آزادي

 

ابراهیم فناحی :آوای کرمانشاه . شنبه 5 آبان 1379

يكي از حقوق انساني و طبيعي ای كه در طول تاريخ حيات انسان، جوامع مختلف براي تحقق آن مبارزه نموده و در راه بدست آوردنش هزينه هاي بسياري پرداخته اند، «آزادي» مي باشد.

براي بدست آوردن آزادي جامعه بشري در ادوار مختلف شاهد مبارزات گوناگوني بوده است. كشور ما نيز يكي از ممالكي مي باشد كه در طول تاريخ حيات خود براي تحقق آزادي فراز و نشيب هاي متعددي پشت سر گذاشته است. در اين سرزمين چه بسیار انسان هاي آزادي خواهي بوده اند كه با استبداد و خودكامگي در ستيز و نبرد بوده و در اين راه يا جان خود را فدا كرده و يا آزادي را محقق ساخته اند.

يكي از خواسته هاي اساسي مردم ايران كه در روند شكل گيري انقلاب اسلامي در شعارهاي آنها تجلي پيدا كرد ،واژه آزادي بود اين خواسته مردم از دو منبع نشأت گرفته است.

   سابقه تاريخي.

   ريشه اعتقادي.

توجه به آزادي و آزادگي در ايران زمين سابقه اي طولاني به قدمت تاريخ به وجود آمدن اين كشور دارد. تفكر آزادي خواهي چنان با فرهنگ ايران زمين عجين گشته كه تبلور آن را مي توان در نامگذاري اين مرز و بوم پيدا نمود. ايران جمع كلمه «اير» كه واژه اي اوستايي است مي باشد و به معناي«آزاده» و ايران معناي آزادگان را مي دهد.

پايبندي به تحقق آزادي و آزاد انديشي علاوه بر ريشه تاريخي در اعتقادات ديني و بينش اسلامي مردم ما نيز متجلي مي باشد. نهضت تمامي پيامبران الهي عموماًو پيامبر بزرگوار اسلام خصوصاً براي رهايي انسان ها از قيد و بند استبداد، استثمار،‌استعمار و در يك كلمه برقراري آزادي بوده است.

قرآن مجيد در اين زمينه مي فرمايد: و يضع عنهم اصرهم و لا غلال التي كانت عليهم. غل و زنجيرهاي اسارت را از آنها برميدارد. نماينده سپاه اسلام در دربار كسري پيام آزادي انسان ها را بر مبناي تعاليم اسلامي ابلاغ مي نمايد و مي گويد: لنخرج العباد من عباده العباد الي عباده ا

در راستاي تحقق آزادي بود كه بردگانی چون بلال به نهضت پيامبر گرويدند و به كمك اين انسان هاي به اسارت كشيده شده بود كه رسول اكرم توانست حكومت اريستوكراسي جاهليت را سرنگون نمايد. حضرت علي (ع) مي فرمايد: بنده كسي نباشيد كه خدا شما را آزاد آفريد.

در جهان امروز يكي از معيارهايي كه توسط آن تقيد حكومت ها به اصول دموكراسي و رعايت حقوق شهروندان مورد ارزيابي قرار مي گيرد آزادي است كه متأسفانه بسياري از حكومت ها در اين ارزيابي عملكرد مثبت و قابل قبولي ندارند. بوجو آمدن پندار تقابل دين و آزادي در ذهن بسياري از انديشمندان و روشنفكران در عصر ما معلول عملكرد غلط متوليان ديانت و معنويت بوده و  اين امر موجب گشته است تا دو ديدگاه در ارتباط با دين و آزادي بوجود آيد.

تفكري از منظور دين آزادي را نفي مي كند و وجود آن را به ضرر دين و دينداري و ارزشهاي ديني مي داند و در مقابل آن مي ايستد. تفكري ديگر در دفاع از آزادي دين را نفي مي كند و دينداري را مخالف آزادي و آزادانديشي قلمداد مي نمايد.

