آشنايي با سازمان هاي بين المللي

قسمت نوزدهم

سازمان هاي بين المللي غير دولتي

 

سازمان هاي بين المللي غير دولتي از اجتماع سازمان هاي غير دولتي ملي كه هر يك در زمينه هاي خاصي فعاليت مي نمايند به وجود امده و فعاليت ان ها بيشتر در امور اقتصادي ،اجتماعي و فرهنگي است.تعداد زيادي از اين سازمان ها وابسته به شوراي اقتصادي و اجتماعي ملل متحد هستند.شوراي مذكور يك كميته دائمي به نام كميته سازمان هاي غير دولتي دارد كه وظيفه اش تنظيم روابط سازمان هاي غير دولتي با شورا مي باشد.

اكثر سازمان هاي غير دولتي در كشورهاي غربي مي باشند.برخي از سازمان هاي غير دولتي عبارتند از:

اتاق بين المللي بازرگاني

كنفدراسيون بين المللي اتحاديه هاي تجارت آزاد

سازمان بين المللي كار فرمايان

سازمان بين المللي اتحاديه ي كارگري

اتحاديه بين المجالس

فدراسيون جهاني اتحاديه هاي تجارتي

فدراسيون جهاني انجمن هاي طرفدار ملل متحد

شوراي بين المللي زنان

انجمن بين المللي و كلاي دادگستري

كميسيون بين المللي حقوق دانان

 

سازمان هاي تخصصي ملل متحد

 

اين سازمان ها هر چند از نظر فعاليت وابسته به سازمان ملل مي باشند اما خارج از كادر ان قرار دارند و داراي استقلال مي باشند.يه اين معنا كه اعضا اين سازمان هاي مي توانند از بين دول عضو يا غير عضو باشند.مقر ان ها در خارج از سازمان ملل مي باشد.آن ها مي توانند به صورت مستقيم از ديوان بين المللي دادگستري نظر مشورتي بخواهد.

اين سازمان ها از نظر بودجه و مسايل مالي تحت نظر شوراي اقتصادي و اجتماعي ملل متحد و مجنع عمومي اين سازمان مي باشند.اين سازمان ها عبارتند از:

سازمان بين المللي كا ر ،سازمان خوار وبار و كشاورزي جهاني،سازمان بهداشت جهاني،سازمان  يونسكو،بانك جهاني،صندوق بين المللي پولا. سازمان بين المللي هواپيمايي كشوري،اتحاديه ي پستي جهاني،اتحاديه ي بين المللي مخابرات دور،سازمان هوا شناسي جهاني،سازمان بين المللي دريايي و موافقتنامه عمومي تعرفه و تجارت.

 

شوراي آسيا و اقيانوس ارام

 

اين شورا در سال 1966 به منظور تشويق همبستگي و همكاري منطقه اي بين كشورهاي آسيا و اقيانوس ارام تشكيل گرديد.كشورهايي كه اين شورا را به و وجود اوردند عبارتند از:استراليا،ژاپن،كره جنوبي ،مالزي،زلاندنو،فليپين،تايلند،تايوان و ويتنام جنوبي،شورای آسیا و اروپاسازماني است صرفاَ مشورتي.

 

شوراي اروپا

 

در سال 1949 اساسنامه اين شورا توسط كشورهاي بلژيك،دانمارك،ايرلند،ايتاليا،لوكزامبورگ،هلند،نروژ،سوئد،انگلستان و فرانسه به امضا رسيد.متعاقب آن كشورهاي آلمان اتريش،يونان،ايسلند،سويس،تركيه،قبرس و مالت و اسپانيا نيز به آن ها ملحق شدند.

هدف از تشكيل اين شورا گسترش همكاري هاي بين كشورهاي اروپايي مي باشد.اركان اين شورا عبارتند از:

كميته وزراي امور خارجه،اين كميته ركن اصلي شورا مي باشد و وظيفه تصويب بودجه بر عهده دارد.

مجمع مشورتي،اعضا آن نمانيدگان پارلماني كشورهاي عضو مي باشد .تعداد نمايندگان كشورهاي عضو در اين مجمع مساوي نمي باشد بلكه بستگي به جمعيت آن ها دارد.مجمع مشورتي سالانه دوبار تشكيل جلسه مي دهد و تنها جنبه ي مشورتي دارد.

كميته مختلط.كميته مختلط متشكل از اعضا كميته وزيران و مجمع مشورتي می باشدو وظيفه آن رسيدگي به موارد اختلافي بين اين دو كميته است و رئيس آن رئيس مجمع مشورتي مي باشد.

دبيرخانه،دبيرخانه شورا توسط يك دبير كل كه اختياراتش بيشتر جنبه اداري دارد اداره مي شود.

مجمع مشورتي شورا در اولين جلسات خود مسئله حقوق بشر را مورد توجه قرار داد و در سال 1950 طرحي را در اين مورد به امضا عموم رسانيد.اين شورا داراي كميسيوني به نام كميسيون حقوق بشر است كه به شكايات و دعاوي افراد و دولت هاي عضو رسيدگي مي نمايد.

                                                                                                                         

                                     ادامه دارد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تاريخ و شناخت اديان

قسمت پنجم

پرسشي مطرح است كه چرا همه ي اديان از شرق بوده اند و همه ي پيامبران از شرق برخاسته اند و غرب داراي دين نبوده است.اين پرسش درست نيست زيرا تصديق قرآن مجيد همه ي امت ها و ملت هاي داراي دين و مذهب وده اند حتي مذاهب متعدد.سرخ پوستان آمريكاي شمالي و وحشيان استراليا همه داراي مذهب بوده اند.

