تقدس زدایی از قدرت

 

چه زیبا گفت معلم ادب و شکیبایی در جمع کارگزاران کشور که : طی هشت سال در حدود اختیارات خودتلاش کردیم ، بگوئیم ، قدرت امر مقدسی نیست و قابل نقد است .

قدرت به صورت مطلق در دست هر فردی که قرار گیردمنجر به استبداد و خودکامگی می شود . تاریخ حیات انسان شاهد قتل ها ،غارت ها ، خون ریزی هاو جنایت هایی بوده است که برای تصاحب قدرت توسط دژخیمان و خون آشامان به وقوع پیوسته است .

چنگیزها ، آتیلاها ، نرون ها و تیمورها از جمله جبارانی بوده اند که برای دست یابی به قدرت جنایت آفریده اند و نام اعمال آن هالکه های ننگی می باشندکه بر صفحات تاریخ تا ابد خواهد ماند .

تاریخ بیانگر این واقعیت است که : تشنگان قدرت برای تصاحب آن پیوسته اجتماعات بشری را به صحنه ی خشونت و خون ریزی مبدل ساخته و در این راه خود را پای بندبه هیچ گونه قید وشرطی ندانسته اند . چنین وضعیتی اندیشمندان ، بشردوستان و طرفداران حقوق ملت ها رابر آن داشته تابرای مهار قدرت ومحدود شدن آن به منظور احقاق حقوق مردم و پایان یافتن خودکامگی و استبدادپیشگی قدرتمندان چاره ای بیندیشند .

آنان در تلاش و کاوش خود برای مهار تغلب و ستم بارگی به ابزارهایی دست یافتند که اینک به عنوان پایه های دمکراسی درجوامع مترقی مورد استفاده قرار می گیرند .

تبیین حقوق شهروندان ،تعیین حدود اختیارات حاکمان ، انتخابی بودن محدود به زمان آنان وتفکیک قوا از جمله ابزارهایی هستندکه قدرت را مشروط و محدود می نمایند.

در قبال سعی و کوشش اندیشمندان برای دست یابی به وسایل مهار قدرت ،تشنگان قدرت نیز ساکن ننشسته و به منظور تسلط بر مردم وادامه حاکمیت غاصبانه خود به چاره اندیشی پرداخته و سرانجام مقدس جلوه دادن قدرت را در افکار عمومی پیشه خود ساختند و برای نیل به این منظور،مذهب ، فرهنگ ، باورها و  اعتقادات موجود در بین مردم رابه استخدام گرفتند . منشأ قدرت را آسمانی جلوه دادند و هاله ای از تقدس را در اطراف آن ایجاد نمودند .

به افکار عمومی القاء نمودند که : قدرت موهبتی الهی و هدیه ای ازجانب خداوند است به حاکم ، او نماینده خدا در امور مردم می باشد، مخالفینش محاربین با آفریدگار جهان و خروج کنندگان بر نماینده ی او و ریختن خونشان نه تنها جایز بلکه واجب می باشد .عجبا ! این فریب و نیرنگ چه مؤثر افتاد و چه بسیار مواقعی که مردم ندانسته در قتل وعام بهترین فرزندان و یاوران خود به شادی و پای کوبی پرداختند و برای پیروزی ضحّاکان سجده شکر به جای آوردند .سیری گذرا در تاریخ سرزمین ما و جوامع دیگر چنین تراژدی هایی را نشان می دهد .

وجود کلماتی  چون ظل ا...،خدایگان ،خدای روی زمین ،قبله عالم ، جانشین پیامبر،جانشین امام و ... میراث به جای مانده از تفکر خطر ناک مقدس جلوه دادن قدرت است که سالیان سال مردم آن را پذیرفته بودند ،امّا تحول شگرف نواندیشی در جهان و تحقق ایده ی جمهوریت به عنوان آخرین تزمترقی برای حکومت نمودن بر مردم ،موجب اقسون زدایی از قدرت و قابل نقدنمودن آن گردید .

این تحول جهانی کشور مارا نیز فرا گرفت، استقرار نظام جمهوریت پس از انقلاب گامی مهم در راستای تقدس زدایی از قدرت بود . امّا جریانی که قدرت را مقدس می داند در مقابله با افسون زدایی از قدرت این بار شیوه ی خطرناک تری را برگزید ،« توجیه دینی مقدس بودن قدرت». در این شیوه ،دین به خدمت قدرت در می آید ، هر اقدامی از جانب حکومت به دین منتسب می گردد ، هر انتقاد از حکومت به منزله ستیز با نظام اسلامی ، حکم آن محاربه با دین و جزایش اعدام است .  متولیان دین توجیه گر اعمال حاکمان می شوند ، بعضاً خود فتوای مجازات برای کسانی که در اجتماع مرتکب اعمالی خلاف می شوند صادر می نمایند و کسانی را که این فتوای ها را اجرا می نمایند معجور در پیشگاه الهی و دارای غیرت  دینی می دانند !! این امرنه تنها ملک را بلکه آئین را نیز در دام خودکامگی فرو می برد .چنین نگرشی در لباس خدمت به دین خیانت می کندو به جای بذر افشانی محبت ، مروت و مدارا در جامعه که هدف رسالت منادیان ادیان الهی بوده است تخم خشونت ، ارعاب ، نا امنی و قانون شکنی می کارد .

تلاش خاتمی طی این هشت سال در ارتباط با خارج نمودن قدرت از حیطه تقدس ،قرار دادن آن زیر تیغ نظارت همگانی و نقدپذیر نمودنش با لاترین خدمت او به ملک و ملت و آئین می باشدکه گذر زمان در آینده آن را به اثبات خواهد رساند .اگر هیچ کاری در این هشت سال انجام نگرفته باشد همین اقدام ما را بس .

 

 

ابراهیم فتاحی

آدرس الکتونیکی  e_f@noavar.com

                                     info@sama-ik.com