انقلاب كبير فرانسه با سه شعار آزادي، برابري، برادري به وقوع پيوست و كليسا به عنوان نماد و متولی دين در مقابل انقلاب و شعارهاي آن ايستاد و به مخالفت برخاست. اين اقدام ، تقابل دين و آزادي را بوجود آورد و طرفداران انقلاب را به سوي كنار گذاشتن دين از عرصه سياست و اجتماع كشاند و تفكر نفي دين در جامعه به منظور تحقق آزادي را پايه گذاري نمود. در مشرق زمين نيز اين رويكرد به شيوه ی ديگري تحقق يافت. سردمداران انقلاب سوسياليستي دين را افيون جامعه دانسته و با تمام توان كوشيدند تا به حيات دين در جوامع كمونيستي خاتمه دهند. اين دو شيوه ی برخورد با دين در جهان كه از جانب دو ديدگاه متفاوت در دفاع از آزادي صورت مي گرفت ناشي از كج فهمي و تحجر فكري متصديان دين بود. امروز نيز هستند افرادي كه در كسوت توليت دين و دينداري پرچم مبارزه با آزادي را برافراشته اند و غافل اند از اينكه بزرگترين ضربت به دين، بد از آن دفاع كردن است. اين برداشت كه دين و آزادي با يكديگر سازگاري ندارند نه با بينش اسلامي و نه با قانون اساسي تطابق ندارد.

اگر آزادي را انجام هر عملي بدانيم كه ضرري را متوجه ديگران ننمايد اين آزادي فرآيندي دارد كه عبارت است از: آزادي اعتقاد، انديشه و تفكر. آزادي بيان و قلم. آزادي كردار و عمل.

واضعين قانون اساسي براي نهادينه شدن آزادي و جلوگيري از انسداد فرآيند آن چاره انديشي نموده و راه كارهايي در نظر گرفته اند تا ضمن قانونمند نمودن تحقق آزادي- حاكميت نيز نتواند به بهانه هاي گوناگون موجب سلب آزادي مردم و محدوديت آنان گردد. براي نيل به اين هدف مهم در فصل سوم قانون اساسي ذيل عنوان«حقوق ملت» اصولي را به اين امر اختصاص داده اند. به جرم داشتن فكر و انديشه و اعتقاد، افراد را نمي توان مورد مؤاخذه و بازجويي قرار داد. چنين شيوه اي تفتيش عقايد بوده و ممنوع مي باشد. يعني تضمين آزادي انديشه كه اساس فرآيند آزادي مي باشد. مطبوعات و نشريات به عنوان وسايل ارتباط جمعي و اطلاع رساني جهت تنوير افكار عمومي و ابزارهايي به منظور انعكاس عقايد و ديدگاه هاي متفكران و درج مقالات نويسندگان در بيان مطالب آزاد مي باشند تا دومين فرآيند آزادي يعني آزادي بيان و قلم تحقق يابد.

با به رسميت شناختن احزاب و تشكل هاي صنفي و سياسي به منظور انجام و سازمان دادن به مردم در راستاي تحكيم جمهوريت نظام و نظارت بر عملكرد حكومت و حكمرانان و تحقق اصل حاكميت مردم برسرنوشت خويش آزادي اجتماعات و راهپيمايي ها در جهت ابراز علني خواسته هاي شهروندان، سومين فرآيند آزادي كه آزادي رفتار و عمل مي باشد تجلي پيدا مي كند.

قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مبين خواسته هاي مردمي است كه بزرگترين انقلاب عصر حاضر را براي تحقق آرمان ها و آرزوهاي خود به وجود آوردند و اكنون با تمام توان نيل به آن ها را مي طلبند و يكي از اين خواسته ها آزادي در چارچوب قانن اساسي مي باشد . اگر كسي خواست در اين چارچوب عمل كند نبايد در صورت برجورد به رئيس دولت يا هر مسئولي كه قدرتي در دست دارد بخواهد از قدرتي كه دارد سوءاستفاده كند. حفظ حقوق مردم در برابر قدرت، حفظ آزادي هاي تصريح و تضمين شده در قانون اساسي، حفظ اظهار نظر و حفظ اصل انتقاد ضرورتي اجتناب ناپذير مي باشد.

تفكري در اين مملكت تلاش مي نمايد تا در اذهان جهانيان چنين وانمود کند كه تضاد و ستيز بين دين و آزادي واقعي است و اين دو مقوله با هم سازگاري ندارند. با كمال تأسف چنين عملي به نام دفاع از دين و ارزشهاي ديني صورت مي گيرد. توقيف فله اي مطبوعات و بلاتكليف ماندن آن ها، دستگيري و زنداني نمودن نويسندگان و روزنامه نگاران، محاكمه متفكران و انديشمندان بدون رعايت نص صريح قانون اساسي در مورد مجرمين سياسي در همين راستا ارزيابي مي گردد و چنين اقداماتي موجب آن گشته است تا بر روي شبكه اينترنت جهان اين تيتر مشاهده شود كه«ايران زندان بزرگ روزنامه نگاران است.»