آشنايي با سازمان هاي بين المللي

قسمت بیستم

صندوق بين المللي پول

 

صندوق بين المللي پول در عين مستقل بودن يكي از سازمان هاي تخصصي ملل متحد مي باشد كه در سال 1944 تأسيس شد و مفاد قرار داد ان از سال 1945 به مرحله اجرا درآمد.

هدف هاي اين صندوق عبارت است از:گسترش تجارت بين المللي،بالا بردن سطح اشتغال ،درآمد واقعي و توليد،تثبيت نرخ هاي مبادله و ارائه موجودي صندوق به كشروهاي عضو در صورت لزوم.

صندوق بين المللي پول داراي اركاني چون هيات مديره،هيأت اجرايي و مدير كل مي باشد.

هيأت مديره.اين هيآت متشكل از نمايندگان كليه كشورهاي عضو مي باشد و سالي يك بار تشكيل جلسه مي دهد.

هيآت اجرايي،اين ارگان بر كار صندوق نظارت دارد.پنج كشور از اعضاء كه بيشترين سهم را در صندوق دارند تعدادي از اعضا هيأت اجرايي را انتخاب مي نمايندو بقيه ي آن كه حداقل هفت نفر مي باشند توسط بقيه اعضا برگزيده مي شوند.

صندوق بين المللي توسعه كشاورزي

كنفرانس جهاني غذا در سال 1947 پيشنهاد تأسيس صندوق بين المللي توسعه كشاورزي را مطرح نمود.هدف اين صندوق بر اساس قطعنامه كنفرانس جهاني غذا عبارت است از همكاري كشورهاي عضو براي افزايش و بهبود توليدات كشاورزي در كشورهاي توسعه نيافته از طريق اهداء كمك مالي.

كشورهاي عضو در سه دسته قرار گرفته اند.كشورهاي عضو سازمان همكاري و توسعه اقتصادي دسته اول مي باشند.دسته دوم كشورهاي عضو اوپك،دسته سوم كشورهاي در حال توسعه.

صندوق داراي يك شوراي حكام،هيأت مديره و رئيس دبيرخانه مي باشد.هيأت مديره صندوق كه مسئوليت عمليات كلي صندوق را بر عهده دارد مركب از 18 عضو است

صندوق توسعه سرمايه ملل متحد.

در سال 1966 مجمع عمومي سازمان ملل متحد صندوق توسعه سرمايه ملل متحد را به عنوان يك ارگان خود مختار مجمع عمومي ايجاد نمود.در قطعنامه مجمع عمومي هدف اين صندوق كمك به كشورهاي در حال توسعه براي بهبود اقتصادشان از طريق به كارگيري منابع موجود و كمك هاي مالي از طريق وام و كمك مالي تعريف شده است.منابع صندوق در اختيار كشورهايي قرار مي گيرد كه توسط سازمان جزو كشورهاي كمتر توسعه يافته قلمداد شوند.

صندوق كودكان ملل متحد

( يونيسيف)

به منظور رساندن كمك به كودكان نيازمند در سراسر جهان بدون توجه به نژاد،مذهب،مليت يا عقايد سياسي والدين آن ها در سال 1946 تأسيس شد.اعتبارات اين صندوق از طريق كمك دولت ها و افراد خير تامين مي شود.يونيسف به طرح هاي ويژه در زمينه ي بهداشت،رفاه،اغذيه،خانواده،و كودك،آموزش و تعليمات حرفه اي كه در صورت نبود كمك آن سازمان انجام ان ها ميسر نيست كمك مي نمايد.

يونيسف در زيمنه مبارزه با سل،مالاريا،تراخم،جذام و ساير امراض كه كودكان بسياري در دنيا به آن ها مبتلا هستند كمك مي نمايد.

