سه راه فراروي حكومت
ايستادگي عقب نشيني اعتماد سازي
سرانجام شوراي حكام آژانس
انرژي اتمي با تصويب قطعنامه اي در ارتباط با فعاليت هاي هسته اي ايران، كشور ما
را در يك شرايط حساس، خطرناك و بحراني قرار داده است. آنچه كه مي تواند اين شرايط
را تغيير دهد و تهديد پيش آمده را مبدل به فرصتي در راستاي حفظ منافع ملي و حراست
از امنيت و استقلال كشور نمايد درايت، دورانديش و اقدامات مبتني بر عقلانيت با
توجه به شرایط حاکم بر عرصه بین المللی ، از سوی تصميم گيرندگان بالاي مملكت است.
وضعيت پيش آمده پس از تصويب
قطعنامه اخير شوراي حكام براي كشور ما شبيه به شرايط بين المللي است که قبل از
دوّم خرداد سال 76با آن مواجه بودیم. زماني كه كليه كشورهاي اروپايي سفراي خود را
از ايران فراخوانده بودند و همه چيز بيانگر تدارك يك رويارويي تمام عيار از سوي
آمريكا و كشورهاي اروپايي با ايران بود.
حماسه دوم خرداد و رأي
اعتماد مردم به شعارهاي اصلاح طلبانه و دموكراسي خواهي آقاي خاتمي مشروعيت نظام و
پشتوانه مردمي آن را به حدي در اذهان بين المللي افزایش داد كه موجب تجديدنظر آنان
در تصميم اتخاذ شده قبلي شان گرديد،به جاي تقابل شيوه ي تفاهم را در پيش گرفتند و
سفراي خود را به ايران برگرداندند.
رويكرد دوم خرداد بر اعتماد
سازي در سطح بين المللي به منظور كاهش فشارها و اتخاذ شيوه ي مسالمت جويانه در اين
عرصه استوار بود. چنين سياستي توانست منافع ملي و امنيت مملكت را تضمين نموده و
خطر رويارويي نظامي را مرتفع نماید. جريان مقابل اصلاح طلبي كه مقابله با دنياي
غرب را سياست خود قرار داده بودبرگزيده شدن اين روش را سازش كاري با غرب و معامله
بر سر منافع ملي قلمداد می نمود و مترصد فرصتي بود تا بتواند بار ديگر مقابله و
رويارويي با دنيا را به عنوان سياست خارجي ايران اعمال نمايد تا با پيش آوردن
شرايط فوق العاده در مملكت به حيات سياسي خود ادامه دهد.
انتخابات نهمين دوره ي رياست
جمهوري با به كارگيري حزبي پادگاني و خارج از قواعد بازي سياسي نتيجه را به نفع
جريان اقتدارگرايي و آمريت رقم زد و زمينه اعمال سياست خصومت با دنيا را برايش
فراهم نمود. آنچه كه موجب شد تا قطعنامه پيشنهادي آمريكا و كشورهاي اروپايي به
تصويب برسد علاوه بر ديپلماسي فعال آمريكا و ريزه كاري هايي كه در تغيير پيش نويس
قطعنامه قبلي خود به كار برد، درك تصميم گيرندگان عرصه بين المللي از سياست خارجي
جديد ايران مبني بر خصومت و مقابله با كشورها، تناقض در موضعگيري هاي هيأت
ديپلماسي ايران ، ادبيات حاكم بر سخنان رئيس جمهور در اجلاس سران و محاسبات غلط در
ارتباط با حمایت چین ،روسیه و هند از موضع ایران بود.
واقعیت این است که گفتار و
کردارجریان اقتدارگرایی در ارتباط با سیاست داخلی و خارجی دولت اصلاحات موجب ایجاد
بی اعتمادی بین المللی نسبت به ایران و زمینه ساز مقابله دول اروپایی با ما گردید
و از سوی دیگر کشور های غربی نیز با اتخاذ مواضعی علیه ایران متقابلاً این بی
اعتمادی را دو طرفه نمودند .روی کار آمدن دولت جدید که از دیدگاه جهانی دارای سه
ویژگی آرمان گرایی بالا ، عملگرایی پایین و ضدیت با غرب می باشد به وجود آمدن این
بحران را تسریع نمود .
اكنون سه راه فراروي حكومت و
تصميم گيرندگان مملكت قرار دارد كه هر يك عواقب و پيامدهاي خاص خود را به دنبال
خواهد داشت. ايستادگي، عقب نشيني، اعتماد سازي.
