آیا دیوار
بی اعتمادی فرو ریخت ؟
تاریخ
مؤید این واقعیت است که سرنوشت مختوم هر جنگ ، ستیز و
دشمنیی بر سر میز مذاکره نشستن بوده است .گفتگوی بین نمایندگان دول
متخاصم بارها اتفاق افتاده ،گفتگوی بین سران چین و شوروی سابق در
ایام جنگ سرد ، هند و پاکستان ، دو کره ،ایران و عراق درجنگ هشت ساله
از این گونه اقدامات بوده است .
در روزهای گذشته انتشار خبر موافقت
ایران مبنی بر مذاکره با آمریکا در کانون توجهات محافل
سیاسی خارجی و داخلی قرار گرفت و تحلیل
هایی در این رابطه ارائه نمودند . در داخل دو گونه واکنش به
این موضوع نشان داده شد – موافق و مخالف – جریان تندرو جناح راست که
همیشه بر کوس جنگ می زند و بقای خود را در برقراری
چنین وضعیتی در مملکت می بیند ، اقدام
مسئولین ایران را در موافقت با مذاکره پشت پا زدین به آرمان ها
و ارزش های انقلاب ودست دادن با شیطان و رقصیدن با گرگ قلمداد نمود
و آن را به ضرر ایران ارزیابی کرد . اصلاح طلبان نفس عمل را
مثبت ارزیابی نموده و با لحاظ نمودن شروطی آن را گامی به
پیش به سود ایران می دانند .
تیرگی
روابط ایران و آمریکا دارای ابعاد پیچیده و
تاریخی به قدمت کودتای 28 مرداد سال 32 می باشد که در آن
آمریکاو انگلستان در یک اقدام هماهنگ با کمک ایادی
داخلی خود و در حمایت از رژیم شاه دولت مشروع و قانونی
دکتر مصدق را سرنگون نمودند . از این تاریخ به بعد آمریکا در
صحنه اداره ی ایران فعال ما یشاء بود . چرا که شاه تاج و تخت به
دست آمده خود را مدیون آمریکا می دانست . و به حاکمی دست
نشانده برای این دولت مبدل شده بود . این سلطه گری تا
پیروزی انقلاب اسلامی ملت ایران در 22 بهمن 57 ادامه داشت
.
پس
از پیروزی انقلاب مدتی ایران با آمریکا روابط کجدار
و مریضی داشت تا اینکه سفارت این کشور توسط
دانشجویان اشغال گردید و بهانه آن هم اعمال جاسوسی سفارت
آمریکا در ایران . طرح توطئه برای سرنگونی نظام
جمهوری اسلامی ، حمایت از شاه و تلاش برای بازگرداندن او
به قدرت بود .
در
عرف دیپلماتیک سفارت هر کشوری بخشی از خاک آن کشور محسوب
می گردد و هر گونه اقدامی علیه آن به منزله ی تجاوز به خاک
آن کشور می باشد و بر اساس چنین نگرشی بود که آمریکا
رابطه سیاسی و دیپلماتیک خود را با ایران قطع نمود
. بعد از این رویداد بحران در رابطه ی ایران و
آمریکا به اوج خود رسید و مرحله ی تازه ای از دشمنی
دیرینه بین این دو کشور آغاز گردید . دو کشور عملا
به فعالیت هایی علیه یکدیگر مبادرت نمودند تا
جایی که در تبلیغات بین المللی ایران آمریکا
را شیطان بزرگ و آمریکاایران را محور شرارت نامید به
طوری که دیواری از بی اعتمادی و بدبینی
بین دو کشور به وجود آمد .
