انجمن هاى
اسلامى و مسئله اى به نام بحران
رضا
جعفريان
برگرفته
شده از شرق
در
پى انتقادهايى كه از سوى جريان هاى اصلاح طلب نسبت به عملكرد دفتر تحكيم
و دانشجويان انجمنى مطرح شده است، مقاله حاضر در پى آن است كه به دو پرسش مشخص
پاسخ دهد.
۱-
آيا در انجمن هاى اسلامى و به تاسى از آن دفتر تحكيم وحدت مسئله اى به
نام بحران هويت (عدم وجود هويت واحد سياسى و فكرى) وجود دارد. و يا به عبارت بهتر
اساساً اعضاى انجمن هاى اسلامى بايد داراى هويت فكرى و سياسى واحد باشند يا
خير، خود مجموعه نيز در شرايط حاضر هويت ساز باشد يا نه؟
۲-
آيا انجمن هاى اسلامى و اعضاى آن در سكون و محاق و بى تاثيرى بر جامعه
دانشجويى و مردم به سر مى برند يا نه؟
•بخش
اول
براى
پاسخ به پرسش اول و بررسى هويت انجمن هاى اسلامى لازم است كه در ابتدا
دوره هاى مختلف از فعاليت اين تشكل دانشجويى را مورد بررسى و كالبدشكافى قرار
دهيم.
۵۷
تا ۶۱:انجمن هاى اسلامى دانشگاه هاى دولتى در آن سال ها كه مركز
آموزش عالى ديگرى در كشور وجود نداشتند و ساير نهادهاى سياسى دانشجويى به دلايل
مختلف اجازه فعاليت رسمى نداشتند كاركردى منحصر به فرد و قدرتى
كم نظير يافته بودند.تسخير سفارت آمريكا و انقلاب فرهنگى از فعاليت هاى
دانشجويان عضو انجمن هاى اسلامى در اين دوره است.
سال
۶۱ تا اوايل دهه هفتاد:انجمن هاى اسلامى در اين سال ها به بازوى اجرايى
كميته هاى انضباطى و ساير نهادهاى نظارتى در دانشگاه تبديل شده
بود.انجمن هاى اسلامى در اين مقطع همچنين عملكردى حزب گونه داشتند و
همراه با جريان چپ مذهبى و خط امام، در انتخابات ليست مى دادند، مسئول به
نظام معرفى مى كردند و مسئولان و اعضاى آن پس از فارغ التحصيلى و
يا حتى در هنگام تحصيل سفير و وكيل مى شدند و در فعاليت هاى مختلف همگام
با ساير نهادهاى انقلابى بيانيه صادر مى كردند.
پس
از شكست نيروهاى چپ در انتخابات مجلس چهارم:پس از شكست كه البته با ردصلاحيت
عده اى از نمايندگان مجلس سوم و ساير همفكران آنها همراه بود دانشجويان عضو
انجمن هاى اسلامى به اين نتيجه رسيدند كه بايد در عملكرد و افكار خود
تجديدنظر كنند و اجازه حضور ديگر انديشه ها را در انجمن هاى اسلامى
بدهند، اما همچنان آنها سعى در حفظ مديريت مجموعه در دست خود و با استفاده از
اهرم هاى مختلف داشتند.
با ادامه يافتن اين روند تا انتخابات ميان دوره اى مجلس پنجم
عده اى از دانشجويان غيرهمفكر و غيرخودى توانستند با اتخاذ روش هاى خاص
به شوراهاى مركزى انجمن ها و حتى كادر مركزى دفتر تحكيم راه يابند.
دانشجويان عضو انجمن هاى اسلامى كه درگير انتخابات رياست جمهورى سال ۷۶
بودند خواسته يا ناخواسته با اين مسئله كنار آمدند و فضايى نسبتاً متكثر در انجمن هاى
اسلامى شكل گرفت.حال با توجه به چنين سيرى آيا مى توان از يك هويت مشخص در
مجموعه سيال انجمن هاى اسلامى سخن گفت؟
بهتر
است قدرى صادق باشيم و بپذيريم كه ما در تحكيم بحران هويت نداريم اگرچه شايد بحران
حضور يك جريان سنتى را داشته باشيم! كاركرد صحيح انجمن هاى اسلامى در شرايط
حاضر از ديدگاه ما محلى براى پويايى دانشجويان با انواع عقايد و مرام هاى
مختلف و البته با هدف واحد (مدرنيته خواهى و حاكميت فضاى نقد عمومى و نيز
اجراى واقعى اصول دموكراسى) است. لزوم اين مطلب وجود هويت واحد نيست بلكه لازمه
اصلى آن هويت متكثر است. تحكيم نيز مى تواند محلى براى تمرين دموكراسى باشد
تا در آنجا ما خود را به نقد منصفانه عادت دهيم. به همين دليل هم در شرايط حاضر به
دنبال هويت سازى نبايد باشيم و آن را وظيفه خود نيز نبايد بدانيم. در مجموعه
فعلى اتحاديه و يا ساير تشكل هاى دانشجويى كسى قائل به لزوم وجود نقش پيشرو و
يا رهبرى نيست. هيچ كس خود و تفكر و هويتش را صاحبخانه و قيم نمى داند
زيرا ما به عينه ديده ايم كسانى كه در گذشته به دنبال ايجاد و يا احياى اين
نقش ها بوده اند به سرعت از مجموعه به خواست دانشجويان حذف شدند. اكنون
در واقع همه ما خودمان را در يك سطح مى دانيم و فقط تجربه عده اى بيشتر
است و لازم است براى تقويت مجموعه از آن با حفظ حريم ديگران و نه ايجاد حق خاصى
براى آن عده، استفاده كنيم.
•بخش
دوم
اتهام
و يا نقطه ضعف ديگرى كه برخى دوستان به مجموعه اتحاديه خصوصاً پس از انتخابات نهم
وارد مى كنند، سكون و در محاق رفتن و عدم تاثير آن در بين دانشجويان و مردم
است.ولى اگر واقعاً انجمن هاى اسلامى و اعضاى آن در محاق و
بى تاثيرى بر فضاى دانشگاه ها قرار دارند، دليل برخوردها عليه دانشجويان
كه پس از انتخابات اخير شدت هم گرفته چيست؟در همين مدت كوتاه پس از انتخابات،
انجمن هاى اسلامى چندين بيانيه مهم صادر و برنامه هاى مختلفى را نيز به
مناسبت هاى ملى و مذهبى نظير ۱۶ آذر، شب هاى قدر و تاسوعا و عاشوراى
حسينى و... برگزار كرده اند، به تدوين برنامه هاى تشكيلاتى براى آينده
پرداخته و كادرهاى خود را در سراسر كشور ترميم كرده اند و تمامى اين موارد نيز
نشان از پويايى و فعاليت دارد و نه سكون.به تجربه نيز ثابت شده است كه هر گاه
مجموعه دانشجويى از سوى نهادهاى نظارتى مجاز به برگزارى برنامه اى شده،
توانسته است از لحاظ كميت و كيفيت در حد بسيار مطلوبى آن برنامه را برگزار كند.حال
چگونه مى توان انجمن هايى كه اعضاى شوراهاى عمومى و مركزى آنها معمولاً
در هر سال كم وبيش تغيير مى كند و مطالبات و جو جديدى در آنها
پى ريزى مى شود را به سكون و عدم فعاليت محكوم كرد؟!