ابراهیم
فتاحی
روزنامه
آوای کرمانشاه سه شنبه 2/12/76
سه رويكرد در قبال تمدن غرب؛
سنت گرائي، غرب گرائي و اصلاح
گرائي
تمدن در لغت
به معناي، شهرنشين شدن، خوي شهري گزيدن، با اخلاق مردم شهرآشنا شدن، همكاري با
يكديگر در امور زندگي و فراهم ساختن اسباب ترقي و آسايش خود مي باشد.(1)
تمدن كلمه
اي است عربي و در فارسي دري مفهومي معادل شهري گري دارد و گستره اي وسيع را دربر
مي گيرد كه شامل مواد محسوسي است به شكل ساختمان ها، تجهيزات و امكانات فني، علمي
و رفاهي و يا امور اجتماعي نظير نظام حكومت و بنيادهاي عمومي مانند حزب ها، انجمن
ها، اتحاديه ها و همچنين آداب و رسوم گوناگون ملي و قومي كه همگي مربوط به زندگي
گروهي و اقامت در شهرها و براي زيستن آدميان در كنار يكديگر و با همديگر پديد آمده
است.(2)
تمدن داراي
دو جنبه مي باشد:1- جنبه مادي. 2- جنبه معنوي.
جنبه مادي
همه اختراعات و اكتشافات، نيروي كار، اتم وهواپيما واتومبيل وهمه پديده هاي مشابه
را دربر مي گيرد.اما جنبه معنوي آن عبارت است از هدف هاي شريف انساني و
اخلاقي و سعي در رسيدن به آنها.(3)
ملل مسلمان
روزگاري داراي تمدني بودند كه نه تنها موجب مجد و عظمت آنها شده بود بلكه سهم به
سزايي در پي ريزي تمدن كنوني غرب داشت. آن زمان كه بر مغرب زمين تاريكي شوم تفتيش
عقايد سايه افكنده بود مشرق زمين از نور علم و دانش پژوهي سر شارگشته بود. ديري از اين
مجد و عظمت نگذشته بود كه مسلمين در عرصه سياست و حيات اجتماعي نياز به تعقل و
انديشيدن رادر خود نيافتند و تغلب و خودكامگي را به عنوان سرنوشت حتمي خود
پذيرفتند.(4)
از اينجا
بود كه زمينه افول و زوال تمدن اسلامي فراهم شد. در مغرب زمين دو عامل عمده موجب
گرديد تا دوران سياه قرون وسطايي سپري و ايام پيشرفت و ترقي و پايه گذاري تمدن
كنوني آغاز گردد. آن دو عامل كه مدخل انسان به دنياي جديد شدند يكي«نوزايش»و ديگري
حركت«اصلاح ديني»بود.(5)
از بدو
آشنايي ايرانيان با تمدن مغرب زمين و پيشرفتهاي آن، سه رويكرد در قبال تمدن غرب به
وجود آمد. سنت گرائي، غرب گرائي، اصلاح گرائي.(6)
سنت
گرائي:
طرفداران اين رويكرد، غرب و تمدن آن را دشمن سرسخت دين و اعتقادات و معتقدان
دانسته و بر اين باورند كه به كارگيري هرگونه پديده اي كه انتقال دهنده فرهنگ غرب
است بايد محدود شود. آزادي را به عنوان ره آورد تمدن غرب ولنگاري و بي بندوباري
دانسته. مطبوعات مستقل و منتقد حكومت را مروجين فرهنگ غرب و قلم به مزدان بيگانه
مي دانند و براي كنترل آنها مميزي قبل از انتشار را تجويز مي نمايند و جهت
واكسيناسيون اخلاقي جامعه به كنترل دولت بر فعاليتهاي فرهنگي اعتقاد دارند.
به
فرهنگسراها باديدي بدبينانه مي نگرند واحتمال تربيت اسلامي شدن جوانان رادراين
اماكن رد مي كنند.(7)
تبادل فرهنگي
را محدود دانسته و ان را خطري براي فرهنگ ديني جامعه مي دانند. در عرصه فكر و
انديشه اعتقاد به تك صدايي داشته و تكثرگرائي و تنوع قرائت هاي مختلف از اسلام را
حق و برطريق صواب ندانسته و براي جلوگيري از خطر تمدن غرب در صحنه حكومت و سياست
به تمركز قدرت در دست حكومت و عدم دخالت مردم در اداره امور مملكت و سپرده شدن
اينگونه موارد به دست نخبگان آن هم از طبقه روحانيت اعتقاد دارند.برحفظ ظواهر در
جامعه تأكيد داشته و دخالت حكومت در عرصه خصوصي شهروندان را امري ضروري براي اصلاح
اجتماع مي دانند.
