براي رسيدن واجراي اصول وقوانين تربيتي
شرط مهم وكافي رعايت آنها توسط حكومت است ، يعني تنها رعايت آن اصول ازطرف نهاد خانواده
ونهادهاي ديگر جامعه بازهم بطوركامل به عمل نمي رسد وبلكه درحالت عدم هماهنگي حكومت
باآن نهادها اجتماع داراي تنش وتضاد خواهد گرديد0 واگربپذيريم كه حرف آخر رادرتربيت
حكومت مي زند مي توان پذيرفت كه مصلحان تربيت برتر ازمصلحان ديگر عرصه هاي اجتماعي
هستند0
اگرپذيرنده
اين اصل باشيم كه فرزندان بطورعمده پيرو پدرومادرهستند اين درست به مانند اصلي است
كه پيامبر اسلام درمورد رابطه حكومت ومردم بيان مي دارد كه ( مردم پيروملوك خودهستند
)0 گرچه برخي دراين رابطه عقيده دارند كه جكومت ودولت بيشتر ازهرفرد ونهاد ديگر برجامعه
اثربخش است ، ليكن درعين قبول تأثيرگذاري بسيار حكومت شايد نتوان آنرا برترين دانست
بلكه علاوه برآن عوامل ديگري چون خود مردم ، عالمان علوم مختلف ، احزاب وتشكلات ، روحانيون
، همگي درجامعه به اندازه خود موءثرهستند درامرهدايت بخشي وجهت دهي به جامعة خود0 وليكن
اگر حكومت درامور مختلف شركت داشته باشد پشتوانه بزرگي براي عملي شدن آنها بطور كامل
است 0
درمحث پشتوانه بودن حكومت درامر تعليم وتربيت
مواردي رادر اينجا به تذكرمي آوريم :1- استقلال 2- خودرهبري 3- عقل گرايي 4- علم گرايي
5- آزادمنشي 6- اجتماعي بودن 7- مسئوليت پذيري 8- شجاعت محوري 9- هويت جمعي ملي
1-
استقلال طلبي ، افراد هنگامي رشد كرده وشكوفامي شوند كه حكومت درروش دموكراتيك امور
رابگرداند ، اختيار وانتخاب حق مردم باشد ، بجاي تك نظري « مشورت » فرهنگ عمومي باشد
، امر به معروف ونهي ازمنكر براي همه جامعه ، بدون استثناء انجام گيرد0 صنوف ، تشكيلات
واحزاب بطوررسمي وبدون دردسر وجود داشته باشند 0 « حق اظهار نظر» براي همه افراد ملت
بنابرچارچوب قانون مصوب وجود داشته باشد 0
2- خودرهبري
، تك تك آهاد مردم بايستي اين فرصت راپيدا كنند كه برخودمسلط
ومدير باشند ، احساس كرامت وبزرگي كنند ، بدانند وباوركنند كه خودمي توانند تصميم بگيرند
وهم خود بدانند كه آنقدرآگاه هستند كه خود رهبر باشند0 دراجتماع لفظ عامه رابه معناي
ناداني وتوسري خوربكارنبرند 0واينها همه درصورتي ممكن است كه انتخاب حاكم بوسيله مردم
باشد ،حق عزل اوهم متعلق به مردم باشد وبالاخره پرسش وپاسخ ازاو را0
درصورتيكه
حكومت استبدادي رفتاركند0 عموم مردم داراي تربيت استبدادي مي شوند 0 ( همچون سده هاي
اخيرايران ) خودرا باورندارند ، جزبه اجبار به كار نمي دهند وخودرا درحد اظهار نظرنمي
دانند 0 آنها در حد شرطي شدن تربيت مي شوند( ياد گيري حيوانات
) به جاي عبد خداوند بودن عبد و اسير
ديگران مي شوند
ادامه
دارد