تؤطئه شوم
شُبهه افكني
ابراهیم فتاحی :آوای کرمانشاه یکشنبه 6 آذرماه 79
در جوامع
مختلف بشري كه جنبش هاي اصلاحي در آنها به وقوع پيوسته است. تؤطته شوم شبهه افكني
يكي از شگردهايي بوده كه به منظور سركوب حركت اصلاح طلبي مورد استفاده قرار گرفته
است. مخالفان نهضت هاي اصلاحي با شبهه افكني و ايجاد ترديد در اذهان مردم جو رواني
جامعه را براي پذيرش كودتا و حاكميت استبداد آماده مي نمودند.
حضرت علي(ع)
اين اولين قرباني شبهه افكني در تاريخ ائمه ، شبهه را چنين تبيين مي
فرمايد: وانما سميت الشبهه لا نها مشبه الحق: شبهه را از آن جهت شبهه نام
نهادند كه به حق شبيه است.(1) حق و باطل در حيات بشري و در همه موقعيت ها با آن
وضوح و صراحت نمودار نمي شوند كه براي هيچ كس جاي ترديد و شك و شبهه نمایان باشد.(2)
به دليل
شباهت شبهه به حق است كه از آن براي فريب اذهان عمومي سوءاستفاده
شده است. با مطالعه تاريخ ملل پيشين و تحليل آن مي توان راز و رمزشكست و يا پيروزي
جنبش هاي اجتماعي سياسي را كشف و از آنها به عنوان چراغ راه آينده استفاده نمود.
براي كشف اين واقعيت ها و حقايق است كه قرآن مجيد انسان را به تحقيق و تدبر و
بررسي جامعه شناسنامه امم پيشين فرامي خواند.(3)
زيرا بر
كليه پديده هاي هستي و از جمله تحولات اجتماعي قوانين تغيير ناپذيري حكم فرماست كه
در قرآن از آنها به نام سنن الهي ياد شده است.(4) انسانهايي كه در قبال سرنوشت
جامعه و مردم خويش احساس تعهد و مسئوليت مي نمايند بايد با مطالعه تاريخ امت هاي گذشته
اين سنتها را كشف و در راه پيشبرد نهضت هاي اجتماعي و جلوگيري از انحطاط و انحراف
از آنها استفاده نمايند. استفاده از شبهه افكني به منظور انحراف در اذهان مردم در
تاريخ نهضت هاي انبياء نيز سابقه دارد. مستبدان و ستمگراني چون نمرود و فرعون آن
گاه كه حاكميت خود را در خطر مي بينند مدافع آئين و اعتقادات مردم مي شوند و خود
را مبارزه گر با فساد معرفي و پيامبران الهي را فسادگردر زمين و تغيير
دهنده آئين و ارزشهاي جامعه قلمداد مي نمايند تا بدين وسيله اذهان عمومي را مشوه و
احساسات مردم را عليه انبياء برانگيخته و زمينه را براي سركوب نهضت هاي رهايي بخش
الهي به وجود آورند واعلام مي دارند كه: انی اخاف ان يبدل دينكم او ان يظهر في
الارض الفساد: من مي ترسم كه دين شما را تغيير كند يا در زمين فساد به وجود آيد.
