تقابل يا تعامل
با كودتاي پارلماني اول
اسفند و قرار گرفتن اكثريت كرسي هاي مجلفس هفتم در اختيار جريان ضد اصلاحات پيش
بيني مي شد اين مجلس مشي تقابل با دولت را پيشه خود سازد .
به منظور زدودن چنين
ذهنيتي از اذهان عمومي سردمداران مجلس آبادگردر مصاحبه ها و سخنراني هاي خود
پيوسته بر اين موضوع تإكيد مي نمودند كه : شيوه عمل مجلس با دولت تعامل است نه
تقابل . ديري نگذشت كه عملكرد مدعيان مشي تعامل خلاف وعده آنان را به اثبات رسانيد
. آنجه كه در طول مدت اين چند ماه كه از عمر مجلس هفتم مي گذرد رخ داده است مغايرت
اقوال و افعال راه يافتگان آباد گر به مجلس را ثابت مي نمايد ومعلوم مي گرداند كه
اين ادعا شعاري بيش براي انحراف اذهان عمومي نبوده و نيست .
آبادگراني كه با شعارهاي
فريبنده ايجاد عدالت اجتماعي و رفع معضلات اقتصادي و معيشتي مردم وسر وسامان دادن
به نابساماني هاي مادي جامعه و ژاپن اسلامي نمودن ايران در عرصه انتخابات بدون
رقيب ظاهر شدند و مدام مجلس ششم را به فعاليت سياسي به جاي پرداختن به رفع مشكلات
روزمره مردم متهم مي نمودند آن گاه كه كرسي هاي مجلس را در دست گرفتند تمامي وعده
هاي خود را به دست فراموشي سپرد ند و خود راهي را در پيش گرفتند كه رقيب را به
پيمودن آن متهم مي نمودند .
مروري بر آنچه كه تا
كنون در مجلس هفتم اتفاق افتاده اين مدعا را به ثبوت مي رساند كه جريان آباد گر
حاكم بر مجلس مقابله با دولت را در سر لوحه كار خود قرار داده است تا با اين شيوه
بتواند در مدت باقي مانده عمر دولت خاتمي آن را فرمانبردار خود نمايد و يا به
كساني كه از جبهه اصلاحات قصد ورود به صحنه انتخابات رياست جمهوري سال آينده را
دارند پيام دهد كه حتي در صورت پيروزي در انتخابات با چنين روشي سرو كار داريد كه
به بيان بعضي از مهمترين اين اقدامات اشاره مي گردد و توخود حديث مفصل خوان از اين
مجمل .
آبادگران در اولين اقدام
براي مقابله با دولت بر نامه چهارم توسعه كه در مجلس ششم تصويب و به علت اختلاف با
شوراي نگهبان به مجمع تشخيص مصلحت رفته بود در يك توافق پشت پرده و اقدامي هماهنگ
و بر خلاف معمول هميشه جهت اعمال نظرات خود به مجلس بر گرداندند و آن رادرسه بعد
اقتصادي . سياسي . اجتماعي از محتوي تهي نمودند به طوري كه سخنگوي دولت در مصاحبه
مطبوعاتي خود اعلام نمود با تغييرات اعمال شده در بر نامه چهارم اهداف آن محقق
نخواهد شد .
از ديگراقدامات مقابله
جويانه با دولت ارائه طرح الزام دولت به اخذ مجوزاز مجلس براي عقد هر گونه قرارداد
خارجي بود . انگيزه تهيه چنين طرحي در راستاي تآمين رضايت صاحبان شركت هاي وابسته
به مافياي ثروت بود كه نتوانسته بودند در مزايده ها به خواسته هاي خود برسند و لو
اينكه به فلج نمودن دولت و بي اعتبارشدن آن در عرصه بين المللي منجر گردد . اما به
آن رنگ و لعاب امنيتي و حفاظت از كيان نظام و ممانعت از رخنه دشمنان در مملكت
دادند . هنگامي كه اين اقدام با اعتراضات شديد دولت و تحليلگران اقتصادي و سياسي
مواجه گشت طراحان اين طرح به علت عدم توان پاسخگويي به افكار عمومي و پي آمد هاي
ناشي از تصويب آن در يك عقب نشيني آشكار
آن را به دو قرار داد بسته شده با شركت هاي تركيه اي محدود نمودند .در اعتراض به
اين عمل رئيس جمهور سفر خود را به تركيه لغو نمود و چنين اقدامي را موجب بي
اعتباري مسئولين نظام در عرصه بين المللي دانست .
طرح استيضاح وزير راه و
ترابري گام سوم مجلس هفتم در تقابل با دولت بود . زمزمه اين استيضاح پس از بر
گزاري انتخابات اول اسفند آغاز گشت . در ايام تحصن نمايندگان مجلس ششم در اعتراض
به روند بي رقيب نمودن انتخابات با حذف افرادشاخص اصلاح طلب به نفع جناح ضد
اصلاحات توسط شوراي نگهبان خرم ازاقدام آن ها حمايت و در مقابل اين روند موضعي
قاطع گرفت . در حقيقت استيضاح وي هزينه اي بود كه بايد به خاطر اين اقدام وتمكين
ننمودنش در مقابل خواسته هاي مافياي قدرت و ثروت بايد مي پرداخت .خرم در پاسخ به
مطالب استيضاح پرده از روي اعمالي برداشت كه بر عليه دولت و براي ايجاد بحران در
جامعه توسط عوامل پيدا و پنهان جريان انحصار گر و اقتدار گرا صورت گرفته است و
نمونه اي از اين ماجرا را در جلوگيري از افتتاح فرود گاه امام براي اطلاع افكار
عمومي ارائه نمود .
گدشته جناح اقتدار گرا
نشان مي دهد كه براي نيل به اهداف خود به بهانه دستمالي قيصريه را به آتش كشيده
است . با توجه به مطالب فوق ( اين ها نمونه هايي از اقدامات انجام گرفته توسط مجلس
هفتم است . در ارتباط با برنامه هايي كه در دست اقدام دارند در آينده سخن گفته مي
شود ) اين سؤال براي هر ناظر بي طرفي مطرح مي شود كه : اسم اين روش را چه بايد
گذاشت ؟ تعامل يا تقابل .
آيا جريان آباد گر باز
مي تواند با اين عملكرد خود در طول چند
ماه گذشته از عمر مجلسي كه با سوء استفاده از نهادهاي غير انتخابي و با تيغ
استصواب يا بهتر بگونيم ((استسلاخ)) اكثريت آن را در اختيار گرفته است ادعاي تعامل
با دولت و كاركردي غير سياسي داشته باشد ؟
آيا براي رد گم كردن و انحراف افكار عمومي نعل وارونه نمي زند ؟ به قول آن
شاعر:
تانشان سم اسبت گم
شود تركمانا نعل را وارونه زن