باقر رحيمي
سنت ونوگرايي
1- درمرحله گذرازمشروطيت مصداق طيفي
كه سنت رابر نوگرايي برتري مي داد كسي همچون شيخ فضل ا000 نوري است ودرمقابل
اوافرادي خارج رفته وروشنفكربه عنوان مصداقهايي براي نوگرايي قراردارند 0 دركنار
اين دوطيف كسي چون مدرس به عنوان يك روحاني نقشي فعال درمسائل سياسي رابه همراه
دارد ودرعين حال فردي است كه هردو وضعيت سنت وتجدد رادرنظر داشته است درحاليكه
دربرابر اورضاخان وجود دارد كه مي توان آنرا درتيپ نوگراقراردارد 0 ( اگرچه نه به
صورت كامل )0
2- درزمان به پيروزي رسيدن نهضت ملي نفت ، درمقابل
كسي چون دكترمصدق كه تكيه اش بيشتر برامروز است 0 عالم روحاني آيت ا000 كاشاني
قراردارد كه درنهايت نهضت ، تكيه بيش ازحد به سنت او رااز ادامه راه قبلي بازمي
دارد 0 خود اين عامل به همراه عوامل ديگر باعث شكست نهضت مي شود0
3- پس
ازنهضت ملي نفت تاانقلاب اسلامي افراديكه حكم رهبر والگو رابراي جامعه دارند
هركدام رامي توان دروابستگي به سنت وتجدد باشدت وضعف قرار داد0
1- 3- امام خميني :
خصوصيات رهبر فقيد انقلاب اسلامي نشان مي دهد كه ايشان سعي مي كرد بين سنت گرايي
ونوگرايي حالت تعادلي رابرقرارسازد0
2-3- نزديك به نيم
قرن پيش درحاليكه درحوزه عليمه قم تدريس فلسفه راحرام مي دانستند وي درس فلسفه
تدريس ميكند0
3-3- درهنگام
استقرار نهضت درمورد جمهوري اسلامي وقانون اساسي رأي مردم راخواستار بودند0
4-3 – جهت اجراي
نظريه ولايت فقيه كه درزمان ايشان بسط وتوجه يافت انتخاب ولي فقيه جهت حاكميت
بطورغير مستقيم ازطرف مردم مشروعيت مي گيرد0
5-3- بطوركلي نظرات
فقهي ايشان مخالف پيشينيان است مانند موسيقي وشطرنج
6-3- گرچه خود
روحاني است ولي باصراحت روحانيون رابه دوگروه متحجردرمقابل روحانيون روشنفكر تقسيم
ميكند0
7-3-ايشان خواستار
پيوند بين دانشگاه وحوزه علميه بودند0
8-3- مسئله برخورد
ايشان باروشنفكران به صورت تهاجمي ونفي وتكفير نبوده است 0
4- دكترشريعتي
: كه به وضوح امروزين بود، وليكن بسيارسعي داشت سنت را نيزداشته باشد اما بااصلاح
شديد درآن ، درآن حد مي توان گفت يكي ازبزرگترين كارهاي اوجداسازي سره ازناسره
ازسنت مابود كه پيروزي اودراين ميدان كم نبود
5- مهندس
بازرگان : كه بسيارسعي داشت بين سنت وتجدد آشتي برقراركندودراين مورد روش خاص
خودرا داشت وآن توجه بيش ازحد به علم روز ومقايسه وتفسير آيات وروايات اسلامي
باعلوم بود0
6- استاد
مطهري : كه اگر چه ازچهره هاي سنتي بود ، اما نوگرا هم بود به ويژه در علوم اسلامي
توانست بيان وتحولي تازه نشان دهد0مكتب هاي غربي رامي كاويد وآنها رابامعارف خودي
مقايسه مي كرد0
7- آيت
ا000 طالقاني : فردي دركسوت روحاني ، عالم ديني ، اهل مبارزه همو كه اصل شورا
راازلايه هاي سنت به درآورده وبه آن حيات بخشيد 0 مخالف حكومت استبدادي به هرشكل
