علی مظهر
در بیست و یکم ماه رمضان بر
اثر ضربت شمشیر فردی متحجر و مقدس نما به نام دفاع از دین خدا ،علی مظهر عدالت
،آگاهی و تجسم عینی دینداری به شهادت رسید . اقدام ابن ملجم مکتب ملجمیسم را بنیان
گذاشت که پس آز آن شیقتگان قدرت و تشنگان حاکمیت بر مردم، در ادوار بسیاری از
تاریخ با تمسک به این مکتب وبه نام دفاع از دین و ارزش های دینی چه بسیار انسان
هایی علی گونه را به قتل گاه بردند وقربانی نمودند واین اقدام ضد انسانیشان
توسط بلعم بااوراها توجیه دینی
گردید و متدینین نیز برای این کشارهای بی رحمانه شادی نمودند و امّا پس از مدتی
پشیمان گشته که دیگر پشیمانی سودی برایشان نداشت .چرا چنین فجایعی در تاریخ اتفاق
افتاده است ؟
برای تسکین درد دلم و پاسخ به
این پرسش و برای تقرب به پیشگاه با عظمت تجسم عینی عدالت مظلوم تاریخ بشریت، علی
.ع. این نوشتار را تنظیم و به رهروان راه ابن اسوه ایمان و فداکاری و شجاعت و
عرفان تقدیم می دارم .
سه عامل استحمار ، استثمار ،
استبداددر طول تاریخ حیات انسان موجب تمامی تیره روزی ها ،ستم ها ،زجرها و افول
جوامع بشری گشته اند .این سه عنصر درهماهنگی با هم مثلث شومی را بوجود آورده اند
که اجتماعات انسانی را به دو قطب حاکم و محکوم تقسیم نموده است .قطبی که اکثریت
قریب به اتفاق جامعه را تشکیل داده است (مستضعفین و محکومین) ، قطبی که اقلیت
انگشت شماری در حامعه بوده اند (مستکبرین و حاکمین) .هر یک ازسه عنصر فوق برای
استحکام بخشیدن به پایه های حاکمیت غاصبانه ستمگران بر مردم وظیفه ای را برعهده داشته اند .یکی کار
تحمیق و گسترش نا آگاهی در جامعه و توجیه دینی و اعتقادی اعمال ظالمانه حاکمان را
انجام داده است ،دیگری وظیفه بهره
کشی از جامعه و انباشت ثروت برای تأمین قدرت اقتصادی نظام جبار و مکیدن خون مردم
وچپاول حاصل زحمات آنان و ایجاد طبقه سرمایه دار و گنجور را ایفا نموده و سومی با
توسل به زور و خشونت صدای آزادی خواهی و حق طلبی منذرین و مبشرین و گروه پیشتاز
جامعه برای برقراری حکومت توحیدی و قسط را خاموش کرده است .این روند ،در طول حیات
بشر در تمامی عصرها و همه ی نسل ها حاکم بر سرنوشت او بوده و خواهد بود .
انسان باید به سه ابزار مسلح
شود تا بتواند از چنگال بی رحم عناصر سه گانه مذکور رهایی یافته وبه آسایش ، آرامش
، رفاه و سعادت دست یابد . عرفان ،برابری و آزادی ابزارهایی هستند که وی را در راه
رهایی یاری می نمایند .
بعثت انبیاء و پیام آوران
الهی ذر تمامی ادوار برای نجات انسان از اسارت وگسستن زنجیرهای بردگی ،بندگی و
ذلتی بوده است که مثلث شوم استبداد ،استثمار و استحمار ، یا به تعبیر قرآن ملک ،
ملاء ،مترف (زور ، زر ، تزویر) بردست و پایش زده است .
اسلام که آخرین و کامل ترین
پیام این پیام آوران است موجب پرورش و تربیت انسان هایی گشته است تا الگویی باشند
برای چگونه زیستن کسانی که می خواهند در هر مکانی و زمانی جامعه ای بدون وجود این
سه عنصر پلید داشته باشند . چرا که انسان نیازمند الگو و اسوه برای چگونه بودن می باشد
تا خود را بر مبنای آن بسازد .
یکی از این الگوهای عرضه شده بر اساس
مکتب تربیتی اسلام علی .ع. می باشد که تجسم عینی و تحقق یافته انسانی ایدآل و مظهر
عرفان ،برابری ،آزادی می باشد .
اوبه عنوان یک الگو برای
رهبران بشری در طول تاریخ ،به عنوان یک اسوه برای انسان هایی که در قبال فرد
وجامعه احساس تعهد و مسئولیت می نمایندو چگوننه زیستن برای ایفای این وظیفه خطیر
برایشان مطرح است ،عرفان ،برابری و آزادی را در اعمال و رفتار خود تجلی عینی
بخشیده است .به آن سه ابزاری که برای رهایی فرد وجامعه از چنگال استحمار ،استثمارو
استبداد ضروری می باشنددر اعمال و رفتار خود عینیت بخشیده است .
