ها=
09;
برون شد از
تنگناها و
بن بست ها و
دشوارى ها ر=
5;
بيابد. در نزد
اين موجود،
«دين» داراى
گوهرى قدسى
است كه محتوا=
609;
آن تصديق
واقعيت
موجودى برين =
575;ست.
شناخت اين
موجود در گرو
همكارى نزدي=
03;
عقل و
تجربه هاى
فرا - عقلانى
است. اين
شناخت، امرى
سيال و دائما=
611;
نو شونده است
و در نزد
افراد مختلف
به اعتبار
تفاوت
معرفت هاى
پيشين آنان و
تفاوت
تجربه هاى
شخصى شان
عيناً يكسان
نيست. در عين
حال روشنفكر
به اقتضاى
حضور در يك
«شكل زندگى»
خاص و وابستگ=
609;
به يك سنت تار=
1610;خى
با شعاير و
شيوه ها و
معانى و
مضامينى الف=
78;
دارد كه ميان
او و ديگر
كسانى كه در
آن «شكل زندگ=
609;
و سنت» با او
مشاركت
دارند، مشتر=
03;ات
فراوانى
ايجاد مى كن=
3;.
آنچه كه
روشنفكر دين=
09;
را از همتاى
غيردين دار
خود متمايز
مى كند
عمدتاً در اي=
606;
نكته نهفته
است كه سپهر
ارزش هاى
روشنفكر دين=
09;
از آبشخورها=
09;
سنت و شكل
زندگى دينى ا=
608;
نيز بهره من=
3;
مى شود هرچن=
3;
كه روشنفكر ا=
586;
هيچ منبعى به
شيوه غيرنقا=
83;انه
بهره
نمى گيرد. اگ=
85;
به آنچه كه
مطرح شد اين
نكته نيز
اضافه شود كه
موزون بودن
تكاپوهاى
معرفتى هر
فرد، چنانكه
معرفت شناسا=
;ن
در اواخر قرن =
1576;يستم
و اوايل قرن
بيست و يكم
بدان توجه
كرده اند، ت=
5;
حد زيادى متك=
609;
به بهره هاى
احساسى و عاط=
601;ى
و اخلاقى و
زيباشناختى
وى است، آنگا=
607;
اهميت سپهر
ارزش هاى
معنوى در
جهت گيرى ها=
ى
عقلانى فرد
بيشتر آشكار
مى شود.اما
روشنفكر دين=
09;
در عين حال به
دو نكته ديگر
نيز توجه تام
و تمام دارد.
نخست آنكه
هرچند
احساسات و عو=
575;طف
در قلمروهاى
فردى
مى تواند به
فعاليت موزو=
06;
عقل فردى مدد
رساند اما در
حوزه عقل جمع=
609;،
بروز و ظهور
احساسات و
عواطف و غلبه
رويكرد هاى
رمانتيستى و
تضعيف نقش عم=
604;
جمعى مى توا =
6;د
تبعات و نتاي=
580;
ناخواسته و
نامطلوب فرا=
08;انى
به بار
آورد.صدرى ام=
575;
ظاهراً با اي=
606;
نكته چندان
موافق نيست
چرا كه
مى نويسد:
«اشكالى ندا=
85;د
كه مقولات
تحليلى در
علوم اجتماع=
09;
متناسب با
علايق و سلاي=
602;
و حساسيت ها =
9;
فرهنگى باشد
زيرا تعيين
اينكه كدام
تصوير و
جمع بندى عل =
5;ى
مفيدتر است
دغدغه ها،
ترس ها و
اميد هاى
فرهنگى نقش
داور را
برعهده
دارند.»
روشنفكر دين=
09;
معتقد است كه
در حوزه جمعى=
548;
تنها عقل جمع=
609;
است كه
مى بايد نقش
داور را
برعهده داشت=
07;
باشد و اعطاى
مقام داورى ب=
607;
دغدغه ها و
ترس ها و
اميدها راه
براى انواع
گرايش هاى
غيرعقلانى،
يوتوپيايى و
خردستيزانه
هموار مى كن=
3;. عقل
جمعى در داور=
609;
خود البته به
همه اين جنبه&nb=
sp;هاى
عاطفى و روان=
609;
و احساسى توج=
607;
مى كند اما ز=
05;ام
خود را به دست
آنها
نمى سپارد.ن =
3;ته
دوم آنكه
روشنفكر دين=
09;
به اين واقعي=
578;
اجتماعى - تار=
1610;خى
اذعان دارد ك=
607;
دين، در
جامعه اى
نظير ايران،
سنتى قدرتمن=
83;
و ريشه دار
است و تحقق هر
نوع گذار به
تراز هاى
معرفتى -
رفتارى كمال&nbs=
p;يافته تر
در گرو بهره
گيرى سنجيده
از اين سنت قد=
1585;تمند
و كوشش در
راستاى
پالايش
نقادانه آن
است. روشنفكر
دينى عميقاً
بر اين باور
است كه در
خلاء معرفتى
نه مى توان
انديشيد و نه
مى توان عمل
كرد. و از آنجا
كه خود را
عضوى از سنت
دينى جامعه
خود به شمار
مى آورد و به
اهميت اين سن=
578;
و نقش بالقوه
آن در تبديل
شدن به يك فرص=
1578;
(در برابر عمل
كردن به منزل=
607;
يك تهديد)
توجه دارد،
همه كوشش خود
را مصروف آن م=
1609; كند
كه با شناخت
بهتر امكانا=
78;
و ظرفيت هاى
موجود در اين
سنت و نيز درك
و فهم عميق
شرايط جهانى =
608;
آشنايى جدى ب=
575;
پيشرفت هاى
معرفتى جديد=
48;
از بهترين
الگوها براى
انجام فراين=
83;
گذر به نحو
بهينه بهره
بگيرد.
