با انتخاب
مجدد بوش به عنوان رئیس جمهور آمریکا همان طور که پیش بینی می شد دور جدیدی از
فشارها وتهدیدات بین المللی علیه ایران آغاز گشته و روز به روز افزون تر می گردد .
موضوعاتی چون
انرژی هسته ای ،حقوق بشر و آزادی های شهروندی ، حمایت از گروههای فلسطینی از جمله
حربه هایی می باشند که در دست آمریکا بوده و از آن ها در محافل بین المللی بر علیه
ایران استفاده می نمایدو تلاش دارد تا کشورهای دیگر جهان را حول این محورها برای
رسیدن به اهدافش با خود هماهنگ و همراه نماید .
در موضوع انرژی
هسته ای بسیاری از کشورهای اروپایی از جمله انگلستان ، آلمان و فرانسه تا کنون با
نظر آمریکا مبنی بر ارسال پرونده ایران به سازمان ملل موافق نبوده و بر همین اساس
است که باب مذاکره با ایران را گشوده و به شیوه گفتگو روی آورده اند. آمریکا نیز
با وقوف به عدم اشتراک نظر با کشورهای اروپایی در موضوع انرژی هسته ای اهرم های
فشار دیگری را در دست خود نگه داشته تا اگر نتواند در این زمینه به هدف خود برسد
ویا اگرکشور های اروپایی در مذاکراتشان با ایران به تفاهم رسیدند از حربه های دیگر
ی که دول اروپایی در آن ها با آمیکا متفق القول می باشند استفاده نماید .
در بحث عدم
رعایت حقوق بشر و آزادی های شهروندی ازجانب ایران کشورهای اروپایی با آمریکا هم
عقیده بوده و موضعی مشابه سردمداران کاخ سفید را دارند .آمریکا برای انجام هر
اقدامی علیه ایران نیازمند هماهنگی و همراهی کشورهای اروپایی می باشد که اگر در آن
اقدام عملاٌ شرکت نداشته باشند حد اقل سکوت نموده و این سکوت حاکی از رضایت آن ها
می باشد .
در اینکه
آمریکا سال ها بر کشور ما سلطه داشته و بر اثر این سلطه گری خسارات جبران ناپذیری
به ایران وارد آمده و منابع مادی این سرزمین توسط آمریکا به غارت رفته است جای
هیچگونه تردیدی وجود ندارد .در راستای تحقق هدف سلطه گریش بود که دست در دست
استعمارگر پیر ، انگلستان و با همکاری مزدوران وخائنان داخلی با اجرای طرح آجاکس
دولت مردمی دکتر مصدق را در 28 مردادسال 32 سرنگون نمود .
در این هم
تردیدی وجود ندارد که پس از پیروزی انقلاب از سوی آمریکا توطئه های متعددی برای
شکست انقلاب وبر گرداندن اوضاع به سال های دوران ستم شاهی انجام گرفته است. این
امر هم مسلم است که آمریکا بربای تأمین منافع نامشروعش در ایران از هیچ اقدامی
فروگذار نخواهد نمود .امّا شرايط حاكم بر دنيا ضرورت روابط بين كشورهارا امري
اجتناب ناپذير ساخته و تا ايد هم
نمي شود كه ارتباط ما و آمريكا بدين گونه بماند . آنچه كه بايد پايه و اساس
ارتباط ما با هر كشوري را تشكيل دهدعدم سلطه گري و سلطه پذيري ، توجه به منافع ملي
، حفظ استقلال اقتصادي و سياسي كشور مي باشد . بديهي است در ارتباط بين دو كشور
منافع هر دو طرف بايد مد نظر قرار گيرد .
