همه
ساله با فرا رسيدن ماه محزم ياد و خاطره جانبازي و فداكاري امام حسين و يازان
فداكارش در اذهان زنده مي شود .خاطره ي از خود گذشتگي افرادي كه براي نجات يك
ايمان ويك اعتقاد و رهايي يك ملت از اسارت و بردگي ،عزيز ترين سرمايه ي خود را كه
جانشان بود در طبق اخلاص گذاشتند . سال 61 هجري در يادها زنده مي شود .
آن ايامي كه تمامي ارزشهاي والاي انساني و تمامي دست آوردهاي
نهضتي كه پيامبر اسلام براي آزادي و اعتلاي انسان و خفظ حرمت او بوجود آورده بود بازيچه هوس بازي ستمگري
گشته بود كه براي تحكيم پايه هاي قدرت خود دين را و باورهاي ديني را و مقدسات را
مورد استفاده ابزاري قزاز مي داد.
مثلث
شوم زرو زور و تزوير كه در طول تاريخ با اتحاد شومش موجب ذلت و خواري ملت ها گشته
است در اين مقطع زماني نيز بار ديگر اتحاد نامقدسش را شكل داده بود تا نقش تاريخي
خود را به نفع قدرت حاكم و بر عليه طبقه محكوم ايفا نمايد .
ياران
پيامبر اسلام و كساني كه خود را مصداق عيني اين آيه قزآني مي دانستند كه ان صلا تی
و نسكي و محیای للاه رب العالمين ،
يا در كنج خلوت عبادت به اميد بدست آوردن آخرت خزيده ، يا تسليم زر و زور شده ، يا
از دم شمشير گذشته و به شهادت رسيده بودند
.
تمامي
سنگرهاي دفاع از اسلام يكي پس از ديگري فتح گزديده و در خدمت قدرت مسلطي در آمده
بودند كه همان جاهليتي بود كه با نهضت رهايي بخش اسلام و در سايه مجاهدت پاسداران
ايمان و اعتقاد جديد شكست خورده و
اينك رنگ و لعاب ديني جهت فريب افكار عمومي به آن زده تابه نام اسلام و
تداوم خلافت رسول خدا بر مردم حكومت نمايند.
اين
ترفند هميشه جباران تاريخ است كه اگر در مقابل يك نهضت شكست خوردند تلاش مي نمايند
تا مدافع آن گردند و در صف حاميان انقلاب در آيند و كاسه داغ تر از آش شوند و به مرور زمان زمام نظام بر خاسته از
نهضت را در دست گرفته و
آن را منحرف نمايند.اينجاست كه انقلاب فرزندان خود را مي خورد و به دست نا اهلان و
رشمنان آن مي افتد و در سال 61 هجري نيز چنين شد .
اكنون
براي نجات اين مكتب تازه تأسيس تنها يك نفر مانده كه همه ي اميد ها به او ختم مي
شود و چشم هاي ستمديدگان به او دوخته شده است ،بنيان گذار نهضت نوپاي اسلامي در
باره اش فرموده بود كه : حسين مني و ان من حسين .
باز
مردي از خانه ي فاطمه ، اين خانه اي كه به اندازه ي تاريخ بزرگ است وهميشه داروي
دردها جامعه و راه نجات ملتمان را از درون اين خانه جستجو مي كرده ايم .
امٍّا
حسين تنهاست . او بر سر يك دو راهي قرار گرفته است ،سكوت يا قيام . او بايد به حكم
اعتقادش و رسالتي كه به عنوان آخرين بازمانده و وارث پيامبر ، چه مي گويم وارث
تمامي خون هاي به ناخق ريخته شده در طول تاريخ توسط ظالمان و وارث ميزاث معنوي همه
پبامبران الهي از اين دو گزينه يكي را بايد انتخاب نمايد .
