حكم دكتر آغاجري هزينه اي در تقابل آزادي و استبداد

ابراهیم فتاحی

سرانجام در محاكمه اي غيرعلني وبه دور از نظارت عمومي(حضور هيأت منصفه)حكمي غير متعارف وغيرقابل قبول در اذهان عمومي ،براي يكي ديگر از متفكران ونوانديشان ديني صادر گرديد.

هرگز تصور نمي شد در نظامي كه برخاسته از مبارزات آزادي خواهانه مردم است براي تحقق آزادي بيان،. عقيده، فكر وانديشه چنين حكمي صادر شود،حکمی که مورد اعتراض همگانی قرار گرفته و حجت الاسلام کروبی آن را حکم ننگین خواند ، ان هم به نام دين سمحه ی سهله، دين عطوفت و محبت ورأفت.

تاريخ پرفراز ونشيب ملت ايران مبين مبارزات هميشگي اين مردم به منظور استيفاي حقوق حقه خويش مي باشد. در سده اخير خصوصاً با آغاز نهضت مشروطيت مبارزه براي احقاق «حقوق ملت» و نهادينه شدن آن ابعاد گسترده تری به خود گرفت.

 در تقابل آزادي و استبداد مردم ايران براي بدست آوردن اين حقوق هزينه هاي بسيار گزافي متحمل شدند و هرگز از پاي ننشستند تا سرانجام در سال 57 با انقلاب شكوهمند خود طومار استبداد درهم پيچيده و زمينه براي استقرار نظامي مردم سالار به منظور تأمين حقوق فردي واجتماعي خويش فراهم نمودند.

دولت برخاسته از انقلاب در نخستين اقدام خود پس از تعيين نوع حكومت از طريق مراجعه به آراء عمومي، قانون اساسي را كه مبين نهادهاي سياسي، فرهنگي و اجتماعي مي باشد براي قانونمند نمودن مطالبات مردم به تصويب رسانيد.

حقوق ملت از ديدگاه واضعين قانون اساسي از آنچنان اهميتي برخوردار بود كه فصلي مشتمل بر بيست ويك ماده را از اين قانون به آن اختصاص دادند.

در راستاي پاسداري از ابراز عقيده وآزادي بيان كه لازمه ی شكوفايي فكر وانديشه براي ترقي، پيشرفت وتكامل هر جامعه اي مي باشد در فصل حقوق ملت، قانون اساسي به صراحت اعلام مي دارد كه: تفتيش عقايد ممنوع است وهيچكس را نمي توان به صرف داشتن عقيده اي مورد تعرض و موأخذه قرار داد.

به اعتقاد حقوقدانان صدور حكم دكتر سيد هاشم آغاجري بر خلاف اصل بيست وسوم قانون اساسي و از مصاديق تفتيش عقايد مي باشد. در سخنراني همدان جز بيان يك عقيده و انديشه و نقد برداشتي خاص از اسلام كارديگري انجام نگرفته است. وظيفه يك روشنفكر ديني اين است كه اولاً نسبت به خرافات ديني حساس باشد، ثانياً از اينكه دين خدمتگذار قدرت شود، حساسيت بورزد، ثالثاً نسبت به ستمگري وستم كشي حساس باشد ومباني تئوريك آن را تبيين نمايد.

در سخنراني مذكور آغاجري به عنوان يك روشنفكر ديني برداشتهاي سنتي حاكم را از اسلام ، روحانيت، مرجعيت و به نقد كشيده و از منظري نو به اين مقوله ها مي نگرد.

بر اساس كدام مباني اعتقادي انتقاد از روحانيت و مرجعيت وكتاب حليه المتقين ارتداد محسوب گشته وجزاي آن اعدام است. چه كسي در جامعه مي پذيرد، فردي كه عامل به فرايض اسلام، مأنوس با قرآن، متفكري تئوري پرداز و از نسل پيامبر، به پيامبر و ائمه طاهرين اهانت وتوهين نمايد.

صدور چنين حكمي براي شخصيتي دانشگاهي كه از پايگاه نوانديشي به دفاع از ديانت ومعنويت پرداخته است در اذهان جهانيان چهره اي خشن از اسلام ترسيم مي نمايد كه پاسخ انديشه واستدلال را با خشونت مي دهد. چه اقدامي بهتر از اين مي تواندوسیله ای تبليغاتي براي مخالفين اسلام تهيه نمايد تا بتوانندبا تمسك به آن حكومت ديني وانقلاب اسلامي و نظام برخاسته از آن را استبدادي، خشن وضد حقوق بشري معرفي نمايند؟

صادركنندگان اين حكم چه چيزي را ارزش مي دانند؟ اگر عامل بودن به فرايض اسلام ارزش است. اگر جانباز بودن ارزش است. اگر برادر شهيد بودن ارزش است، دكتر آغاجري كه داراي همه اين ارزشها است، مگر اينكه بپذ يريم براي كسانيكه داراي قرائت هاي ديگري از دين، غير از قرائت حاكم مي باشند،. اينها ارزش محسوب نمي گردد.

در حالي كه حتي محافظه كاران نيز حكم صادره را قبول نداشته و آن را غيرقابل دفاع مي دانند، صدا وسيماي لاريجاني چون ماجراي كنفرانس برلين وارد معركه شد ودر اقدامي يك طرفه مصاحبه اي با قاضي صادركننده حكم ترتيب داد، يكه وتنها يه قاضي رفتند و راضي برگشتند تا افكار عمومي را مغشوش نمايند. بخشي از سخنان دكتر آغاجري پخش گرديد بدون آنكه دفاعيه اش را نيز در اين ارتباط پخش نمايند. راستي اين است معناي عدالت علوي؟ اين اقدام ظلم در حق كسي نيست كه در حصر بوده وقدرت دفاع از خود را ندارد؟ اينگونه با حيثيت وآبروي يك فرد مؤمن بازي كردن در كجاي دين توصيه شده است. آيا حضرات نمی دانند كه: اعتبار وآبروي يك مؤمن به اندازه اعتبار خانه كعبه است! اينان نشنيده اند، الملك يبقي مع الكفر ولا يبقي مع الظلم.

آيا دلسوخته اي نيست به اين غافل گشتگان از روز عدالت وصاحبان قدرت بدون محدوديت و رهيد گان از تيغ نظارت در سايه قضاوت به خويش آرد وبر آنان بانگ زند كه:

اين چنين بهتان منه  بر اهل   حق                 

كان خيال توست،  برگردان ورق

خواجه پنداري كه طاعت مي كني؟                 

بي خبر از معصيت جان مي كني

تاريخ مؤيد اين مدعاست كه با حصر وحبس، تبعيد وزندان، محاكمه واعدام نمي شود با فكر وانديشه مبارزه نمود. مقابله با فكر وانديشه ابراز خاص خود را مي خواهد. گفتگو ومفاهمه، استدلال ومنطق، مجادله احسن وبيان نيكو راه مؤثر، مفيد ولازم در مواجه با انديشه ها وافكار گوناگون مي باشد.

حكم دكتر آغاجري هزينه اي در تقابل آزادي و استبداد ارزيابي مي گردد، صدور آن حيثيت واعتبار نظام را در عرصه بين الملل خدشه دار نموده، با ايجاد التهاب وبحران در جامعه امنيت داخلي را با خطر مواجه ساخته، تحديد آزادي بيان و تهديد متفكران را فراهم و محيط دانشجويي و دانشگاه ها را با تشنج مواجه نموده وتنها كان لم يكن نمودن آن اثرات سوءا ش را مرتفع خواهد نمود.