ايستادگي: اولين گزينه اي كه مي شود
انتخاب نمود مقاومت و ايستادگي در قبال قطعنامه ي تصويب شده ی آژانس انرژي اتمي و
خروج از NPT و پس گرفتن
امضاء پروتكل الحاقي كه در اين صورت بحران بوجود آمده تشديد خواهد شد و احتمال
تحريم اقتصادي و رویا رویی با دنیا وحمله نظامي به کشور به بهانه تأمین امنیت
جهانی از جانب آمریکامتصور است.
عقب نشيني: گزينه دومي كه وجود دارد
اين است كه ايران از مواضع قبلي اتخاذ شده خود عقب نشيني کند و نظر شوراي حكام را
تمكين نمايد. اين امر نه تنها موجب تضعيف اقتدار بين المللي كشور، سرافكندگي ما در
سطح جهاني می شود بلکه امتياز خواهي هاي بعدي آمريكا و هم پيمانانش در پی خواهد
داشت.
اعتمادسازي: سومين گزينه اي كه فراروي
تصميم گيرندگان مملكت قرار دارد اعتماد سازي است. اين روش دو جنبه دارد. اعتماد
سازي در داخل و اعتماد سازي در سطح بين المللي . اتخاذ اين رويكرد بازگشت به جنبش
اصلاح طلبي است. به نظر مي رسد حكومت براي عبور از بحران ايجاد شده چاره اي ندارد
جز اينكه به جنبش اصلاح طلبي بازگردد و راه اعتماد سازي را در پيش گيرد. ايران
امروز بيش از هر زمان ديگري نيازمند به اعتماد سازي است هم در عرصه داخلي و هم در
عرصه بين المللي.
در عرصه داخلي جلب اعتماد
ملت موجب بالا بردن مشروعيت مردمي نظام در افكار بين المللي و پشتوانه اي خواهد شد
براي نمايندگان ديپلماتيك ايران تا بتوانند با اتكاء به آن مواضع راسخ و استواري
در مذاكرات بين المللي اتخاذ نمايند .
آنچه كه امروز به عنوان
مانعي بر سر روابط سازنده ايران با دنيا مي باشد عدم اعتماد متقابل است. دول غرب
گفتگو بر سر موارد اختلافی را سرآغاز ايجاد اعتماد و رافع اين اختلافات مي دانند.
با درك اين خصلت غرب از سوي آقاي خاتمي و بهره گيري از آن توانست دول اروپايي را به
عرصه مذاكره و گفتگو با ايران بكشاند. با تأکید بر این موضوع که دست یابی به چرخه
سوخت هسته ای و استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای حق مسلم و قانونی ماست امّا به
دست آوردن این حق در عرصه بین المللی نیازمندابزار ها ی خاص خود می باشد .هر گونه
اقدامی که بر بحران بیفزاید و باب اعتماد سازی با دنیا را ببندد منافع ملی ما را
با خطر مواجه می سازد و مسئولیت عواقب آن بر عهده تصمیم گیرندگان مملکت می باشد .
دولت جديد ايران بايد با
تلاشي گسترده و مداوم بي اعتمادي بوجود آمده در عرصه بين المللي را نسبت به سياست
خارجي خود مبدل به اعتماد نماید. همان راه حلي كه كوفي عنان در پيام خود براي چهل
و نهمين كنفرانس آژانس به آن اشاره نمود. ايشان گفتند: در رابطه با فعاليت هاي
هسته اي ايران اعتماد سازي و همكاري بايد تقويت شود. من معتقدم كه ايجاد اعتماد و
اطمينان بايد براي طرفين ساخته شود تا راه حل مناسبي براي اين مورد دشوار كه
نگراني هايي را به همراه داشته است به وجود آيد.
اعتمادسازی تنها گزینه ای
است که منافع ملی ما را تضمین و بحران پیش آمده را به سود ایران خاتمه خواهد داد ودست یابی به حق استفاده صلح
آمیزاز انرژی هسته ای را میسر می سازد. این مسیری است طولانی و دشوار امّا شدنی که
نیازمند دیپلماسی فعّال و آگاه به شرایط حاکم بر جهان و آشنا به معادلات سیاسی بین
المللی است
با توجه به یکدست شدن حاکمیت
در کشور هر گونه عواقب ناشی از این بحران چه مثبت و چه منفی متوجه جناح حاکم خواهد
بود .
ابراهیم فتاحی
6 /7/84
آدرس الکترونیکی info@sama-ik.com