مأ موريت جديد قوه قضائيه

تشنج آفريني ، انسداد اطلاع رساني ، تحديد آزادي بيان

بر اساس اصل يكصد و پنجاه و ششم قانون اساسي قوه قضائيه قوه اي است مستقل كه پشتيبان حقوق فردي و اجتماعي ومسئول تحقق بخشيدن به عدالت و احياي حقوق عامه و گسترش عدل و آزادي هاي مشروع در مملكت مي باشد . آنچه كه اين روز ها در دستگاه قضايي اتفاق مي افتد با هيچ يك از اين آرمان ها تطابق نداشته و خلاف آن ها را در اذهان عمومي متبادر مي سازد .

اقداماتي كه در هفته گذشته از سوي دستگاه قضايي به وقوع پيوست بيانگر اين است كه قوه قضائيه به جاي پشتيباني از حقوق شهروندان ، احياي حقوق عامه ، رعايت بي طرفي و اصل استقلال ،تحقق عدالت و گسترش آزادي هاي مشروع فردي و اجتماعي مأموريتي جديد يافته است و آن : تشنج آفريني در سطح بين المللي ، انسداد اطلاع رساني در داخل ، تحديد آزادي بيان و عقيده مي باشد .

دادگاه رسيدگي به قتل زهرا كاظمي خبر نگار كانادايي ايراني الاصل كه سال گذشته پس از بازداشت بر اثر وارد آمدن ضرباتي به جمجمه وي در گذشت ، در حالي بر گزار گرديد كه هنوز اختلاف بين دستگاه قضايي  و وزارت اطلاعات  بر سر قاتل او باقي است و رئيس چمهور در آستانه بر گزاري اين دادگاه در پاسخ سؤال خبرنگاران اعلام داشت كه : فرد بازداشت شده قاتل نيست و اظهار اميد واري نمود دادگاه قاتل را شناسايي كند .

ايرادات وارده به.نحوه بر گزاري دادگاه از سوي حقوق دانان و وكلاي مدافع خانواده مقتول مبني بر :  عدم صلاحيت دادگاه براي رسيدگي به اين پرونده . عدم توجه به تقاضاهاي وكلاي مدافع . ممانعت از حضور سفير كانادا  علي رغم علني بودن دادگاه و اينكه روز اول دادگاه به ايشان اجازه ورود داده شده بود ، ختم ناگهاني دادگاه ، از موارد ابهام آفريني مي باشد كه بار ديگر اين مسئله را به موضوعي بين المللي مبدل ساخت و ناظران بين المللي اين دادگاه را اقدامي نمايشي از سوي ايران براي انحراف اذهان از قاتل اصلي قلمداد مي نمايند . اتخاذ شيوه اي مناسب و منطبق با موازين حقوقي و بين المللي در ارتباط با اين پرونده مي توانست از پي آمدهاي سوء جهاني آن جلوگيري نمايد و موجب تنش آفريني در عرصه بين المللش براي كشور نشود .

اطلاع از مسائلي كه در مملكت  جريان دارد حق مسلم مردم به عنوان  صاحبان اصلي  حاكميت ومنشأ مشروعيت حكومت  مي باشد . اين امر محقق نمي شود مگر با وجود نشريات و مطبوعات آزاد و خارج از سلطه حكومت .تعطيلي ماهنامه آفتاب ، روزنامه وقايع اتفاقيه و جمهوريت همزمان با تشكيل دادگاه رسيدگي به قتل زهرا كاظمي پرده از واقعيتي بر مي دارد كه : جريان و تفكري در قوه قضائيه بر اين اعتقاد است كه براي بهتر حكومت نمودن بر مردم و اداره جامعه نگه داشتن آن ها در نا آگاهي و بي اطلاع بودن آنان از مسائلي كه در مملكت مي گذرد امري است الزامي و اجتناب ناپذير و دانستن حق مردم نيست ، براي نيل به اين هدف ممانعت از تبادل اطلاعات آزاد در بين مردم  را در دستور كار خود قرار داده است . بستن و توقيف روزنامه هاي مستقل بدون تشكيل دادگاه وعدم حضور هيأت منصفه و تفهيم اتهام نه تنها اقدامي است خود سرانه و مخالف با اصل بيست و چهارم قانون اساسي بلكه در راستاي انسداد اطلاع رساني توسط قوه قضائيه ارزيابي مي گردد .

قانون اساسي صراحتاً اعلام مي دارد كه هيچ كس را نمي توان به صرف داشتن عقيده اي مورد مؤاخذه و تعرض قرار داد .آقاي دكتر هاشم آقاجري استاد دانشگاه در پي ايراد يك سخنراني در همدان باز داشت وپس از محاكمه اي فرمايشي به اعدام محكوم شد . صدورحكم اعدام براي اين استاد دانشگاه اعتراضات حقوق دانان و شخصيت هاي داخلي و بين المللي و تظاهرات دانشجويي را بر انگيخت و حتي جناح محافظه كار نيز اين اقدام دادگستري را تقبيح نمودند . پس از نقض شدن اين حكم ، دا دگاه تجديد نظر درهفته گذشته تشكيل و وي را به پنج سال زندان و پنج سال محروميت از حقوق اجنتماعي محكوم و وثيقه اي معادل صد ميليون تومان براي آزادي ايشان در نظر گرفت  . ضمن اينك تشكيل هر گونه محكمه اي براي اين مورد يا هر مورد ديگر مشابهي از مصاديق آشكار تفتيش عقايد و نقض اصل بيست و سوم قانون اساسي مربوط به بخش حقوق ملت مي باشد ، اما تفاوت بسيار فاهش اين دو رأي  بيانگر تسلط اراده اي خاص بر قوه قضائيه است كه براي سركوب هر گونه انديشه وتفكر مخالف خود ، مرعوب ساختن انديشمندان و بيرون راندن رقيب از عرصه سياسي  ازآن استفاده ابزاري مي نمايد . سخنراني آقاي دكتر آقاجري جز بيان عقيده خود ونقد اسلام سنتي چيز ديگري نبوده است كه سزاوار اين  مجازات ها باشد .اين گونه بر خورد با انديشمندان ، متفكران و نو انديشان ديني اقدامي براي تحديد آزادي بيان و عقيده از سوي دستگاه قضايي مملكت محسوب مي گردد .