حاكميت بر سرنوشت
خويش و اداره امور مملكت با مراجعه به آراء عمومي از جمله اساسي ترين حقوق به رسميت
شناخته شده براي ملت ايران در قانون
اساسي مي باشد .دست يابي به اين حق از
طريق برگزاري انتخاباتي آزاد ،رقابتي ، سالم و قانونمند امكان پذير است . هر اقدامي
از سوي هر مرجعي اعم از نظارت و اجرا كه موجب حذف هر يك از معيار هاي ذكر شده براي
انتخابات گردد فاقد وجاهت قانوني و در تضاد با جمهوريت و اسلاميت نظام و تضييع كننده
حقوق مردم مي باشد .
در طول تاريخ
پر فراز و نشيب مبارزات ملت ايران براي استقرار حاكميت ملي و تشكيل پارلمان به عنوان
اصلي ترين ركن دمكراسي و مردم سالاري
و مرجع و جايگاهي براي حفاظت از حقوق مردم و پاسداري از آزادي هاي آنان در مقابل استبداد
، ديكتاتوري و خود كامگي حكام ، هميشه تفكري مستبد و خود كامه وجود داشته كه به علت برتري جويي و اعتقاد
به عدم نقش مردم در اداره مملكت با دسيسه هاي گوناگون و عناوين متفاوتي در برابر اين
نهاد مردمي قد علم نموده تا اگر بتواند آن را از اركان حاكميت حذف و در غير اين صورت مجلسي مطيع ، فرمان بردار ، ساكت در برابر قدرت ، همراه ، همگام و توجيه
گر و ثنا گوي آن ايجاد نمايد .
نگاهي به تاريخ عمر نود و هفت ساله مجلس در ايران مبين اين
واقعيت است كه در طول اين مدت سه راه فرا روي مجلس بوده است و در برهه هاي مختلف زماني
حيات مجلس با يكي از اين سه راه كه برايش معين نموده بودند مواجه گشته . انحلال ، استحاله ، استقلال .
مجلس اول كه
از انقلاب مشروطه بر خاسته بود در بحراني ترين دوران تاريخ كشور كار خود را آغاز نمود . در مقابل استبداد ايستاد و با تدوين متمم
قانون اساسي مبادرت به محدود نمودن قدرت
نا محدود در بار نمود ، اصول مهم مربوط
به حقوق و آزادي هاي ملت ، تفكيك قوا و مسئوليت دولت را مشخص و تسليم فشارهاي در بار نگرديد . در دفاع از حقوق مردم ايستادگي نمود .مستبدين و حاميان در بار
مصمم به انحلال مجلس شدند و به دستور
محمد علي شاه مستبد مجلس به توپ بسته
شد .مقاومت دليرانه مردم و فتح تهران توسط مجاهدين به استبداد صغير خاتمه داد و شاه ديكتاتور به اربابانش در روسيه پناه برد و با انتخابات مجلس
دوم در سال1289 طرح انحلال مجلس با شكست مواجه گشت .
روي كار آمدن
رضاخان با كودتاي 1299 راه ديگري در
برابر مجلس قرار گرفت .مستبدين از گذشته در س گرفته و در يافته بودند كه راه انحلال
مجلس به بن بست مي رسد ، در فكر استحاله
مجلس افتادند و مصمم به ايجاد مجلسي فرمايشي ، مطيع و فرمان بردار
از طريق برگزاري انتخابات در جوي آكنده از تهديد و تطميع شدند . به اين ترتيب با دخالت
ديكتاتور و عوامل او افرادي وابسته و
طرفدار رضا خان اكثريت كرسي هاي مجلس
پنجم را در اختيار گرفتند و به نام ملت
وارد مجلس شدند . از اين دوره بود كه راه انحلال مجلس آغاز گرديد و تا پايان عمر رژيم
استبدادي و خود كامه شاهنشاهي اين راه ادامه داشت . اوضاع پيش آمده پس از شهريور 20 براي مدت كوتاهي وضعيتي در فضاي
سياسي اجتماعي ايران بوجود آورد كه با استفاده از اين وضعيت اقليتي كوچك اما قدرتمند
و با پشتوانه مردمي به مجلس راه يافت تا بتواند استقلال از دست رفته مجلس را باز يابد
و توانست نهضت ملي شدن صنعت نفت را بوجود آورد اما كودتاي 28 مرداد سال 32 اين خطر را براي ادامه استحاله مجلس مرتفع
نمود و 25 سال استبداد توانست راحت و
آسوده از مجلسي فرمايشي بهره بر داري نمايد .
