علي؛ اسوه اي براي هر نسلي در هر عصري

ابراهیم فتاحی

انسان براي پيمودن راه تكاملي خود و رفع نواقص و كاستي هايش و چگونه زيستن وچگونه بودن نيازمند الگو، اسوه و نمونه مي باشد. با تأسي به الگو واسوه انسان خود را مي سازد. نياز به داشتن الگو براي هر فردي با هر اعتقاد وانديشه اي امري است اجتناب ناپذير و ضروري.

علاوه بر داشتن الگو، انسان نيازمند دستورالعمل مدوني است تا بتواند با به كار بستن آن ابعاد مختلف اخلاقي، رفتاري، گفتاري و نگرش سياسي اجتماعي خود را پرورش دهد.هدف ارسال رسول و انزال كتب از جانب خداوند براي ايجاد جامعه ی ايده آل به منظور پرورش انسان ايده آل مي باشد.(1)

بعثت پيامبراني از بين انسان ها براي رهايي آن ها از ضلالت و گمراهي با تلاوت آيات الهي و تعليم كتاب(برنامه مدون براي زيستن) و دادن آگاهي،(2) مؤيد عنايت الهي به ارائه الگو جهت بشريت و احتياج آنان به اسوه مي باشد.(3)

در مكتب و مذهب ما انسان هايي پرورش يافته اند كه هركدام سرمشقي بوده اند براي تمامي كساني كه در قبال ارزش ها، اصول وآرمان هاي انساني و نيز سرنوشت جامعه خود احساس تعهد ومسئوليت مي نمايند.

علي اولين پرورش يافته مكتب اسلام ودامن پيامبر، سرآمد اين الگوهاست. او نه تنها براي مسلمانان بلكه براي هرفردي كه در قبال سرنوشت خود و جامعه وملتش رسالت و مسئوليتي احساس كند الگو واسوه مي باشد.

هر انساني با هر اندبشه و اعتقاد و نگرشي كه به نجات بشريت از بدبختيها و طلم ها و ستم ها و تاريكي ها اعتقاد داشته باشد مي تواند علي را الگوي خود قرار دهد.

مبارزه علي در ركاب پيامبر(ص) وتحمل مشكلات و سختيها وتلاش وجهاد او براي استقرار مكتبي كه انسان ها را از بندهاي استعمار، استحمار و استضعاف رهایی بخشد، براي كساني كه مي خواهند در راستاي تحقق يك انديشه، يك فكر، يك اعتقاد و به عبارت ديگر يك مكتب مبارزه نمايند مي تواند الگو باشد.

عدالت خواهي، عدالت گرايي و تحقق عدالت اجتماعي به منظور مبارزه با ظلم وستم بر اساس تعهدي كه خداوند از دانشمندان گرفته تا بر سيري ستمگر و گرسنگي مظلوم ساكت نباشند.(4) بيت المال را ولو اينكه در كابين زنان كساني باشد كه بر اساس تبعيض و رانت هاي اجتماعی تصاحب نموده اند به خزانه عمومي برگرداند.(5). تمامي افراد اعم از اشخاص صاحب نام ونشان و منزلت و فقرا و تهيدستان و طبقات پايين اجتماع را يكسان نگريستن برهم ريختن معيارهاي غلط طبقاتي درسپردن پست ها ومنصب ها به افراد پايين دست اجتماع بر اساس شايستگي و لياقت،(6) منكوب نمودن باطل و برپايي حق به منظور احقاق حقوق از دست رفته افراد(7) توبيخ استاندار منصوب خود به خاطر حضور در ميهماني فردي متمكن ومتمول كه فقرا در آن راه نداشته اند(8) نمونه هايي از تلاش ومجاهدت علي براي استقرار عدالت اجتماعي و قيام به قسط در جامعه ی تحت حاكمبتش بوده است و آناني كه براي تحقق عدالت تلاش مي نمايند، مي توانند علي را الگوي خود قرار دهند .

