آشنايي با سازمان هاي بين المللي

قسمت يازدهم

 

جامعه كشورهاي مشترك المنافع

 

اساس تشكيل چنين جامعه اي در استعمار ممالك توسط بريتانيا بود و قبلاَ به نام كشورهاي مشترك المنافع بريتانيا معروف بود كه از قرن شانزدهم تا بيستم ادامه داشت .به كشورهايي كه تحت سلطه ي انگلستان بودند دو مينيون مي گفتند كه دول خود مختاري در داخل امپراتوري بريتانيا بودند.پس از جنگ جهاني دوم استقلال اين كشورها بيشتر مورد توجه قرار گرفت و اصطلاح دومينيون حذف گرديد.

به تدريج كه كشورهاي مستعمره استقلال يافتند يا جامعه را ترك نمودند و يا از شركت در آن خودداري نمودند-امروزه عضويت در جامعه كشورهاي مشترك المنافع ارتباطي به قبولي پادشاه انگلستان به عنوان رئيس تشريفاتي ممالك عضو ندارد.

جامعه ي كشورهاي مشترك المنافع تا سال 1971 شامل سي و يك عضو رسمي كه كشورهاي مستقلي را تشكيل مي دادند بوده است.چهل كشور مستعمره نيز جز جامعه محسوب مي شدند در حالي كه عضويت رسمي نداشتند.اعضا رسمي جامعه عبارتند از:بريتانيا و ايرلند شمالي و ده كشور پادشاهي كه پادشاه انگلستان را به عنوان رئيس كشور خود به رسميت مي شناسند.و بيست كشور جمهوري كه رئيس جمهور دارند و از طرف پادشاه انگليس نماينده اي در كشور خود ندارند.

كشورهاي ده گانه كه رياست پادشاه انگلستان را پذيرفته عبارتند از:

استراليا،باربادوس،كانادا،سيلان،جامائيكا،مالت.سیرالئون ،ترينيداد،توباگو،زلاندنو و موريس.

كشورهاي جمهوري عبارتند از:

بوتسوابا،قبرس،گامبي،غنا،هند،گويان،كنيا،سوتو،مالزي،نيجريه،پاكستان،سنگاپور،سوازيلند،تانزانيا،اوگاندا،زامبيا،مالوي،فيجي،تونگاو ساء واي غربي.

جامعه كشورهاي مشترك المنافع همچنان كه از نامش پيداست يك سازمان اقتصادي است و بيشتر به منظور منافعي كه اعضا از آن بهره مند مي گردند تشكيل شده است.اعضا آزاد مي باشند كه هر وقت مايل باشند از جامعه كناره گيري نمايند ولي در عمل تعداد كمي از اين كشورها چنين اقدامي انجام داده اند.اعضا در قبال هم هيچگونه تعهدي را ندارند.مهمترين عامل وحدت بين اعضا اقتصاد است و آن تجارت بين بريتانيا و كشورهاي مشترك المنافع مي باشد.

كشورهاي مشترك المنافع از لحاظ كشاورزي پيشرفت هاي خوبي داشته اند و در پي يافتن بازار براي اين محصولات مي باشند اما از لحاظ صنعتي پيشرفت زيادي ندارند.بريتانيا نيز در پي يافتن بازار براي محصولات صنعتي خود است از اين لحاظ بريتانيا و كشورهاي مشترك المنافع نيازمند به يكديگر مي باشند.

جامعه ي مخابراتی آسيا و اقيانوسيه

در سال 1976بر طبق ماده 32 كنوانسيون ارتباطات دور جامعه مخابراتي آسيا و اقيانوسيه كه يك سازمان منطقه اي است تشكيل گرديد.كشورهاي عضو اين جامعه عبارتند از:

افغانستان،استراليا،ايران،بنگلادش،برمه،پاكستان،تايلند،چين،ژاپن،سنگاپور،فیليپين،مالزي،نپال،هندوستان،جمهوري نارو،هنگ كنگ،گينه و جمهوري كره.

هدف هاي سازمان عبارتند از:

1-ايجاد ارتباط بين طرحها،برنامه ها و توسعه شبكه هاي مخابراتي منطقه اي و بين المللي به منظور تامين نيازهاي فوري وآتي.

2-پيشبرد اجراي كليه شبكه هاي مورد توافق.

3-مساعدت در توسعه شبكه هاي مخابراتي كشورهاي منطقه.

4-هماهنگ كردن استاندارد هاي فني.

5-بهره برداري از خدمات فني در منطقه.

 

جامعه ملل

 

فكر ايجاد يك سازمان بين المللي كه صلاحيت بررسي و اخذ تصميم در كليه موارد نقض صلح و امنيت بين المللي در زمان جنگ اول جهاني رواج يافت.در راستاي دست يابي به اين هدف طرح هاي متعددي در اين زمينه از طرف دولت ها و سازمان هاي غير دولتي هوا خواه صلح تهيه شد.وجه اشتراك تمامي آن ها جلوگيري از وقوع جنگ و تضمين صلح و امنيت جهاني بود رئيس جمهور وقت آمريكا ويلسون نقش مهمي در اين رابطه ايفا نمود.

ميثاق جامعه ملل كه توسط كميته اي به رياست ويلسون تدوين شده بود در سال 1920 قدرت اجرايي پيدا نمود.جامعه ملل كه بايد براي حفظ منافع دول جهان بوجود مي آمد بيشتر بر مبناي حفظ منافع كشورهاي فاتح شكل گرفت.

اعضاء اصلي جامعه ملل عبارت بودن از:

1-دولت هايي كه معاهد ي صلح ورساي را امضا نموده بودند.

2-كشورهاي ديگري كه براي عضويت دعوت شده بودند و در ضميمه ميثاق از آن ها اسم برده شده بود.

ساير كشورها مي توانستند در صورت قبول تعهدات ميثاق يا دو سوم آراء موافق مجمع عمومي به عضويت جامعه ملل در آيند.خروج از عضويت جامعه ملل به اين ترتيب بود كه هر يك از اعضا مي توانستند با اطلاع قبلي و گذشت دو سال از آن تاريخ از عضويت جامعه ملل خارج شوند.

تاريخ جامعه ملل به سه دوره تقسيم مي شود.دوره اول بين سال هاي 1920 تا 1927 كه آن را دوره ترقي و موفقيت جامعه ملل ناميده اند.دوره دوم بين سال هاي 1932 تا 1939 است كه سال هاي شكست جامعه ملل مي باشد.دوره سوم بین سال های1932 تا1939 است که سال های شکست جامعه ملل می باشد .

 

 

                     ادامه دارد