ساير وظايف يونسف عبارتند از:تدارك خدمات اجتماعي اوليه براي كودكان درحال رشد،معاضدت به طرح هاي آموزش و تعليمات حرفه اي ،مساعدت اضطراري منجمله تدارك دارو،خواروبار ويتو براي كودكاني كه قرباني سيل،زمين لرزه، و خشك سالي هستند.

كادر سازماني يونيسف حدود700 نفر و بودجه سالانه ي آن 212 ميليون دلار است.اين بودجه از محل كمك هاي داوطلبانه ساير كشورهاي تامين مي گردد.

در راس اين سازمان يك هيأت اجرايي مركب از 30 عضو قرار دارد

صندوق ملل متحد براي افريقاي جنوبي

در سال 1965 مجمع عمومي ملل متحد طي قطعنامه اي از دبير كل اين سازمان خواست تا صندوق ملل متحد براي آفريقاي جنوبي به منظور كمك انسان دوستانه به اشخاصي كه به خاطر مخالفت خود با سياست هاي تبعيض نژادي آن دولت ها تحت تعقيب مي باشند تأسيس نمايد.هدف اين صندوق عبارتند از :

الف:كمك حقوقي و قضايي به افرادي كه تحت قوانين تبعيض جويانه افريقاي جنوبي محاكمه مي شوند.

ب:تامين آسايش اين اشخاص و وابستگان آن ها

ج:تعليم و آموزش اين افراد و بستگان آن ها.

د:تامين آسايش براي پناهندگان از افريقاي جنوبي.

ه:تامين آسايش و كمك به اشخاص و خانواده هايي كه تحت تعقيب و محاكمه بر اساس قوانين تبعيض گرايانه در رود زيادي جنوبي و ناميبيا مي باشند.

 

                         ادامه دارد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تاريخ و شناخت اديان

قسمت پنجم

پرسشي مطرح است كه چرا همه ي اديان از شرق بوده اند و همه ي پيامبران از شرق برخاسته اند و غرب داراي دين نبوده است.اين پرسش درست نيست زيرا تصديق قرآن مجيد همه ي امت ها و ملت هاي داراي دين و مذهب وده اند حتي مذاهب متعدد.سرخ پوستان آمريكاي شمالي و وحشيان استراليا همه داراي مذهب بوده اند.

اما اينكه چرا بيشتر مذاهبي كه پيروان فراواني دارند متعلق به شرق است به اين دليل مي باشد كه تمدن هاي بزرگ از شرق سرچشمه گرفته اند و مذهب نيز مثل ابعاد ديگر تمدن بشري از شرق به غرب رفته است.غرب داراي مذاهب ابتداييبوده و به مرور زمان مذاهب دوره تمدن بشري را جانشين آن مذاهب ابتدايي نموده است.با شرقي شدن تمدن غرب ملت هاي شرق نيز تحت تاثير اين تمدن امروزه قرار گرفته اند عكس آنچه كه قبلاَ اتفاق افتاد.

اديان ابتدايي چين

چين نيز مانند ساير كشورها يك دوره ابتدايي داشته است و داراي اديان بدوي بوده است و تمامي مسايلي كه در ارتباط با اديان بدوي مطرح شد در چين نيز مصداق داشته است و بنابراين نيازي به بررسي آن ها نيست زيرا كه تمام خصوصيات دين هاي بدوي را داشته اند.

مذهب در چين از آن هنگامي شكل متعادل به خود مي گيرد كه در دوشكل مشخص متجلي مي شود يكي تائوئيسم و ديگري مكتب كنفسيومي كه دوراني اصلاحي به خود مي گيرند.

نگاه چيني به عالم يك نگاه خاصي است.نگاهش به طبيعت به انسان و به هنر به فلسفه مشخص و معين است كه داراي خصوصيات زير مي باشد و مي توان آن را خصوصيات روح و بينش و نگاه چيني ناميد.

