آيا تراژدي اصلاحات در ايران تكرار خواهد شد؟

 

پديده هاي سياسي اجتماعي به وقوع پيوسته در جوامع انساني را مي توان به سه دسته تقسيم نمود كه عبارتند از: انقلاب، رفورم، اصلاحات.

انقلاب : پديده اي است كه با وقوع آن نظام حاكم بر يك جامعه كه مشروعيت ومقبوليت خود را در بين شهروندان از دست داده است سرنگون و با تخريب كليه اركان حاكميت نظام حكومتي جديدي مبتني بر ايدئولوژي انقلاب در جامعه استقرار مي گرداند.

رفورم: پديده اي است سطحي كه در بخش يا بخش هايي از نظام حكومتي يا اجتماعي به وقوع مي پيوندد و داراي تأثيرات بنيادين و عميق نبوده و عموماً براي اقناع افكار عمومي و نجات حاكميت از خطر انقلاب صورت مي گيرد.

اصلاحات : پديده اي است كه ضمن به رسميت شناختن اصول بنيادين حاكميت و در چارچوب نظام حاكم تحولاتي اساسي و همه جانبه رادر جامعه به منظور رفع نواقص، كاستي ها و خلاءهاي موجود در نظام حكومتي و عملكرد آن بوجود مي آورد. اين تحولات عميق، فراگير و مداوم خواهد بود.

انقلاب شكوهمند ملت ايران نظام ستم شاهي را برانداخت تابا تكيه بر ايدئولوژي اسلامي الگويي نو از حكومت ديني بر پايه مردم سالاري به جهانيان خصوصاً امت اسلامي عرضه نمايد.ساختار طراحي شدن چنين حاكميتي در قانون اساسي تدوين شده است.

جنبش اصلاحي دوم خرداد 76 حركتي در راستاي بازگشت به شعارهاي منبعث از انقلاب به منظور تكميل و استقرار هرچه عيني تر چنين نظامي بود. لازمه نيل به اين هدف پذيرش آراي مردم از سوي همه جريان هاي سياسي مبتني بر اصلاح و اصلاح طلبي است كه در طول تاريخ مملکت ماسابقه اي طولاني دارد. سير گذرا در تاريخ ايران زمين نشان مي دهد كه در برهه هاي مختلفي، حركت هايي اصلاحي به منظور ايجاد تحول و رشد اجتماعي در كشور ايران به وقوع پيوسته است. اما بر اثر تؤطئه هاي دو جريان خارجي و داخلي مخالف اصلاحات دچار سرنوشتي غمناك شده اند. اين مدعا را با نگرشي گذرا به تاريخ معاصر سياسي ايران می توان  به ثبوت رساند.

 در نيمه اول قرن دوازدهم و در زمان حاكميت سلسله قاجار، سيد جمال الدين اسدآبادي اولين حركت اصلاحي را آغاز مي نمايد. اين عالم نوانديش و روحاني مبارزحركت اصلاحي خود رابراي دست يابي به اهداف زيرآغازمي كند.

وحدت امت اسلامي، تغيير نگرش هاو برداشت ها از اسلام. تغيير در روش و شيوه حكومت داري حاكمان دول اسلامي . با شروع فعاليت سيد جمال الدين مخالفان او ساكت ننشسته و براي ممانعت از گسترش اين جنبش مبارزه را آغاز مي نمايند. چه تهمت ها وتوهين ها و برچسب هايي كه از سوي متحجران داخلي به نام دفاع از اسلام و باورهاي اسلامي به او زده نمي شود تا افكار عمومي را عليه او شورانده و همگام با آنان دشمنان خارجي نيز تحركات وسيعي در ممالك اسلامي در جهت توقف حركت سيد جمال به وجود مي آورند و سرانجام اين جنبش سركوب مي شود.

