حكومت ديني از ديدگاه مطهري
قسمت اول
قبل از هر سخني
مي بايست گفت تا وقوع انقلاب سال 1357 در تمام تاريخ پس از اسلام در ايران جز در مدت
كوتاهي توسط سربداران حكومت ديني با موضوعيت تشيع به تجربه در نيامده بود . ( حكومت
صفويه را به گونه اي ديگر مي توان نگريست ) بنابراين بايد نسبت به اين موضوع با تسامح
بيشتري برخورد داشته و با ديدگاهي نسبي با آن روبرو شد . بيشتر از هر فرد صاحب نظر
و مرجعيت ديني شيعي رهبر فقيد باب حكومت اسلامي به طور كلي و ولايت فقيه به طور خاص
را با توجه به معارف شيعي به گونه اي عملي به انجام رساندند . جداي از بعد نظري . ايشان
براي اولين بار ابتكار عمل را در اين مورد در دست گرفتند .
در اين نوشتار
از مبحث مستندات روايي و استدلالي ولايت فقيه عبور ميكنيم ، همين اندازه ميتوان گفت
ولايت فقيه نوعي از انواع حكومت ديني است كه بيشتر از آنكه بتوان از درون دين درباره
آن سخن گفت به طور عمده از بيرون دين قابليت بحث را پيدا ميكند ، و اگر چه به نوعي
به صورت نظري از ابتداي تاريخ اسلام وجود داشته است ، اما در اين قرن صورت عملي به
خود يافته گرفته است.
مرحوم مطهري
نيز به عنوان پيرو و كارشناس فقه شيعي ، حكومتي با نام حكومت ديني را با صبغه اسلامي
و مبتني بر فقه شيعي را به طور نظري و عملي مورد توجه قرار ميدهد . اما آنچه در اين
مورد ميتوان گفت مربوط به سيره نظري و عملي ايشان تا قبل از رحلت وي يعني به طور دقيق
تا ابتداي استقرار حكومت ديني و روحاني تشيع مي باشد ، بنابراين لازم است با توجه به
عدم حضور ايشان در دوران استقرار حكومت و ثبات انقلاب در قضاوت بايد احتياط كامل را
انجام داد .
تا قبل از تولد
امام دوازدهم در بين كساني كه ميتوان آنها را اهل تشيع ناميد ( و اگر بتوانيم تقسيم
تشيع و تسنن را به آن دوران برگردانيم ) برخي افراد يا با ادعاي خود و يا ادعاي طرفدارانشان
مهدي امت خوانده مي شدند . يعني همان نجات بخشي كه پيامبر و يا ائمه پيشين نويد آمدن
او را داده بودند . كسي كه به اذن خداوند عدالت و رفاه را در زمين مي گستراند . بنابراين
بسيار طبيعي بود بسياري كسان به اين ادعاها و اعمال گرايش نشان دهند . اما ادعاي مهدي
موعود بودن مربوط به حضور ائمه 12 گانه نشده ، لذا برخي ديگر نيز در غيبت كبري اين
سخنان را تكرار كردند . پس از غيبت امام بحث نيابت از طرف كساني ديگر مطرح شده و مي
شود كه شايد در غيبت ايشان بتوان جامعه آرماني اسلام را محقق كرد . نيابت از طرف امام
نيز البته به دو گونه متمايز ميگردد ، يكي تنها متوجه بيان و ابلاغ معارف ديني توسط
اهل علم دين است و ديگري همراهي دو امر بيان و ابلاغ معارف و زمامداري بر امور مسلمين
هر دو با هم را مطرح مي سازد . حاكماني كه ميتوان آنها را از اهل سنت دانست در تمام
تاريخ اسلامي مشروعيت خود را با جانشيني رسول خدا بودن به انجام مي رساندند ، كاري
بيشتر از بيعت و شورا ، در ميان شيعه اين حلقه با ائمه اطهار به ويژه امام دوازدهم
برقرار مي شده است ، ليكن اينگونه مطرح ساختن مشروعيت تنها نشان از ديدگاه سنتي نسبت
به آن دارد كه مردم به طور عمده حامي حاكم و يا حاكمان جامعه اسلامي هستند ، بدون اينكه
به طور لزوم در انتصاب و يا عزل آنها نقشي داشته باشند ، حاكمان هم كساني هستند كه
مي خواهند سعي كنند صالح باشند و امت را به صلاح سوق دهند ، ليكن مشروعيت به معناي
امروز آن به گونه اي ديگر مطرح مي شود . .
برخي مشروعيت
را به دو گونه تقسيم مي كنند ، يكي حكومتي كه سعي مي كند رعايت موازين شرع را انجام
دهد ، و ديگري مشروعيت را همان مقبوليت ، رضايت و مشاركت مردم در اداره امور ميدانند
. (1) اما اين تقسيم بندي پس از دوران سنت تقسيم بندي درستي نمي تواند باشد ، امروزه
در فرهنگ سياسي مشروعيت تنها همان رضايت مندي ، همكاري و مشاركت مردم در حكومت خويش
است و آنچه به عنوان مشروعيت يعني در واقع شرعي بودن حكومت مطرح مي گردد به گونه ديگري
بايستي مورد بررسي قرار گيرد . جوامع در اين عصر جز با مشاركت ، پذيرش و همراهي مردم
اداره نخواهند شد ، لذا مشروعيت تنها به معناي سياسي آن صحيح مي باشد ، اما مشروعيت
به معناي وجه ديني حكومت ها بسته به ابن است كه ما از حكومت ديني چه تعريفي داشته باشيم
.
پس از خلافت
خلفاي چهار گانه ، بني اميه هر چند در پنهان به گونه اي ديگر بودند ، ليكن در ظاهر
خود را جانشين رسول خدا مي خواندند ، عباسيان دعواي زنده ساختن سنت رسول خدا را داشته
و مردم را به (( الرضا من آل محمد )) دعوت مي نمودند . (2) تا مي رسيم به صفويان كه
با (( كلب آستان علي )) بودن خود را توجيه ميكردند ، حتي قيام هاي مختار و زيد و امثال
ايشان كه برخي با نيت خير و برخي با نيت نادرست انجام مي شدند هم با نام و يا براي
جانشيني ائمه اطهار بوده است . البته حكومت به عنوان نماينده خدا بودن و يا نماينده
پيامبر خدا بودن تنها به دوران اسلام محدود نبوده و نيز تنها به دين ويژه اي بستگي
ندارد ، بلكه در طول تاريخ در اكثر اديان و به ويژه در قرون وسطي در اروپا اين تفكر
رواج داشته است
ادامه
دارد