اصلاحات؛

 تحمل كثرت گرايي، تنوع سلايق ، مطبوعات مستقل

 

نهضت مشروطيت در ايران كه حركتي براي گذار از جامعه سنتي به جامعه مدرن بود، دست آوردهاي گوناگوني براي كشور ما در پي داشت كه يكي از آنها به وجودآمدن مطبوعات در صحنه فرهنگي ايران زمين بود. به دليل نقش بسيار مهمي كه مطبوعات در رشد آگاهيهاي سياسي، اجتماعي وفرهنگي مردم داشته اند پيوسته از سوي حكومت ها مورد تهديد و تطميع قرار گرفته اند و قدرت هاي حاكم كوشيده اند تا در جهت تثبيت پايه هاي اقتدار خود از مطبوعات به عنوان ابزارهايي استفاده نموده وآنها را در خدمت منافع خود در آورند. براي نيل به اين هدف گاه به شيوه تطميع وزماني متوسل به تهديد. واگر اين دو روش مؤثر نبوده اند سرانجام ممانعت از انتشار را براي مبارزه با مطبوعات برگزيده اند.

در تاريخ معاصر ايران چنين وضعيتي را در برهه هاي مختلفي از زمان مي توان يافت كه به پاره اي از آنها اشاره مي شود.

در سال 1299 دولت كودتا با آگاهي از اينكه با هيچ شيوه اي نمي تواند مطبوعات را باخود همراه سازد مبادرت به تعطيلي آنها مي نمايد.

در سال 1321 قوام السلطنه زمانی که خود را در معرض آماج حملات مطبوعات مي بيند وقادر به پاسخگويي نيست به بهانه ايجاد امنيت از انتشار روزنامه ها وجرايد جلوگيري مي نمايد وتنها روزنامه اخبار روز كه وابسته به دولت است منتشر مي شود.

پس از كودتاي ننگين 28 مرداد سال1332 زاهدي عامل سرسپرده كودتا به منظور تثبيت اوضاع و تسلط كامل كودتاچيان وخاموش كردن هرگونه صداي مخالفي از انتشار روزنامه ها جلوگيري مي نمايد.(1)

با پيروزي انقلاب اسلامي ايران به منظور نهادينه شدن اصل آزادي كه از خواسته هاي اساسي مردم بوده و در شعارهاي آنان در  روند مبارزات ضدستم شاهي تجلي يافت ونيز اجراي درست اصل بيست وچهارم قانون اساسي مبني بر تضمين آزادي مطبوعات در سال 1364 در مجلس دوم قانون مطبوعات به تصويب مي رسد كه با اجراي اين قانون به صورت كامل پس از حماسه دوم خرداد و منتشر شدن روزنامه هاي مستقل از حاكميت، جناح اقتدارگرا كه تحمل وجود چنين جرايدي را ندارد در تلاش براي تحديد جرايد سرانجام در روزهاي پاياني عمر مجلس پنجم قانوني را به نام اصلاح قانون مطبوعات به تصويب مي رساند ودر پي آن حدود 25 نشريه و روزنامه كثيرالانتشار توسط قوه قضائيه توقيف مي شود.

رسالت مطبوعات مستقل و آزاد به عنوان يكي از اركان مهم جامعه مدني سه وظيفه خطير اطلاع رساني به جامعه، تنوير افكار عمومي و نظارت بر عملكرد مسئولين مملكت را بر عهده دارند. ايفاي درست اين وظايف موجب خواهد شد تا مافياي قدرت كه بقاي خود را در عدم تبادل اطلاعات آزاد، پنهان كاري ورابطه سالاري به جاي شايسته سالاري در مديريت مي بيند، مي كوشد تا به هر نحو ممكن از فعاليت مطبوعات آزاد و مستقل از حاكميت جلوگيري نمايد وبراي دستيابي به اين هدف به ترفندهاي گوناگون متوسل مي شود كه يكي از اين ترفندها ايجاد كانون هاي شكايت نويسي عليه جرايد مي باشد.

ارباب جرايد بايد با اشراف كامل بر اوضاع از هرگونه اقدامي كه زمينه را براي رسيدن قدرت گرايان به اين هدف فراهم نمايد بپرهيزند.

وجود تنوع ديدگاه واختلاف سليقه در بين اربابان جرايد كه از شخصيت هاي دست اندر كار عرصه فرهنگ و انديشه وتفكر مي باشند نه تنها امري است طبيعي و مفيد بلكه براي تضارب افكار و كثرت گرايي در جهت رشد آگاهي هاي سياسي-اجتماعي در جامعه ضرورتي است اجتناب ناپذير.

اگر تنوع سلايق مبدل به خصومت و اختلافات شخصي گردد علاوه بر تهديد جدي فرهنگ جامعه اعتبار و ارزش مطبوعات را در بين مردم خدشه دار خواهد نمود.

تعداد صفحات و تيراژ بالاي يك نشريه بيان گر معتبر بودن آن نمي باشد. آنچه به يك نشريه اعتبار مي بخشد جهت گيري، محتوي، نوع وموضوع مقالات ومطالب مندرج در آن است.

مطبوعات عليرغم اختلاف ديدگاه دست اندركاران آنها بايد يار ومددكار يكديگر بوده ونقاط ضعف واختلافات صنفي خود را با شيوه عقلانيت حل وفصل نمايند.

از قرائن چنين بر مي آيد كه كانون هاي ضد مطبوعات پروژه شبه كودتاي خود را براي بستن مطبوعات اينك متوجه شهرستان ها نموده اند. اينان خواهان وجود نشرياتي هستند كه سر بر آستان اقتدارگرايي گذاشته و توجيه گر انحصار و اعوان آمريت باشند، خشونت گرايي و ترويج آن را در جامعه براي دفاع از مقدسات ديني و ارزشهاي اسلامي ضروري ولازم بدانند، به نام دين در مقابل آزادي بايستند ودر تضاد ساختگي دين وآزادي از استبداد و انگيزاسيون حمايت نمايند تا بدين شيوه نام وناني بدست آورند و به قول معلم شهيد دكترشريعتي نان دين بخورند وبراي دنيا كار كنند.

ارباب جرايد بايد با هوشياري تمام موقعيت حساسي را كه در آن قرار گرفته اند دريابند تادر دام گسترده شده توسط مخالفان آزادي قلم وانديشه نيفتند. در غير اين صورت داستان آن مالك باغ وسيد وشيخ و مكلا در انتظارشان خواهد بود.

مخالفين وجود مطبوعات مستقل در لواي دفاع از دين و ارزشها به جنگ آزادي قلم وانديشه آمده اند. دفاع از اصلاحات از سوي اين جريان ترفند ديگري است براي برگرداندن اوضاع به قبل از دوم خرداد 76 وگرنه اينان كجا ودفاع از اصلاحات كجا! تظاهر به اصلاحات در بيان واقدامات مخالف آن در عمل از سوي اين جريان بيانگر مغايرت اقوال آنان با افعالشان مي باشد. داعيه دفاع از اصلاحات مستلزم پذيرش كليه اصول ومعيارهاي آن واثبات پايبندي به اين پذيرش در عمل است. يكي از اين معيارها تحمل كثرت گرايي، تنوع سلايق وحضور مطبوعات مستقل از حاكميت در عرصه جامعه مي باشد.

ابراهیم فتاحی

آوای کرمانشاه پنجشنبه 17 شهریور 79