چاره چیست؟
ابراهیم
فناحی
درراستای
دست یابی به
اسقرار
حاکمیت ملی وایجادجامعه
ای آزاد،آباد و
پیشرفته
درهمه ی ابعاد
، ملت ما درصد ساله
اخیر تهضتی
راآغازنمودکه
سرانجام با
وقوع انقلاب در
22بهمن سال57
توانست دژاستبداد
و خووکامگی رادرهم
کوبیده وبرویرانه
های آن جکومتی
مردم سالار مبتنی
برجمهوریت و اسلامیت
بنا نماید تابتواندبه
آرمان هاو
آروزهایی که
دراین مدت
برای نیل به آن
ها هزینه های
بسیاری
پرداخت نموده
بود دست یابد
ودیگرشاهد
وضغیتی چون
امروز نباشد
.وضعینی که پس
ازانتخابات دوره
دهم ریاست
جمهوری
برجامعه حاکم
گشته است.
این وضعیت
نگرانی به
خطرافتادن
جمهوریت
واسلامیت وانحراف
ازمسیری که
خواست مردم
بود دراذهان
همه ی
علاقمندان به
ایران ومنافع
ملی کشور و تمامی
کسانی که برای
اسقراراین
نظام مبارزه
نموده اند
بوجودآورده
است .
ازآن هنگامی
که نخبگان
وروشنفکران
ایران عقب
ماندگی این
سرزمین
رامدنظرقراردادند،همیشه
این پرسش مطرح
بوده است که
برای حل این بحرات
درمملکت چه
بایدکرد؟.چه
شیوه ای باید
به
کاربردتاایزان
زمین از بحران
عقب ماندگی درزمینه
های سیاسی ،
اقتصادی ،
فرهنگی
و...نجات یافته
ودرمسیرترقی،توسعه
وپیشرفت
قرارگیرد
؟.راه گذار از وضعیت
سنتی به
مدرنیته
چیست؟. به
خودکامگی
ودیکتاتوری
حاکمان مستبد
چگونه می توان
پایان داد ؟.
به این پرسش
هادردوره های
مختلف تاریخ
حیات نهضت
بیداری ملت ایران
پاسخ های
گوناگونی
داده شده است
که مهمترین آن
ها عبارتند از
:
ایجادکمپانی
ها : نظریه
ایجادکمپانی
ها توسط
خارجیان
وسزمایه
گذاری
درایران برای
برون رفت از
بحران عقب
ماندگی
ازجانب
میرزاملکم
خان برای
اولین بار
مطرح گردید . وی
براین
باوربودکه با
دعوت از
صاحبان کمپانی
ها به
منظورسزمایه
گذاری زمینه
پیشرفت وترقی
بوجود می
آیدواین
امرموجب
رهایی از
بحران عقب
ماندگی خواهد
شد . او راه
نجات کشوراز
فقروعقب
ماندگی را دراین
کارمی دید و تلاش
های بسیاری
برای
عقدقراردادهاباخارجیان
به عمل آورد . او
دراین اقدام
منافع شخصی
خودراهم مدنظرداشت
ورشوه های
بسیاری نیز
ازخارجیان
اخذنمود .
وجودقانون :
یوسف خان
مستشارالدوله
داشتن قانون
وعمل برمبنای
آن راچاره
برونرفت
ازبحزات عقب
ماندگی ایران
می دانست
.اواعتقادداشت
که اگردر کشور
قانون
وجودداشته
باشدوهمه
مقید به رعایت
آن باشندایران
ازعقب ماندگی
تجات
خواهدیاقت ودراین
زمینه هم
کتابی به
نام«یک
کلمه»به رشته
تحریردرآورد،حاصل
این کتاب این
است که راه
نجات ایران
ازبدبختی
وفلاکت یک
کلمه بیش نیست
وآن قانون
است.