اما اينكه چرا بيشتر مذاهبي كه پيروان فراواني دارند متعلق به شرق است به اين دليل مي باشد كه تمدن هاي بزرگ از شرق سرچشمه گرفته اند و مذهب نيز مثل ابعاد ديگر تمدن بشري از شرق به غرب رفته است.غرب داراي مذاهب ابتداييبوده و به مرور زمان مذاهب دوره تمدن بشري را جانشين آن مذاهب ابتدايي نموده است.با شرقي شدن تمدن غرب ملت هاي شرق نيز تحت تاثير اين تمدن امروزه قرار گرفته اند عكس آنچه كه قبلاَ اتفاق افتاد.

اديان ابتدايي چين

چين نيز مانند ساير كشورها يك دوره ابتدايي داشته است و داراي اديان بدوي بوده است و تمامي مسايلي كه در ارتباط با اديان بدوي مطرح شد در چين نيز مصداق داشته است و بنابراين نيازي به بررسي آن ها نيست زيرا كه تمام خصوصيات دين هاي بدوي را داشته اند.

مذهب در چين از آن هنگامي شكل متعادل به خود مي گيرد كه در دوشكل مشخص متجلي مي شود يكي تائوئيسم و ديگري مكتب كنفسيومي كه دوراني اصلاحي به خود مي گيرند.

نگاه چيني به عالم يك نگاه خاصي است.نگاهش به طبيعت به انسان و به هنر به فلسفه مشخص و معين است كه داراي خصوصيات زير مي باشد و مي توان آن را خصوصيات روح و بينش و نگاه چيني ناميد.

روح چيني دو جلوه متضاد دارد يكي خشونت جنگي و حماسه كه تاريخ قوم زرد و جنگ هاي بوجود آمده توسط اين قوم باز گو كننده اين روح است.ديگري لطيف ترين و حساس ترين تجليات عاطفي انسان در روح چيني وجود دارد.

نجلي اين دو بعد متضاد روحي را در قوم مغول كه ايران را مورد هجوم قرار دادند مي توان ديد.در ابتدا بي رحم ترين كشتارها و خون ريزي ها و قتل و غارت ها را انجام دادند اما پس از گذشت نسلي به رامترين و عارف ترين قوم مبدل مي شوند و چنگيز به محمد خدا بنده تبديل مي شود كه بايد به زور از سجاده بگيريدش تا به سياست بپردازد.

گرچه اين تغيير حالت را نمي توان خالي از توطئه دانست اما نماياننده بعد ديگر عاطفي و احساسي روح چيني است.

قوميت پرستي و گرايش شديد به مليت از ديگر خصوصيات روح چيني است كه بعد در مذهب هم تجلي پيدا مي كند.نائوراليسم يا طبيعت گرايي بعد ديگر روح چيني را تشكيل مي دهد اين طبيعت گرايي چيني با طبيعت گرايي ارئپايي متفاوت است زيرا طبيعت گرايي اروپايي در سطح و ملموسات و ظواهر است اما طبيعت گرايي چيني در عمق و باطن و روح عرفاني و مذهبي را مي بيند.چيني وقتي از ماديات و زندگي مادي خسته مي شود به دامن طبيعت پناه مي برد.طبيعت براي او در عين ماده بودن روح نيز هست و جلوه اي از ماوراءالطبيعه در آل مي بيند.حال كه به خصوصياتي از روح چيني اشاره شد به اديان چين پرداخته مي شود.ابتدا تائوئيسم و بعد مكتب كنفسيوني.

تائوئيسم

در نگاه چين و فرهنگ او سه اصل وجود دارد كه پايه هاي مكتب تائوئيسم در آن را تشكيل مي دهد.

اول وحدت وجود.

يكي از مكتب هاي مهم وحدتوجود در چين است.از ديدگاه چيني ماه،اسمان،ستاره ،انسان،جمادات و كليه پديده هاي هستي همه جدا و متنوع و مختلف هستند و به عبارت ديگر تكثير هستند.اما با گذشت دو هزار سال قبل از ميلاد در زير اين كثرت ها وحدت و در بين اختلاف ها اشتراك مي بيند.چيني در وجود تمامي اين پديده هاي متنوع و مختلف نظمي مي بيند كه بر جهان حاكم است.

در فكر چيني دو نيرو وجود دارد يانگ و پينگ،نيروي مثبت و نيروي منفي،از نگاه چيني و در نگرش او تمامي پديده هاي متنوع و گوناگون چه مادي و چه معنوي به دارندگان دو نيرو هستند.يانگ كه نيروي فاعلي،مذكره،بالارونده مثبت و پينگ نيروي منفي،مونث،گيرنده انفعالي و گيرنده و نگه دارنده است.

خورشيد كه بر زمين مي تابد،باران كه بر زمين مي بارد و زمين را بادور مي كند داراي نيروي يانگ است.زمين كه نور خورشيد را مي گيرد باران را مي گيرد،حرارت خورشيد را مي پذيرد و در خود نگه مي دارد و آبستن مي شود و داراي نيروي پنگ است و از جمه دو نيروي پينگ و يانگ،زمين و آسمان مولودي به نام سبزه بوجود مي آيد.

بنابراين تمامي پديده هاي هستي صحنه پيكار يانگ و پينگ هستند.از جنگ ميان اين دو نيروي متضاد هم هست كه اشيا و پديده هاي جديد بوجود مي آيد.حتي موجودات نامحسوس و غيبي نيز داراي يانگ و پينگ مي باشند.

                                                                                                         ادامه دارد.