روح چيني دو جلوه متضاد دارد يكي خشونت جنگي و حماسه كه تاريخ قوم زرد و جنگ هاي بوجود آمده توسط اين قوم باز گو كننده اين روح است.ديگري لطيف ترين و حساس ترين تجليات عاطفي انسان در روح چيني وجود دارد.

نجلي اين دو بعد متضاد روحي را در قوم مغول كه ايران را مورد هجوم قرار دادند مي توان ديد.در ابتدا بي رحم ترين كشتارها و خون ريزي ها و قتل و غارت ها را انجام دادند اما پس از گذشت نسلي به رامترين و عارف ترين قوم مبدل مي شوند و چنگيز به محمد خدا بنده تبديل مي شود كه بايد به زور از سجاده بگيريدش تا به سياست بپردازد.

گرچه اين تغيير حالت را نمي توان خالي از توطئه دانست اما نماياننده بعد ديگر عاطفي و احساسي روح چيني است.

قوميت پرستي و گرايش شديد به مليت از ديگر خصوصيات روح چيني است كه بعد در مذهب هم تجلي پيدا مي كند.نائوراليسم يا طبيعت گرايي بعد ديگر روح چيني را تشكيل مي دهد اين طبيعت گرايي چيني با طبيعت گرايي ارئپايي متفاوت است زيرا طبيعت گرايي اروپايي در سطح و ملموسات و ظواهر است اما طبيعت گرايي چيني در عمق و باطن و روح عرفاني و مذهبي را مي بيند.چيني وقتي از ماديات و زندگي مادي خسته مي شود به دامن طبيعت پناه مي برد.طبيعت براي او در عين ماده بودن روح نيز هست و جلوه اي از ماوراءالطبيعه در آل مي بيند.حال كه به خصوصياتي از روح چيني اشاره شد به اديان چين پرداخته مي شود.ابتدا تائوئيسم و بعد مكتب كنفسيوني.

تائوئيسم

در نگاه چين و فرهنگ او سه اصل وجود دارد كه پايه هاي مكتب تائوئيسم در آن را تشكيل مي دهد.

اول وحدت وجود.

يكي از مكتب هاي مهم وحدتوجود در چين است.از ديدگاه چيني ماه،اسمان،ستاره ،انسان،جمادات و كليه پديده هاي هستي همه جدا و متنوع و مختلف هستند و به عبارت ديگر تكثير هستند.اما با گذشت دو هزار سال قبل از ميلاد در زير اين كثرت ها وحدت و در بين اختلاف ها اشتراك مي بيند.چيني در وجود تمامي اين پديده هاي متنوع و مختلف نظمي مي بيند كه بر جهان حاكم است.

در فكر چيني دو نيرو وجود دارد يانگ و پينگ،نيروي مثبت و نيروي منفي،از نگاه چيني و در نگرش او تمامي پديده هاي متنوع و گوناگون چه مادي و چه معنوي به دارندگان دو نيرو هستند.يانگ كه نيروي فاعلي،مذكره،بالارونده مثبت و پينگ نيروي منفي،مونث،گيرنده انفعالي و گيرنده و نگه دارنده است.

خورشيد كه بر زمين مي تابد،باران كه بر زمين مي بارد و زمين را بادور مي كند داراي نيروي يانگ است.زمين كه نور خورشيد را مي گيرد باران را مي گيرد،حرارت خورشيد را مي پذيرد و در خود نگه مي دارد و آبستن مي شود و داراي نيروي پنگ است و از جمه دو نيروي پينگ و يانگ،زمين و آسمان مولودي به نام سبزه بوجود مي آيد.

بنابراين تمامي پديده هاي هستي صحنه پيكار يانگ و پينگ هستند.از جنگ ميان اين دو نيروي متضاد هم هست كه اشيا و پديده هاي جديد بوجود مي آيد.حتي موجودات نامحسوس و غيبي نيز داراي يانگ و پينگ مي باشند.

                                                                                                         ادامه دارد.