=
توجه
روشنفكر دين=
09;
به سنت دينى و
پالايش درك
خود و جامعه
از اين سنت،
ناشى از توجه
روشنفكر به
اين واقعيت ا=
587;ت
كه امتزاجى
عقلانى ميان
سنت و مدرنيت=
607;
در شرايطى كه
هيچ يك از اين
دو مولفه
استقرار تام =
608;
تمام ندارند
مناسب ترين
شيوه براى
تسهيل مرحله
گذار است زير=
575;
نفى هر يك از
اين دو مولفه
مى تواند به
بروز مشكلات =
608;
بحران هاى
خطرناك و
ناخواسته
منجر
شود.روشنفكر
دينى در عين
حال توجه دار=
583;
كه يكى از
منابع
عقلانيت در
جوامعى نظير
جامعه ما، در=
603;
عميق از سنتى
است كه
مايه هاى
فراوان از
شيوه هاى
عقلانى را
ارائه داده
است. بى توجه=
09;
به اين منبع
كه موتور محر=
603;
و پديدآورند=
07;
آن در برابر
روشنفكر غير
دينى،
احياناً به
سنت دينى
عمدتاً به من=
586;له
يك تهديد و نه
يك فرصت نظر
مى كند و
بنابراين
تكاپوى خود ر=
575;
در جهت كمك به
انجام فراين=
83; گذار
يا بدون اعتن=
575;
به اين سنت و
يا حتى با اتخ=
1575;ذ
رويكردى
خصمانه در
قبال آن پى مى&n=
bsp;گيرد.
پى نوشت ها:
۱ - احمد
صدرى، «جنگ
حيدرى - نعمتى:
روشنفكران
بومى -
جهانشهر يا
روشنفكران
دينى _
لائيك»، شرق=
48; چهارشنبه
۱۱
شهريور ۸۳.=
۲ -=
opera=
tionalistic=
. اصطلاح
اصالت عمليا=
78;
به وسيله
فيزيكدان آم=
85;يكايى
بريجمن و به
نيت رفع مشكل=
609;
كه در تعريف م=
1601;اهيم
علمى به وجود
آمده بود مطر=
581;
شد. فلسفه علم
بريجمن كه مت=
603;ى
به اصالت
عمليات بود ب=
585;
اين انديشه
استوار شده
بود كه
«تعريف» هر
مفهوم يا كمي=
578;
علمى معادل
است با
شيوه اى كه
براى اندازه
گيرى و سنجش
آن مورد
استفاده قرا=
85;
مى گيرد. برا=
09;
توضيح بيشتر
درباره اين
مكتب بنگريد
به: درآمدى
تاريخى به
فلسفه علم،
نوشته جان
لازى، چاپ
دوم،
انتشارات
سمت، ۱۳۷۸.
۳ - در
باب شان
تكنولوژيك
علوم اجتماع=
09;
بنگريد به
مقاله
نگارنده با
عنوان
«دموكراسى
اسلامى: امكا=
606;
يا امتناع؟»=
48;
آئين، سال
اول، شماره د=
608;م
۱۳۸۳.
۴ - در
خصوص
تفاوت هاى
علم و
تكنولوژى
بنگريد به مد=
585;ك
قبل و نيز
مقاله ديگرى
از نگارنده ب=
575;
عنوان «دفاع
ابزارانگار=
5;نه
از رئاليسم
علمى»، فلسف=
07;،
سال اول،
شماره اول،
انتشارات
گروه فلسفه
دانشگاه
تهران، ۱۳&=
#1783;۹.
۵ -
در خصوص
تفاوت ها و
شباهت هاى
علوم طبيعى و
علوم اجتماع=
09;
- انسانى و
نحوه
بهره گيرى ا=
6;
آموزه هاى
متدولوژيك
علوم طبيعى د=
585;
علوم اجتماع=
09;
بنگريد به، ع=
604;ى
پايا
«ابهام زداي=
;ى
از منطق
موقعيت»، نا=
05;ه
علوم
اجتماعى، سا=
04;
،۱۳۸۲ شماره ۱۹<=
/span> و سا=
ل
،۱۳۸۳ شماره ،۲۱<=
/span>
انتشارات
دانشكده علو=
05;
اجتماعى
دانشگاه تهر=
75;ن.
۶ - بحث
مهم ديگرى كه
با نكات
مطروحه در مت=
606;
ارتباط نزدي=
03;
دارد اما در ا=
1610;ن
مجال
نمى توان آن
را بسط داد
ناظر به اين
نكته است كه
صدق معرفتى
ربطى وثيق با
بحث هاى اخل=
5;قى
و مباحث مربو=
591;
به
واقع گرايى
در اخلاق و صد=
1602;
اخلاقى و
ارزشى دارد.
محققان
رئاليست توض=
10;ح
مى دهند كه
ارزش ها و
امور اخلاقى
نيز مى توان =
6;د
به نحو
نقادانه مور=
83;
ارزشيابى قر=
75;ر
گيرند و از
همين منظر به
نقد
نسبى گرايى =
5;رزشى
و اخلاقى
مى پردازند.
۷ - در
اين خصوص نگا=
607;
كنيد به مقال=
607;
در دست چاپ نگ=
1575;رنده
با عنوان
«ليوتار، وض=
93;
و حال پست
مدرن، و
سياستگزارى
علمى و
فناورانه».