دوجبهه همیشگی تاریخ

ابراهیم فتاحی

 

نهضت کربلا وقیامی که امام حسن .ع. رهبری آن را برعهده داشت درتداوم نبرددوجبهه ی همیشگی تاریخ وسلسله تهضت های آزادی خواهانه ورهایی بخشی که از بدو زندگی انسان برروی زمین به منظوربرقراری قسط ، معنویت وآزادی رخ داده است می توان ارزیابی نمود .

تاریخ حیات جامعه بشری درتمامی ادوار شاهد رویارویی دوگروه ودوجریان بوده است.این دوجریان همیشه درهرعصری وهر نسلی درمقابل همدیگر صف آرایی نموده وبرای دردست گرفتن حاکمیت جامعه رودرروی هم ایستاده وبه مبارزه پراحته اند.یکی به نمایندگی از جانب جریان حق و دیبگری از طرف جریان باطل .

آنچه که این دوجریان را ازهم متمایز می نماید خواستگاه اعتقادی ، اجتماعی وطرفداران آنان بوده است .

رهبران جبهه ی حق همیشه انبیاء الهی و پیروان آنان بوده اند تااگرشد با انذار وبشارت حاکمان ستمگررا به برقراری قسط ، معنویت وآزادی ورعایت حقوق مردم مجبورنمایند و اگر نشد از طریق مبارزه به این مهم دست یابند . حامیان این جریان مردم محروم وستمدیده ومستضعفان جامعه راتشکیل می داده اند .

رهبران جبهه باطل حاکمان ستمگر وبرتری طلبان بر مردم وزورگویان وجبارانی بوده اند که خود را مالک وحاکم مطلقه می دانسته اند .حامیان این جریان صاحبان زروتزویر بوده اند

اولین مزحله این رویارویی اززمان آدم بین دو فرزندش هابیل وقابیل آغاز می گردد ، هابیل نماینده جریان حق وقابیل به نمایندگی از طرف جریان باطل وبرتری طلب . این رویارویی تداوم می یابدودرهر برهه ای اززمان تاریخ بشریت دوجریان حق وباطل درمقابل یکدیگر دیده می شوند . ابراهیم دربرابرنمرود،عیسی درمقابل قیصر،موسی دربرابر فرعون وپیامبراسلام درمقابل نظام اشرافیت واریستوکراسی قریش این نبرد راادامه می دهند.

سرانجام درسال شصت ویک هجری امام حسین رهبری تداوم نهضت حق طلبانه ی ظلم سنیزسلسله پیامبران الهی رادرمقابل یزیدسمبل جوروبیدادواستبدادووارث جریان باطل رابرعهده میگیرد.

پس ازقیام کربلادونگرش نسبت به این نهضت درجامعه مسلمان شکل می گیرد.دیدگاهی براین اعتقاداست که هدف سیاسی درقیام حسین .ع.نبوده است!! ، اوبرای نجات دین اسلام به شهادت رسید.بایدبه خاطر مظلومیتش براوبگرییم وبرایش عزاداری کنیم تااودرقیامت شفیع ماگردد وموجب آمرزش گناهان وواردشدن ما دربهشت گردد. این جریان اعتقادی به مقابله باظلم ندارد زیرابراندازی ظلم رامنوط به ظهورامام زمان دانسته وهرگونه اقدامی دراین رابطه موجب تأخیر درظهور حضرت مهدی .عج.می داند .حکومت های جبار در طول تاریخ پس از کربلا طرفدار وحامی این نگرش بوده اند .

دیدگاه دوم براین اعتقاداست که فلسفه قیام امام حسین نابودی ظلم وستم ونجات اسلام ازانحراف وقرارنگرفتن دین درخدمت حکومت بوده است زیرانظام حاکم یزیدی به نام اسلام وجانشینی پیامبرتمامی ارزش هاوآرمان هایی که پیامبر برای تحقق آن ها مبارزه نموده بودپایمال واسلام را به وسیله ای برای توجیه جنایتهایش مبدل ساخته بود.افرادی که به عنوان عالم دینی درجامعه شهرت داشتندودرلباس علمای دین بودند یا سکوت نموده ویا خود را به زروسیم دربارفروخته وفتوای قتل حسین .ع.سلام رادادند واورا اهل بغی وطغیانگر علیه حاکم اسلامی وخارج شده از دین جدش دانسته وفتوا دادند که :خرج الحسین من دین جده وقتله واجب .

این دونگرش پیوسته بعد از قیام کربلا درجامعه اسلامی درمقابل هم قرارداشته اند اما دیدگاه دوم به علت کارآییش در برابر ظلم وستم وکاربرد اجتماعیش همیشه غالب بوده است . ته تنها دربین مسلمانان که حتی غیرمسلمانان ومصلحین جامعه انسانی نیز ازآن برای رهایی جامعه خود از چنگال ستم استفاده نموده اند مانند گاندی رهبر جنبس رهایی بخش هندوستان .

رهبران انقلاب اسلامی ایران نیز حداکثر استفاده از این برداشت رادرزمان مبارزات ملت علیه رژیم ستم شاهی نمودند .اما باکمال تأسف درمجرم امسال دیدگاه اول موردحمایت وتبلیغ قرارمیگیرد آن هم از طرف کسانی که برمناصبی درحکومت اسلامی تکیه زده اندودرانقلاب هیچ نقشی نداشته اند.این شیوه خلاف دیدگاه بنیانگذار جمهوری اسلامی است که دربیانیه هایش علیه جکومت شاه محرم را ماه پیروزی خون برشمشیر نامید فرمود وفرمود محرم ماه پیروزی خون بر شمشیر است