در مقطع
ديگري از تاريخ ،حكومت بني اميه كه حركت اصلاح طلبي حضرت علي (ع) را در تقابل
با شيوه زمامداري غاصبانه و اشرافي خود مي بيند با ايجاد ترديد وشبهه افكني در
جامعه چنان اذهان عمومی را دچار ابهام مي نمايند كه در زمان شهادت حضرت
علي(ع) مردم مي پرسند كه علي با مسجد چكار داشته است؟ مگر او نماز مي خواند؟
نگاهي گذرا به نهضت هاي اصلاحي ايران در
تاريخ معاصر مبين اين واقعيت است كه حكام مستبد و جبار و دول استعماري و غارتگر
چگونه از اين شيوه براي تثبيت قدرت خود و سركوب اصلاحات سوءاستفاده نمودند. به
تاريخ مشروطه نظري بيافكنيد مي بينيد كه استبداد و ارتجاع شكست خورد و به
حاشيه رانده شد اما دولت هاي روسيه تزاري و انگليس براي براندازي مشروطه مقدمات آن
را فراهم و حالت رواني جامعه ايران در آن زمان را براي كودتاي محمدعلي شاه، جلاد،
باغشاه مناسب ساختند(6)
نامه اي از
عباس افندي سردمدار فرقه بهائيت خطاب به سران مشروطه در چاپخانه هاي تهران چاپ و
شبانه بر دروديوار تهران چسبانده مي شود كه در آن از سران مشروطه تشكر مي شود به
خاطر اينكه زمينه اي به وجود آورده اند تا بهائيت بتواند عقايد خود را تبليغ نمايد
و از بهائيان مي خواهد از مشروطه حمايت نمايند. عمال استبداد جاروجنجال به راه
انداختند و به حمايت از اسلام سينه چاك كردند و نداي واسلاما سر دادند و مشروطه را
ساخته و پرداخته دست بهائيان دانسته و با شعار ما دين نبي خواهيم مشروطه نمي خواهيم. توده مردم را نگران و
جوي از شبهه و ترديد به وجود آوردند. جلاد باغشاه محرمانه به فرماندهان قزاق دستور
مي دهد كه در شهرها ناامني ايجاد نموده و از اراذل و اوباش حمايت كنند.آنها هم
مبادرت به ايجاد ناامني و غارت اموال مردم مي نمايند. روزنامه ها و بلندگوهاي
تبليغاتي وابسته به استبداد با بزرگنمايي اين اقدامات مشروطه را به
وجود آورنده ناامني
و هرج و مرج مي خوانند. به روزنامه هاي وابسته به دربار دستور داده شد كه به
طرفداري از مشروطه بنويسند. مردم پول هاي خود را خرج مكه و اماكن مقدس ننمايند
بلكه آن را در عمران و آبادي مملكت به كاربرند و روزنامه هاي ديگر وابسته به قدرت
نوشتند، كار مشروطه به آنجا رسيده است كه مي خواهد جلوي زيارت مردم را بگيرد و
لابد فردا هم مي گويند مساجد را به مدرسه تبديل كنيد. مشروطه يعني مخالفت با دين و
دينداري. با ايجاد چنين زمينه اي و طرفداري از اسلام و دين، سران مشروطيت به دستور
جلاد باغشاه به دار آويخته شدند. بساط مشروطيت برچيده و مجلس را به توپ بستند و اين همه جنايت را به
نام دفاع از اسلام و مقدسات انجام دادند. در نامه اي خطاب به علما و
روحانيون نوشت: آقايان علماي اعلام، حال كه به عقيده شما مجلس با قواعد اسلام
منافي است و حكم به حرمت مشروطيت داده ايد ما هم به طور قطع منصرف شديم و مطمئن
باشيد كه ديگر مجلس عنوان نخواهد شد.
در مقطع
ديگري از جنبش اصلاحات ايران يعني نهضت ملي شدن صنعت نفت باز شاهد تؤطئه شبهه
افكني در اذهان عمومي مي باشيم. نامه هايي با خط قرمز و به امضاء حزب توده براي
علما فرستادند بدين مضمون كه: به زودي شما را با عمامه هاي سرتان به تير چراغ
برقهاي خيابان آويزان خواهيم كرد. بر دروديوار شهرها شعارهايي عليه اسلام نوشتند.
بر منبرها رفتند و گفتند كه ملي شدن نفت براي اين بود تا ايران را به زير سلطه
كمونيسم ببرند. شاه خائن پس از كودتاي ننگين 28 مرداد در برگشت به ايران اعلام
نمود كه حضرت علي شمشير را به كمرم بست و يقين كردم كه به سلطنت بازخواهم گشت و
نذر كرده ام تا به زيارت امام رضا بروم و رفت و روحاني نمايان مشهد ضمن خيرمقدم به
وي اعلام داشتند اگر اعليحضرت به ايران برنمي گشت توده اي ها حرم مطهر را به دفتر
حزب توده مبدل مي نمودند. شاه خائن اعلام نمود به شكرانه بازگشت به ايران مردم با
پرداخت فقط چند ريال مي توانند به زيارت كربلا بروند. تمامي اين شبهه ها براي موجه
جلوه دادن كودتا در اذهان عمومي بود و مؤثر هم افتاد به طوري كه بعضي ها در سخنراني
هاي خود پس از كودتا زاهدي اين عامل ننگين كودتاي 28 مرداد را سردار ملي و مالك
اشتر شاه ناميدند.