غرب گرائي: طرفداران اين رويكرد
شيفته تمدن غرب گشته و چنان مجذوب و مغلوب پيشرفت و ترقي مغرب زمين شده اند كه
رازورمز عقب افتادگي مسلمانان و مشرق زمين را پاي بندي به اصول و معيارهاي ديني و
ارزش هاي اعتقادي و نيز سنت و فرهنگ شرق دانسته و معتقدند براي اينكه بسان مغرب
زمين نردبان هاي ترقي را يكي پس از ديگري بپيماييم بايد از هر آنچه كه فرهنگ، آداب
و رسوم و سنن مشرق زمين است دست برداشته و اصول و باورهاي اعتقادي و ارزش هاي ديني
خود را رها ودركليه زمينه هاي اجتماعي، فرهنگي، اخلاقي و... از غرب تقليد نماييم. يكي از بانيان اين تفكر
اعتقاد دارد براي پيمودن راه ترقي بايد از فرق سر تا به كف پا غربي شويم.(8)
به جدايي
دين از سياست معتقدند و عرصه خصوصي افراد را متعلق به دين مي دانند. دخالت دين در
حكومت و جامعه را نه تنها نفي نموده بلكه موجب عقب ماندگي و اخلال در روند پيشرفت
جامعه مي دانند و به نوعي ديگر دين را افيون اجتماع معرفي مي كنند.
اصلاح
گرائي:
اين تفكر و نگرش، تمدن غرب را يك واقعيت مي داند كه جامعه ما با آن روبرواست.
ضرورت برخورد با آن بر مبناي عقلانيت و خردورزي امري اجتناب ناپذير مي داند. و بر این باور
است که :جنبه
مادي تمدن غرب كه عبارت است از تكنولوژي، دانش، نهادهاي مدني و اجتماعي،
شيوه اداره جامعه را مي توان در خدمت اهداف و آرمان هاي والاي اعتقادي خود قرار
داد. با تعامل و تبادل فرهنگي مي توان از روح فرهنگ شرقي و اسلامي در آن دميد و
نواقص و كاستي هايي را كه براي جامعه ما مضر مي باشد برطرف نمود. ضمن پذيرش جنبه
هاي مثبت آن با اثرگذاري بوسيله فرهنگ خود ابعاد منفي آن را خنثي نمود. همان شيوه
اي كه پيامبر در مواجهه با فرهنگ جاهلي به كار برد، بعضي از آنها را پذيرفت و بعضي
ديگر را اصلاح و محتواي اسلامي به آن داد. ايجاد محدوديت براي وسايل انتقال دهنده
فرهنگ غرب نه تنها مؤثر نمی داند بلكه نوعي مقاومت منفي را در جامعه ايجاد مي نمايد،
راه منطقي توليدات فرهنگي بر اساس نياز مردم مي باشد. مطبوعات آزاد و مستقل از
حاكميت ابزارهاي لازم و ضروري براي نظارت مردم بر حاكميت و نقد عملكرد آن و كنترل
قدرت و اطلاع رساني به شهروندان و تنوير افكار عمومي و تضارب آراء، افكار و انديشه
ها براي اصلاح و پيشبرد و تعالي جامعه مي باشند.
در اين نگرش
طرح گفتگوي تمدن ها در راستاي تحقق دستور قرآن به شنيدن اقوال و انديشه ها و پذيرش
بهترین
آنها(9)، جهت ايجاد زندگي مسالمت آميزملت ها در كنار همديگر با تمدن هاي گوناگون
در جهان امروز به جاي جنگ تمدن ها امری ضروری است تا الگوبودن امت ما براي جهانيان با
چنين شيوه اي در راستاي وعده قرآني محقق شود.(10)
به نظر مي
رسد رويكرد اصلاح گرائي، دو آفت بزرگ شيدايي و نفرت كه مانع اساسي در راه
شناخت درست تمدن غرب به عنوان بزرگترين حادثه به وقوع پیوسته در مرحله اخير زندگي بشر
براي ما شرقيان بوده اند،(11) را اصلاح می نماید.
1-
فرهنگ عميد. جلد يك. صفحه 317
2-
قرن ديوانه. كسمائي. صفحه 14
3-
قرن ديوانه. كسمائي. صفحه 22
4-
از دنياي شهر تا شهر دنيا. سيد محمد خاتمي. صفحه 13
5-
از دنياي شهر تا شهر دنيا. سيد محمد خاتمي. صفحه 155
6-
اسلام و دموكراسي. سيد محمد خاتمي. صفحه 99
7-
سخنراني رضا استادي عضو جامعه مدرسين. 16/3/76
8-
جمله معروف تقي زاده.
9-
زمر آيه 18.
10-
بقره آيه 143.
11-
آئين و انديشه در دام خودكامگي. سيد محمد خاتمي. صفحه 13.