اکنون
که تابوی مذاکره با آمریکا شکسته شده و قرار است در هفتم خرداد ماه
عملا این اقدام در سطح سفرا صورت گیرد ، این سؤال مطرح می
گردد که آیا دیوار بی اعتمادی فرو خواهد ریخت ؟
آیا زمان برای انجام مذاکره به نفع ایران است ؟ و چرا قبلا
چنین رویکردی در رابطه با آمریکا انتخاب نشد ؟
واقعیت
این است که ایران فرصت های مناسبی را برای انجام
مذاکره با آمریکا تا کنون از دست داده است و اگر از آن فرصت های
پیش آمده استفاده می شد برگ برنده در دست ایران بود . به خصوص
پس از دوم خرداد هفتاد و شش وجه بین المللی ای که کشور ما در
عرصه جهانی به دست آورده بود و آمرکا بر اشتباه بودن دخالتش اعتراف و عذرخواهی
نمود . اما جریانی که گشوده شدن باب مذاکره با آمریکا را توسط
دولت اصلاحات به ضرر خود می دید با ایجاد غوغا و در پشت پرده ه ی
حمایت از ارزش های انقلاب مانع استفاده از آن فرصت ها گردید تا
در آینده مدال افتخار مذاکره را خود بر سینه بچسباند . به یاد
بیاوریم آنگاه که در زمان دولت آقای هاشمی دکتر
مهاجرانی مقاله ای در ضرورت مذاکره با آمریکا در
یکی از روزنامه ها نوشت ،چه جنجالی برپا شد و حتی اعلام
شد اگر کسی صحبت از مذاکره با آمریکا نماید با او برخورد
قضایی خواهد شد .
در عدم استفاده از فرصت های مناسب
پیش آمده در گذشته هر دو جریان تندرو در ایران و آمریکا
همسان عمل نموده اند هرگاه یکی کوتاه می آمد جریان
دیگیری بازار مخالفت با این اقدام را داغ نگه می
داشت .
اکنون
نیز دیوار بی اعتمادی بین طرفین فرو
نریخته است . و همچنان دو طرف نسبت به هم بدبین و بی اعتماد
هستند . طرفین اعلام نموده اند که فقط بر سر ایجاد امنیت در
عراق مذاکره خواهد شد و هیچ موضوع دیگری مورد بحث قرار نخواهد
گرفت .
گذشته
از جنبه های تبلیغاتی ظاهری دو طرف، انجام مذاکره در
این شرایط زمانی هم برای آمریکا و هم برای
ایران مهم می باشد .
گرچه
محدود نمودن آن به مسئله عراق تبعات احتمالی برای ما در پی
خواهد داشت اما احتمال ادامه آن بسیار متصور است و به مسائل
دیگری نیز تسری خواهد یافت. به منظور ممانعت از
تبعات سوء آن باید تیم مذاکره کننده ایران با
هوشیاری ، درایت و همه جانبه نگری نتیجه را دنبال
نماید .
ما
در شرایطی مذاکره را انجام می دهیم که پرونده هسته
ای در شورای امنیت سازمان ملل در حال پیگیری
است . آمرکا به طور مداوم ایران را در ناامنی های عراق مقصر
اعلام می نماید ئدرپی ایجاد اجماع جهانی برای
برخورد با ایران است . ایجاد ثبات و امنیت در عراق توسط دولت
نوری المالکی که ترکیبی از شیعیان ،کردها و
اهل سنت که از متحدان و دوستان دیرینه ی ایران می
باشند بسیار حائز اهمیت و به نفع ایران است .
آمریکا
در شرایطی قرار دارد که اشغال عراق برایش به معضلی مبدل
گشته زیرا از یک طرف نتوانسته است در این کشور امنیت
ایجاد نماید و از طرف دیگر از جانب دموکرات ها در داخل با فشار
روزافزونی برای خروج از عراق مواجه گشته و تلاش می نماید
تا هر چه زودتر راهی برای برون رفت از این بحرانی که
برای خود پیش آورده است و خاتمه دادن به این همه هزینه
های مادی و معنوی که متحمل می شود بیابد .
بنابراین
نتیجه مثبت گرفتن از این مذاکره به نفع دو طرف خواهد بود اما
باید به این مسئله توجه شود که در صورتی پیامد آن منتج به
ایجاد امنیت و ثبات در عراق گردد آمریکا از آن برای اثبات
ادعای خود مبنی بر دست داشتن ایران در ناامنی های
عراق سوء استفاده ننماید و از آن حربه ای علیه کشور ما
برای تسویه حساب های خود نسازد .
ابراهیم
فتاحی
29/2/86
آدرس
الکترونیکی :info@sama-ik.com