به ويژه معترض به نوع حكومت ديني باشيوه كليسا ، روشنفكروآگاه به زمان كه سعي نمي
كرد افراد وگروهها به هرعلتي ازدين كناره گيري كنند ، ايشان نمونه بسيار خوبي
ازتركيب سنت ونوگرايي هستند0
درعرصه هاي علوم تجربي وعلوم اجتماعي
استفاده ازمعارف وروشهاي روزبه راحتي صورت گرفته است ،ليكن درعرصه علوم ديني (
اسلامي ) بطور عمده تمايل براستفاده ازنظريات پيشينيان وكتب آنها است بطورمثال
هنوز بطوركامل ازعلوم جديدي چون كلام ومنطق جديد استفاده نمي گردد ويااز وسايل
تكنولوژي امروزين كمال استفاده نمي شودكه خوشبختانه استاد مطهري ازاين لحاظ حوزه
راتحذير مي دادند0
بطوركلي اجزاء شخصيت اجتماعي ماازسنت وتجدد
تشكيل شده است وهيچ كس رانمي توان بطور مطلق سنت گراويانوگراناميد بلكه دردرون
طيفي ازايندو قرار مي گيرند تمام سختي اين است كه تعادلي مناسب بين اين دوحالت
بتوان برقراركرد0
ازطرف ديگر پذيرفته شده است كه موضوعگيري
مانسبت به سنت به سه حالت است :
الف
- قبول گذشته بطوركامل ، ب - مردود
شمردن گذشته بطوركامل ، ج- اصلاح گذشته ، همچنين لازم است باهمين معيار درمورد
تجدد تصميم بگيريم 0 معيارانتخاب نه گذشت زمان بلكه حق باشد 0 تنها معيار سنت
ونوگرايي گذشت زمان نيست ، چه بسا موضوعي متعلق به گذشته بوده ليكن نو باشد ، وهم
چنين موضوعي امروزي باشد وليكن درواقع ارتجاعي باشد0
نتيجه اين نوشتار اين مي تواند باشد كه مي
بايست بين سنت ومدرنيته تعادل رعايت گردد0 وازهردوپيرايش به عمل آيد0 تنها گذشت
زمان معيا رحق وباطل قرارنگيرد0 به عنوان نمونه ياد آوري يادكسي همچون جلال آل
احمد بر ما لازم خواهد بود0به ويژه اينكه درارزشيابي انديشه هاي ايشان مي بينيم كه
ارزيابي ايشان ازغرب وروشنفكران تااندازه اي سوگيرانه است ( هرچند ازبسياري ديگر
منطقيترنيز هست )وآن ديدن نوعي دشمن وتوطئه بدون حد وحصر وذاتي براي غرب است وتوجه
كمتربه نكات مثبت ، نگرش اورادرمورد مسئله غرب شناسي و روشنفكران همراهي مي
كند0چنانچه برداركردن مرحوم شيخ فضل ا000 نوري را نماد استيلاي غرب مي داند. ليكن
فراموش مي كند كه درلا بلا ي اين غربزدگي
، استبدادزدگي وبلكه شرق زدگي ونيز به گونه اي عرب زدگي وجود دارد 0 مامي توانيم
نيت نيك شيخ فضل ا000 راكاملاً بپذيريم دراينكه دركنار مقوله آزادي ودموكراسي
مشروعه راقرارمي دهد ليكن نبايد ازاستبداداهل دين بانام دين غفلت كرد0 تجربه اين
امر به راحتي درتاريخ حكومت هاي ديني گذشته به ويژه درجوامع مسيحي ومسلمان قابل
دسترسي است 0
برخلاف نظركساني كه معتقدند بامحدوديت .
كنترل ، وافراط درافكندن قالب هامي توان
حافظ دين وارزشهاي اخلاقي بود ، بايد گفت آزادي عقل مداراانه زمينه بسيار بهتري
براي پاسداشت ارزشهاي انساني ، ديني واخلاقي خواهد بود چنانكه بيش ازاين مربي
وفيلسوف شهير ديويي گفته بود : ( دموكراسي نه تنها شيوه حكومت است بلكه روش زندگي
افراد باهم مي باشد )