عرفان. شرط عرفان رهایی از قید همه وابستگی ها ،
علائق ،دلبستگی ها و نماندن در وضع موجودو اعتراض به آن و کوشش برای رسیدن به وضع
مطلوب می باشد .علی عصیانگری علیه وضع موجود ،چه فردی و چه اجتماعی بود . درعرفانش
ویژگی های مبارزه ،عشق و مهر ورزی وجود داشت . او دریافته بود که انسان عارف باید
دارای دو بعد خود آکاهی انسانی و اجتماعی باشد . در پرتو خود آگاهی فردی خود را
بشناسد وعظمت انسانیش را درک کند و از همه وابستگی ها ،علائق ، دلبستگی های و هر
آنچه که اورا به ماندن در وضع موجود دعوت می نماید رهایی یافته و به سوی بالاترین
قله ی انسانیت که الی ال... مسیر می باشد حرکت کند .در طی این مسیر یک بعدی حرکت
نکند و تنها خود را نبیند بلکه به فکر مردم وجامعه هم باشد و باشناخت دردها و
گرفتاری ها و رنج های آنان برای برطرف نمودنشان تلاش نماید .علی دارای چنین عرفانی
بود .عرفانی دوبعدی و مثبت . فردی و
اجتماعی .گریه ها و رازونیازهای شبانه اش با خدا و سر در دل چاه بردن و پناه بردن
به نخلستانها ی اطراف کوفه مبین اعتراضش به وضع موجود فردی و دست یابی به وضع
مطلوب و عشق و مهرورزی به خالق بود . مایحتاج روزانه فقرا و مستمندان بردوش وشبانه
به در خانه ی آنان بردن و دلجویی نمودن بیانگر عرفان اجتماعی علی و غافل نبودنش از
گرفتاری های مردم و جامعه بود .
برابری . از دیدگاه این پرورش یافته مکتب اسلام همه ی
انسان ها و افراد جامعه با هر فکر ، اندیشه ،عقیده و مذهبی برابراند و کسی بر
دیگری برتری ندارد .وجود تفکر برتری دادن افراد بر یکدیگر طبقات اجتماعی را پایه
ریزی می نماید .بردگی و بندگی ،تملق و چاپلوسی ،ریاکاری و ظاهر سازی را ترویج می
دهد ،عزت و کرامت انسان ها رامبدل به ذلت و زبونی می گرداند .چنین وضعیتی در جامعه
ای که علی زعامت آن را بر عهده دارد برایش قابل تحمل نیست .لذا برای ترویج فرهنگ
برابری به استاندارش می نویسد که انسان ها در فرمانروایی تو دو دسته اند .یا در
دین با تو شریک هستند یا در انسانیت پس با آنان به طور برابر رفتار کن . در دادگاهی
که یک فرد یهودی از او شاکی شده است حاضر می شود و به قاضی اعتراض می نماید که چرا
اورا با کنیه خطاب نموده و طرفش را با اسم واین را دلیل بر عدم رعایت اصل برابری
انسان ها می داند.از شیری که در زمان ضربت خوردنش برایش آورده اند دستور می دهد
نصف آن را به قاتلش که دستگیر شده بدهند .خرماهای جدا شده توسط میثم تمار یار با
وفایش را درهم می نماید و می گوید تو با این کار انسان ها را از هم جدا نموده و
بین آن ها تبعیض قائل شده اید .وقتی که پیرمردی مسیحی را می بیند که گدایی می کند
برآشفته می شود و می گوید جامعه در زمان جوانی این مرد از نیروی او بهره گرفته است
و اکنون رها شده است ،دستور می دهد که از بیت المال مستمری برایش قرار دهند .
آزادی . در زمامداریش مردم آنچنان آزاد می باشند که
بدون ترس وواهمه ای از مجازات اورا مورد انتقاد وحتی دشنام و ناسزا قرار می دهند
(خوارج) ولی به بهانه اخلال و توهین به مقام ولایت و امامت آنان را تحت تعقیب و
مجازات قرار نمی دهد و نمی گذارد کوچکترین تعرضی به آن ها صورت گیرد . طلحه و زبیر
برای خارج شدن از کوفه و رفتن به مدینه به منظور تدارک جنگ جمل از او اجازه می
خواهند با اینکه به نیات آنان واقف است ممانعت نمی نماید تادر آینده تاریخ قضاوت
ننماید که علی برای بقای حکومتش به بهانه اخلال در نظم عمومی و اقدام علیه امنیت
کشور آزادی انسان ها را سلب نمود یا رهبرانی با استناد به این اقدام او مبادرت به
سلب آزادی از شهروندان خود نمایند .نه تنها باب انتقاد از خود را باز می گذاشت
بلکه مردم را به این امر تشویق می نمود .در خطبه ای خطاب به مردم می گوید :من از
اشتباه و خطا مبرا نیستم و فکر نکنیدکه اگر بر من خرده گرفته و خطاهایم را به من
بگوئید ناراحت می شوم .
امروز عصر ما ونسل ما به چنین
الگویی نیازمند است و این نیاز مسئولیت بزرگی را برای مدعیان پیروی از علی بوجود
آورده است . امّا افسوس که شعار تبعیت از او و داشتن جامعه ی علوی بسیار و لی تحقق
شیوه ی عینی علی در جامعه به چشم نمی خورد و این بزرگترین ظلم به علی است
ابراهیم
فتاحی
آدرس
الکترونیکی info@sama-ik.com