سكوت
نمايد ودر نتيجه امنيت خود و خانواده وبستگانش تأمين گردد ، امّا نظاره گر از بين
رفتن تمامي ارزش هايي باشد كه پيامبر سال ها براي تحقق آن ها رنج كشيد و خون دل
خورد و پس از او پدرش و برادرش براي پاسداري از آن ها مجاهدت ها نمودند و عاقبت
جان خود را در پاي اين آرمان ها قرباني كردند .به جهاد بر خيزد و همه هستي خود
ويارانش را در اين راه بر طبق اخلاص
گذاشته و خاندانش را به اسارت اندازد ولي آرمان ها ي اسلامي حفظ شود و ستمگر را
رسوا نمايد .
آري
فرزند پيامبر انتخاب مي نمايد . هيهات منه الذله .اگر دين محمد جز با كشته شدنم بر
پاي نمي ماند پس اي شمشير ها مرا دريابيد .
جهاد وشهادت را انتخاب مي نمايد ، شهادت
داراي دو ركن است . آكاهي و در راه هدف بودن .
حسين
.ع. آگاه بود كه در يك نبرد نابرابر در مقابل سفاك خون ريزي قرار مي گيرد كه تمامي
امكانات مادي و انساني را در اختيار دارد ، عوامل اجرايي ، تبليغاتي ، مالي ،منابر
، مساجد وحتي فقيه و فتوي دهنده كه قتل اورا توجيه شرعي نمودند كه : خرج الحسين من
الدين جد ه و قتله واجب . او مي دانست در اين نابرابري ، پيروزي با طرفي لست كه
امكانات بهتر و بيشتري دارد . امّا
او اين حركت را در راه هدفي والا آغاز مي نمود و مأ مور به انجام وظيفه ،مي دانست
در صورت شكست جور و بيداد رسوا و خون هاي او ويارانش چون سيلي خروشان كاخ ظلم و
ستم را بر مي اندازد . قيام او مكتبي را پي ريزي مي نمايد كه در طول قرون متمادي
بسياري از آزادي خواهان و مبارزان راه رهايي ملت هاي دربند كه وضعيتي چون او دارند
از آن درس فداكاري و از خود گذشتگي مي گيرند .(( مكتب شهادت)) .
او
اين زاه را برگزيد تا اگر پيروز نشد با شهادت خود و يارانش براي تمامي نسل ها در
همه عصر ها شهادت دهد كه :
نظام
جبار و ستمگري كه بر جامعه حاكم
گشته و تمامي امكانات را از اقتصاد و مذهب و فرهنگ و همه چيز را در چنگ خود گرفته
براي بقاي حكومتش دست به هر جنايتي مي زند ولو قتل عام تمامي انسان ها و ريختن خون
بي گناهان ،با شهادت خود ويارانش .
شهادت
دهد كه قدرت حاكم براي بقاي خود حتي از كشتن بچه هاي شير خوار نيز ابايي ندارد ،با
علي اصغرش .
شهادت
دهد كه قدرت قهار غاصب براي تداوم حيات ننگينش به پير مردان نيز رحم نمي نمايد با
حبيب ابن مظاهر .
شهادت
دهد كه حكومت نامشروع حاكم براي سركوب هر اعتراضي عليه خود جوانان را به شهادت مي
رساند با علي اكبرش .
شهادت
دهد ظالمان حاكم بر تاريخ براي
ايجاد جو اختناق حتي زنان و كودكان را
اسير مي نمايند ، با اسارت خواهر ، همسر و كودكانش .
شهادت
دهد كه جلاد خون آشام حاكم انتقام گيري را به آنجا مي رساند كه خيمه ها و خانه ها را به آتش مي كشاند .
آري
حسين .ع. ويارانش هر يك به نمايندگي از قشر و گروهي در پيشگاه تاريخ به نفع
مظلومان و بر عليه ظالمان شهادت دادند و اين پيام شهادت را با خون خود براي نسل
هاي بعد بر صفحه تاريخ نگاشتند كه : براي رهايي و آزادي از بند ظالمان اگر مي توانيد
بميران و اگر نمي توانيد بمير .
قيام
كربلا حديث مفصلي است كه مجمل پيامش براي تمامي معتقدان آزاده در ادوار تاريخ اين
است كه : آنان كه رفتند كاري حسيني كردند و آنان كه مانده اند بايد كاري زينبي
كنند و گرنه يزيدي اند