دولت
استبداد : بوحودآمدن
هرج ومرج
وناامنی
درمملکت
وظهورقدرت
های پراکنده
درنقاط مختلف
وبه دنبال آن
گسترده شدن
نارسایی های اقتصادی
، اجتماعی،فرهنگی،سیاسی،
و...پس از
مشروطیت ، ازسوی
عده ای
ازروشنفکران
این نظریه
مطرح شد که
راه نجات
ایران ازعقب
ماندگی ونابسامانی
های موجود
حاکمیت یک
دولت دیکتاتور
واستبدادی
است.آنان
براین
باوربودندکه:
بایدفردی
مستبد قدرت را
به دست گیرد و باقاطعیت
این اوضاع بی
سروسامان راسامان
دهد و امنیت
وآرامش و وحدت
رابرکشورحاکم
نماید.همین
تفکرموجب شدتاجامعه
ایران پس
ازپانزده سال
از انقلاب مشروطیت
به راحتی
دیکتاتوری
رضاخانی
واستبداد اورا
بپذیرد وحتی
خداراشاکرباشند
که ناجیی این
چنین برای
نجات آن ها به
پاخواسته
وکشور رااز
گرفتاری
وناامنی
رهایی بخشیده
است .حاکمان
مستبد و ستمگر
همیشه بازور
اسلحه برمردم
مسلط نشده
اندبلکه
باتکیه
برنادانی
وجهل توانسته
اند پایه های
حکومت خودرا
محکم نمایند
ودرزمین
جهالت
ونادانی درخت
استبدادروییده
وریشه اش محکم
گشته است .
مبارزه
سیاسی : راه حل
دیگری که برای
برون رفت از
بحران عقب
ماندگی ایرات
ارائه گردیده
مبارزه سیاسی
وپارلمانی
بوده است .این
نگرش
بعدازانقلاب
مشروطیت
بوجودآمد
،تشکیل احزاب
وگروههای
سیاسی درهمین
راستا وبرای
نیل به این
منظوردردستورکار
بانیان مشروطیت
قرارگرفت تا
این گروههای
سیاسی هریک به
نمایندگی از
طرف تفکرهای
گوناگون ،
مردم راسازمان
دهی
نمایندتامجلسی
برخاسته
ازاراده مردم
شکل گیردوبه
نمایندگی از
طرف آت ها
براموراداره
کشور نظارت نموده
وبا تدوین
قوانین به
اوضاع کشور
سروسامان دهد
.بدین سان
اراده مردم
دراداره
مملکت مدخلیت داشته
باشد.
مبارزه
نظامی : وقتی
که دیکتاتوری
واستبداد
کلیه ی مجاری
مبارزه
مسالمت
جویانه
وسیاسی
رامسدود نمود
تفکری به
وحودآمد که
چاره ی پایان
دادن به این
سیه روزی دست
به اسلحه بردن
وبامبارزه
مسلحانه رژیم
راسرنگون
کردن است.بوجودآمدن
گروههای
چریکی دردهه
چهل حاصل این
راه حل بود .
جوانان مخلص
وپاک باخته
این مملکت
برای رهایی
مردم ازچنگال
استبداد
ودیکتاتوری
جان برکف
اقدام به
مبارزه
مسلحانه برای
سرنگونی رژیم
شاهنشاهی
نمودندوچه
فداکاری هایی
که انجام
ندادند .
تحوبل فکری
وفرهنگی :
بودندافراد
روشنفکری که با
تکیه بر مبانی
جامعه شناسی این
تزهارا علاج
کننده معضل
مملکت نمی
دانستند واعتقاد
به ضرورت تحول
فکری وفرهنگی
برای عبوراز
بحران عقب
ماندگی واستبداد
زدگی داشتند ،
ریشه واساس
همه ی این
گرفتاری ها را
دراندیشه
وفرهنگ می
دیدند .دکتر
شریعتی از
معدودکسانی
بود که به این
راه حل اعتقاد
داشت وتمامی
دوران زندگی
خودرا مصروف این
کارنمود .
اوتوانست
تحول شگرف
وعظیمی را
درفکرواندیشه
نسل جوان
ایجاد نماید .
شریعتی
درسخنرانی
های خود اعلام
داشت که «انقلاب
بدون
خودآگاهی
مردم برای یک
جامعه فاجعه است»
.
سرانجام
پیروزی
انقلاب
اسلامی پاسخی
بود به تمامی
این په
بایدکردها
.استقرارنظام
جمهوری
اسلامی ایران
بارأی مردم
بیانگر این
بود که ملت
امیدوار
بودند درلوای
چنین نظامی
خواسته های
دیرینه آنان
جامه ی تحقق
به خود خواهد
پوشید.امّاباکمال
تأسف نحوه ی
برگزاری
انتخابات
دوره دهم
ریاست جمهوری ،نتیجه
آن،چگونگی
برخورد
حاکمیت با
اعتراضات
مسالمت آمیز
مردم معترض به
این نتیجه و وضعیتی
که برکشور
حاکم نموده
اندباردیگر
مردم رانسبت
به نظام مأیوس
و بی اعتمادنموده
است .درصورت
اقدام ننمودن
تصمیم گیران کشوربرای
برای مرتفع
شدن این عدم
اعتمادوناامیدی
،مملکت ونظام
را خطری جدی
تهدید می
نماید.