مردم ايران با
انقلاب سال 57 و بر اندازي رژيم استبدادي ساختاري جديد براي حكومت بر گزيدند ، با ميزان
قرار گرفتن راي مردم و در راس امور بودن مجلس از ديدگاه بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران
مرحله ديگري از حيات پارلمان با شروع راه استقلال آغاز گشت . ديري نگذشت
كه تفكر طرفدار آمريت و اقتدار و تماميت
خواهي تحمل وجود مجلسي با گرايشات متنوع و مستقل را نياورد و براي ايجاد مجلسي فرمايشي
بسان اسلاف خود تر فند هايي به كار بست
اما اين بار به نام دين و ارزش هاي ديني .
در گام اول خود
در انتخابات مجلس دوم با استقاده ابزاري از قانون نظارت مبادرت به حذف چهره هاي انقلابي
و متديني نمود كه داراي گرايش هاي فكري نو انديشانه اي يودند كه سال ها براي رهايي
مردم از قيد ستم و به دسست آوردن آزادي مبارزه تموده بودند.طرح معرفي افرادي براي سراسر
كشورتوسط مدرسين حوزه علميه قم به عنوان
گام دوم براي نيل به هدف خود برگزيد كه با افشاگري بنيانگذار جمهوري اسلامي
ايران مواجه و شكست خورد ،ايشان اين طرح را بد تر از طرح جدايي دين از سياست دانسته
و در هشداري به مردم گفتند : اگر با
جدايي دين از سياست فقط روحانيت از صحنه سياسي كنار مي روند اين طرح مردم را از عرصه سياسي و اداره امور
حذف مي نمايد .جريان مخالف مردم سالاري با اين اقرام منزوي گشت اما ساكت ننشست و مترصد فرصتي ديگر بود . پس از ارتحال بنيانگذار جمهوري اسلام ايران طرح پش بيني انحلال مجلس را در قانون اساسي
ارائه نمود كه موفق به اجراي آن نگرديد
، با نفوذ در اركانهاي انتصابي
نظام و استفاده ابزاري از آن ها توانست با جو سازي و شانتاژ و مسموم نمودن فضاي اجتماع به علت مسدود بودن اطلاع رساني و حاكميت
تبليغات تك صدايي در آن ايام توانست
در انتخابات مجلس پنجم مرحله اول كودتاي
خزنده خود را انجام دهد و اكثريت كرسي
هاي آن را تصاحب نمايد . در سوداي تسلط
كامل بر كليه اركان نظام مرحله دوم كودتا
را با تصويب قوانين آغار نمود . با تصويب
قانون نظارت استصوابي حقوق انتخاب كنندگان و انتخاب شوندگان را تهديد و با تغيير قانون
مطبوعات آزادي قلم و بيان را نشانه گرفت
. با برخورد قضايي هرگونه انتقادي را سركوب و به عنوان فتنه گر و معاند ، صاحبان
قلم و انديشه را مرعوب يا روانه زندان نمود با چنين اعمالي فضاي بسته و خفقان آور و
بي تحركي بر جامعه حاكم گرداند . چنين وضعيتي از ديدگاه جريان تماميت خواه آرامش جامعه
محسوب مي شد و زمينه را براي برداشتن گام سوم كه تصرف قوه مجريه بود مصاعد ديد غافل
از اينكه اين آرامش قبل از طوفان بود . در حالي كه خود را صد در صد پيروز ميدان مي
ديد انتخابات هفتمين دوره رياست جمهوري برگزار شد . ناگهان مردم حماسه دوم خرداد را
آفريدند و چنان پاسخ منفي به اين جريان حاكم دادند كه براي مدتها مات ، مبهوت و گيج
گشته بود ، انتخابات مجلس ششم و رياست جمهوري بعد از آن نشان داد كه اين مردم تصميم
خود را بر حذف كامل اين تفكر از عرصه اداره اين مملكت گرفته اند . چاره كار را در ايستادگي
در برابر مطالبات مردم و ايجاد جو نا امني در جامعه و مقابله با دولت و مجلس ديد تا
با اين اقدامات مردم را مايوس و از صحنه حذف نمايند . انتخابات شوراها و روي گرداني
مردم در شهرهاي بزرگ از شركت در انتخابات اميد اقتدارگرايان را به موفقيت برنامه هايشان
بيشتر نمود . از آن جايي كه اطمينان كامل به عدم حضور مردم در انتخابات مجلس هفتم نداشتند
تصميم بر ايجاد زمينه مشاركت حدالقلي گرفتند تا بتوانند در غياب مردم و در يك انتخابات
بدون رقيب مجلس هفتم را تصاحب نمايند . براي نيل به اين هدف تيغ استصواب را كشيدند
و با رد گسترده و غير قانوني چهره هاي شاخص و شناخته شده مردمي با گرايشات گوناگون
راه اسقلال مجلس را سد نمودند و از هم اكنون نشانه هاي تشكيل يك مجلس فرمايشي در انتصابات
مشخص است و نام آن را انتخابات مي گزارند .