جنبش اصلاحي مشروطيت در چارچوب نظام حاكم به منظور محدوديت در اختيارات حكومت و قانونمند نمودن آن، تدوين قانون اساسي، ايجاد ساختاري نوين در نظام حكومتي، تبديل ساختار حكومت از سنتي به مدرن وتأسيس پارلمان با انتخاب مردم و آغاز مي شود. پس از شروع حركت باز دو جريان ضد اصلاحات خارجي وداخلي دست در دست هم زمينه اي بوجود مي آورند تا با ايجاد اختلاف در بين سران مشروطيت بحران سازي نموده و سرانجام با كودتاي رضاخاني جنبش مشروطيت سركوب و حكومت ديكتاتوري در ايران مستقر مي شود.

 در مقطعي ديگر از زمان دكتر محمد مصدق با حمايت آيت الله كاشاني به منظور اصلاح اوضاع سياسي، اجتماعي، اقتصادي، روابط خارجي و جنبشی اصلاحي آغاز مي نمايد ،عوامل استكبار وايادي داخلي آنان با تشنج آفريني و بحران سازي زمينه ايجاد ناامني را در جامعه فراهم نموده از سوي ديگر با عنوان خطر حاكميت كمونيسم اذهان مردم را مشوه وبا ايجاد اختلاف در بين رهبران نهضت راه را براي كودتاي ننگين28مرداد 32 هموار نموده واختناقي پنجاه ساله را بر مملكت حاكم مي نمايند.

رژيم كودتا به منظور تثبيت پايه هاي حاكميت غيرمشروع خود جوپليسي و خفقان را بر كشور حاكم مي نمايد وهرگونه صداي مخالفي را با شكنجه و زندان واعدام در سينه ها خفه نموده و از همين جاست كه نطفه انقلاب بسته مي شود وبا مجاهدت انسان هاي پاك باخته ی اين مرزوبوم از عالمان ديني گرفته تا روشنفكران متعهد و مردم رشيد ومبارز ايران به رهبري امام امت(ره) اولين جرقه آن در پانزده خرداد سال 42 زده مي شود وشعله هاي آن در 22 بهمن 57 برافروخته ونظام ستم وجور راخاکستر نموده و با بر اندازدی آن بر ويرانه هايش حكومتي بر پايه جمهوريت و اسلاميت استقرار مي يابد. 

نوزده سال بعد در دوران تثبيت نظام در دوم خرداد 76 مردم انقلابي ايران با اعتقاد به حفظ اسلاميت نظام خواهان اصلاحات در كليه ابعاد حكومت وتحقق عيني كليه اصول جمهوريت بر مبناي قانون اساسي مي شوند واين خواست خود را در يك رقابت جدي با آراء بيست ميليوني به برنامه هاي اعلام شده از سوي جناب آقاي خاتمي ابراز مي دارند.

جناح مخالف مردم سالاري و طرفدار آمريت از فرداي پس ار انتخابات استراتژي بحران آفريني و ايجاد ناامني را در مقابله با خواست مردم آغاز مي نمايد وهمزمان با اين اقدامات داخلي، خارج نشينان ضد اصلاحات نيز حماسه دوم خرداد را فتنه خاتمي اعلام وخواهان متحد شدن گروه هاي ضدانقلاب جهت مبارزه با آن شدند. بدينسان مخالفان داخلي وخارجي روند اصلاحات به شيوه همیشگي تاريخي خود، در مبارزه با اين حركت هم هدف شده وتمامي بحران هايي كه تاكنون در مملكت به وجود آمده است ناشي از اين اتحاد شوم مي باشد. اوضاع واحوال كنوني مملكت و اجراي سناريوهاي پي در پي تشنج آفريني از سوي جناح اقتدارگرا و همسويي پيدا وپنهان دشمنان مردم و انقلاب با جناح مذكور براي شكست اصلاحات و نيز سرنوشت جنبش اصلاحات در ادوار گذشته اين سئوال را در اذهان به وجود آورده است كه آيا«تراژدي اصلااحات در ايران» تكرار خواهد شد؟

 

  ابراهیم فتاحی

 آوای کرمانشاه سه شنبه 3 شهریور 79