در آستانه
برگزاري هفتمين دوره رياست جمهوري تاريخ مملكت ما باز شاهد به كار گيري شيوه شبهه
و ترديد به منظور انحراف اذهان عمومي مي باشد. جناح طرفدار اقتدار گرايي و آمريت
كه از تغيير و تحول بيمناك است و بقاي حاكميت تفكر خود را در ثبات مي بيند، دريافت
كه عدم اقبال عمومي افول ستاره اين نگرش را رقم خواهد زد. به منظور پيشگيري از اين
واقعه مبادرت به ايجاد شبهه در جامعه نمود. در يك اقدام تبليغاتي گسترده اعلام
داشت: اگر خاتمي انتخاب شود امنيت در كشور نخواهد ماند و ارزشها و اعتقادات مردم از
بين خواهند رفت و براي اثبات اين مدعا كارنوال عصر عاشورا را تدارك ديد و فيلم آن
را تهيه و تكثير و در نقاط مختلف كشور به نمايش گذاشت. فراستي از اعضا بريده
منافقين را وارد كشور و زمينه صدور بيانيه حمايت او از خاتمي را فراهم نمود تا با
تمسك به اين ترفندها در اذهان مردم ايجاد شبهه نمايد وآنان را از انتخاب خاتمي
بازدارد.
در يك رقابت
نابرابر جناحي كه تمامي منابر و مساجد و تريبون هاي نماز جمعه و رسانه هاي
تبليغاتي مملكتي را به خدمت گرفته بود در روز بعد از دوم خرداد با رأي منفي مردم
تمامي نقشه هاي خود را نقش برآب ديد. پس از دوم خرداد اين جناح به تلاش خود براي
ايجاد شبهه و ترديد به منظور پشيمان نمودن مردم از راهي كه انتخاب كرده اند ادامه
داد تا شايد اوضاع متحول شده را به قبل از دوم خرداد بازگرداند. از يك سوي با
انتخاب استراتژي خشونت در جامعه درگيري، تنش، هرج ومرج و بحران سازي امنيت ملي را
هدف قرار داد و از طرف ديگر هرروز مطلبي را بهانه قرار مي داد و با فرياد وااسلاما
براي از بين رفتن ارزشها و باورهاي ديني و اعتقادات مردم سينه چاك مي نمود تا مردم
را معتقد نمايد كه در رأي به اصلاحات اشتباه نموده اندو پيامد دوم خرداد عدم
امنيت، توهين به مقدسات و تكرار مشروطيت است. مردم در پاسخ به اين ترفند جناح
محافظه كار با حفظ آرامش و حضور فعال در رفراندوم هاي پس از دوم خرداد انتخابات
شوراها. انتخابات مجلس در 29 بهمن و 16ارديبهشت و برگزيدن نمايندگان طرفدار
اصلاحات ضمن اعلام وفاداري خود به تداوم راهي كه در دوم خرداد برگزيده اند، به
جناح راست پيام دادند كه تؤطئه شوم شبهه افكني را شناخته اند و نخواهند گذاشت كه
تاریخ
مشروطيت تكرار شود.
پاورقي ها:
1-
نهج البلاغه. خطبه سي و هشتم.
2- ترجمه و تفسير نهج
البلاغه. جلد نهم. صفحه 200.
3- سوره نمل. آيه 69
4- سوره آل عمران. آيه 137.
5- سوره غافر. آيه 26.
6- تداوم حيات سياسي در
اختناق.ص 148.
7- تاريخ معاصر ايران. ص 62.
پايان