 احترام به همه انسان هايي كه در يك جامعه زندگي مي نمايند ورعايت حقوق شهروندي آنان از سوي حكام براساس دو معيار همدين بودن يا همنوع بودن(9) آزادي انسان ها در بيان تفكر و انديشه حتي انتقاد از حاكم و حكومت وتحمل عقيده مخالف (10) عدم ممانعت از خارج شدن افراد از قلمرو حاكميت با علم به اينكه خروج آنان براي تجمع مخالفان و قيام عليه حكومت است.(11)جنبه هايي از آزادي خواهي علي و احترام او به آزادي هاي مشروع انساني است. كساني كه به دنبال تحقق آزادي براي مردم مي باشند مي توانند علي را الگوي خود قرار دهند.

انسان داراي كرامت است(12) هيچ عاملی نبايد كرامت او را خدشه دار نمايد وتملق ،چاپلوسي، مدح وثناگويي از رذابل اخلاقي است كه موجب ذلت وخواري انسان مي گردد. علي براي پاسداري از كرامت انسان مدح وثناگويي نسبت به خود را از سوي پيروانش تاب نياورده و در مقابل اين عمل برمي خروشد و فرياد مي زندكه:«لا تكلموني یكلم به الجبابره» با من آن گونه كه ستمگران سخن مي گويند سخن نگوييد.(13) ،قدرت به صورت نامحدود در دست هر فردي كه باشد فساد آور ومنجر به استبداد مي شود ،راه جلوگيري از اين پيامد ناگوار وخطرناك تعيين حقوق شهروندان ومحدوديت قدرت است. علي با دادن آگاهي به مردم پيرامون حقوق آنان عليه قدرت خويش عصيان نموده و آن را محدود مي سازد.(14) آناني كه به كرامت انسان و محدوديت قدرت در راستاي احقاق حقوق مردم مي انديشند مي توانند علي را الگوي خود قرار دهند.

رهبري كه در تحقق عدالت، اعطای آزادي هاي فردي و اجتماعي، پاسداري از كرامت انسان ومحدوديت قدرت اين چنين عمل مي نمايد، در بعد معنويت و راز ونياز با خالق به منظور پرورش بعد الهي روح خود چنان عامل به فرايض عبادي است كه گويي زاهدي فارغ از دنيا و به دور از سياست وحكومت مي باشد.تجلي اين حالت در او وناله ها وگريه هايش در نيمه هاي شب، نخلستان هاي اطراف كوفه شاهد بوده است.

آری اينگونه است كه علي اين خداگونه تبعيدي در زمين عقول همه ا نديشمندان را متحير ساخته است و گوناگوني ابعاد وجوديش آنان را به تكريم و تعظيمش واداشته ،تاآنجا كه آن دانشمند مسيحي در كتابش مي گويد: كاش دنيا تمام قدرتش را جمع مي كرد و هرصد سال يك بار علي اي را به جامعه بشري عرضه مي داشت.(15)

بر اين اساس علي اسوه اي براي هر نسلي در هر عصر مي باشد كه بخواهند رسالت خطير خود را در قبال مكتب، اعتقاد،همنوع و جامعه خويش به انجام رسانند.

ــــــــــ

پاورقي ها

آيه 25 سوره حديد

آيه 3 سوره جمعه

آيه 21 سوره احزاب

نهج البلاغه خطبه 3

 نهج البلاغه خطبه 15

نهج البلاغه خطبه 16

نهج البلاغه خطبه 33

نامه امام به عثمان بن حنيف

نامه امام به مالك اشتر

10-رفتار خوارج در مقابل امام و تحمل انتقادات واعتراضات آنان از سوي امام

11-اجازه دادن امام به طلحه و زبير جهت رفتن به مدينه كه جنگ جمل را به وجود آوردند

12-سوره اسراء آيه 17

13-نهج البلاغه خطبه 214

14-نهج البلاغه خطبه 214

15-جرجرداق. كتاب امام علي صداي عدالت انساني