یکدست شدن حاکمیت

نتیجه انتخابات دور نهم ریاست جمهوری

جریانی که به مشروعیت مردمی نظام اعتقاد ندارد، منشأ آن را اسمانی دانسته و حکومت نمودن بر مردم را حق طبقه ای خاص می داند و بر این باور است که مردم گوسفندانی هستند که به چوپان نیازمند می باشند و این چوپان است که صلاح گوسفندان را بهتر ازهر کس می داند ،پیوسته پس از انقلاب در تلاش بوده است تادر راستای تحقق این تفکر خود حاکمیت را یک پادچه نماید .

در ارتباط با اداره امور مملکت و چگونگی اعمال شیوه حاکمیت در کشور ما دو دیدگاه وجود دارد  . دیدگاهی بر این اعتقاداست که بهترین روش برای حکومت بر جامعه قرار داشتن کلیه منصب ها در اختیار یک تفکر می باشد تا با وحدت و هماهنگی کامل و به دور از اختلافات به امور جامعه سرو سامان داده شود . یک نفر اتخاذ تصمیم نماید و بقیه مطیع و مجری باشند و چون چرایی در امر تصمیم گیری او نداشته باشند چرا که اکثرهم لا یعقلون، خاصان هستند که تشخیص مصلحت جامعه را بهتر می دهند .

دیدگاه دوم بر این اعتقاد است که و جود گرایشات متعدد فکری و سلایق گوناگون در جامعه ایجاب می نماید تا از تمامی این افکار استفاده شود .و جوداین گرایشات متعدد مبین این واقعیت است که جامعه را با یک فکر نمی شود اداره نمود . تنوع افکارو مشارکت دادن آنان در امور، ارائه راه کارهای گوناگون را برای اداره مملکت در بر خواهد داشت . از بین این راه حل ها می شود بهترین را انتخابب نمود و دخالت دادن سلایق مختلف در حکومت سبب ایجاد تعلق خاطر در بین آحاد مردم و دلبستگی آنان نسبت به سرنوشت مملکت می شود .

معتقدان به یکدست شدن حاکمیت که عزم مردم را در ایجاد تغییر و تحول و شکستن سد ثبات در عرصه حاکمیت در یافته بودند به فکر چاره جویی و ممانعت از این روی کرد در خرداد76 افتادند. امّا ناشیانه و با اتخاذ استراتژی «نصر بالرعب». تمامی امکانات و عِده و عُده خود را مهیا کردند تا با  تخریب و تکفیر و تهمت و توهین بتوانند به منظور خود نایل آیند و مردم را از انتخابی که نموده و راهی را که در پیش گرفته اند باز دارند ، امّا نتیجه عکس گرفتند و نتوانستند در مقابل تصمیم مردم مقاومت نمایند.

طرفداران حاکمیت یک پارچه در شیوه رسیدن خود به این منظورتجدید نظر نمودند و از عملکرد گذشته درس عبرت گرفته و طرحی نو در انداختند ، امّا نه از طریق عادی و با پذیرفتن قواعد بازی سیاسی ،بلکه با سوء استفاده از اهرم هایی که در قدرت دارند . گویا این جریان عملاً گفته معروف مارکسیست ها را قبول دارند که : هدف وسیله را توجیه می نماید .لابد چون اقدامات خود را درراستای تحقق دین و ارزش ها الهی می دانند استفاده از هر وسیله ای برای آن ها مباح بلکه از اوجب واجبات است و برای دیگران حرام .

هماهنگی از پیش ایجاد شده بین دستگاه نظارت و شبه نظامیان ، عدم همایت علنی تشکل ها و احزاب سیاسی وابسته به جریان اقتدارگرایی و آمریت ، ناشناخته بودن کاندیدای پیروز انتخابات از عوامل مؤثر و اجزاء تشکیل دهنده طرح طراحی شده برای تحقق پروژه «حاکمیت یکدست» بود.چنین روندی وضعیتی غیر عادی را بر فضای انتخابات حاکم نمود ومسیر آن را به سمت و سویی سوق داد که جریان حامی یکدست شدن حاکمیت آن را انتظار می کشید .

فضای حاکم بر انتخابات آن چنان غیر عادی بود که نه تنها موجب اعتراض بعضی از شخصیت هایی که به این عرصه وارد شده بودند گشت بلکه افرادی آز آن ها با خروج از حاکمیت جنبه عملی به اعتراض خود بخشیدند .

فارغ از انتخاب رئیس قوه مجریه ،یکدست شدن حاکمیت نتیجه انتخابات دوره ی نهم ریاست جمهوری ایران بود . امری که جریانی سال ها در پی تحقق آن کوشید و سرانجام نیز چنین شد .

آری اکنون که همه ارکان حکومت اعم از انتصابی و انتخابی در اختیار جریانی قرار گرفته است که تا دیروز غم نان و معیشت مردم گونه های سرخشان را زرد نموده و خواب راحت رااز چشمانشان ربوده بودباید پاسخگوی معضلات اقتصادی ،اجتماعی و فرهنگی مردم باشند . آنچه که تا دیروزناتوانی و سوء مدیریت اصلاحات و اصلاح طلبان را عامل ایجاد آن ها می دانستند .

 

 

 

ابراهیم فتاحی

15/4 /84

آدرس الکترونیکی    e_f@noavar,com

info@sama-ik.com