سردمداران کاخ
سفید امروز دیگر به نام دفاع از منافع خود بر علیه یک کشور اقدامی انجام نخواهند
دادبلکه در لوای دفاع از حقوق بشر ،برقراری دمکراسی ،امنیت و ایجاد نظم نوین جهانی ، استقرارصلح و مبارزه با
تروریسم هدف خود را تعقیب می نمایندزیرا با چنین روی کردی است که می شود هر اقدامی
را در اذهان عمومی جهانیان ودرسطح بین المللی مشروع جلوه داده وپشتیبانی دول مختلف
را از آن فراهم ساخت .
درایت ،تدبر ،
خردمندی ،دور اندیشی ،درک شرایط زمانی و مکانی واعمال منطبق با واقع بینی حاکمان
کشورهایی که در معرض چنین تهدیدهایی قرار گرفته اند موجب خواهد شد تا امکان هر
گونه سوء استفاده ای از آمریکا را سلب و اورا در رسیدن به اهدافش ناکام گذارد .
تجزیه و تحلیل
اظهار نظرها و مواضع اتخاذ شده از سوی بوش و همکارانش نشان دهنده این است که
آمریکا با توجه به وضعیت کنونیش در جهان و خاورمیانه قصد دارد در ارتباط با ایران
اقدامی انجام دهد که کمترین هزینه را برایش داشته باشد . در راستای این هدف اختمال
اجراي طرحی سه مرحله ای بر مبنای اولویت بندی از جانب آمريكامتصور مي باشد كه عبارت
است از :
1-
ارسال
پرونده هسته ای ایران به سازمان ملل جهت اعمال تحریم های گسترده اقتصادی حتی پیش
رفتن تا بستن تنگه هرمز .
2-
حمله
محدود به تأسیسات مهم ایران به منظور برهم ریختن امنیت داخلی و شوراندن مردم بر
علیه نظام
3-
حمله
گسترد ه نظامی به ایران شبیه آنچه که در عراق انجام داده است .
این طرح
احتمالی به ترتیب اولویت کمترین تابالاترین هزینه را برای آمریکا در بر دارد . به
نظر می رسد هر گونه اقدامی از جانب آمریکا به پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران
در سال 84 موکول خواهد شد . چرا که چگونگی حضور مردم ایران در این انتخابات برای
تصمیم گیری آمریکا حائز اهمیّت خواهد بود آنچنان که در دوّ خرداد 76 نیز چنین بود
، حضور گسترده ملت موجب برهم زدن معادلات آمریکا گردید .
واقعیت این است
که بخش هایی از حاکمیت پس از دوّم خرداد سال 76 به خاطر انتقام گیری از مردم به
دلیل عدم اقبال آنان به تفکر اقتدارگرایی و آمریت در مقابل مطالبات مردم ایستادگی
نموده و با این اعمال موجب یأس و ناامیدی آن ها را فراهم نموده اند ،آن گونه که در
انتخابات شورا ها و مجلس هفتم این نا امیدی با شرکت حد اقلی نمایان گشت و اکنون
نیز نشانه های چنین روی کردی برای انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری دیده می شود که
در صورت چنین رخ دادی آمریکا به مقصودش رسیده است .
برای از بین
بردن این بی تفاوتی و امیدوار نمودن ملت به تحقق خواسته هایشان و واردن نمودن آن
ها در عرصه انتخابات که نشان گر مشروعیت مردمی نظام خواهد بودتنها گزینه
<<آشتی ملی راه مقابله با تهدیدهای خارجی >> می باشد .
لازمه اجرای
آشتی ملی ،آزادی کلیه زندانیان سیاسی ، لغو حکم توقیف موقت کلیه نشریات توقیف شده
، تضمین برگزاری انتخابات آزاد با فراهم نمودن زمینه حضور همه شخصیت های سیاسی از
جناح های مختلف خواهد بود . در این صورت بار دیگر شور و نشاط در مردم برای مشارکت
در تعیین سرنوشت خویش و اداره امور مملکت بوجود می آید و با آفریدن حماسه ای دیگر
چون دوم خرداد تهدیدهای خارجی را مبدل به فرصت برای جمهوری اسلامی خواهند نمود .