آمريكا مدعي
بود كه وجود حكومت صدام و در اختيار
داشتن سلاحهاي كشتار جمعي تهديدي است بالقوه براي امنيت منطقه خاور ميانه و
كشورهاي همسايه عراق ، براي ايجاد امنيت وثبات سرنگوني حكومت صدام حسين امري است
ضروري و اجتناب ناپذبر ، لذا با اين بهانه به عراق حمله و اين كشور را اشغال
نمود .
اين استدلال
آمريكا نتوانست حمايت جهاني و همكاري دول مختلف را در جنگ براي سردمداران كاخ سفيد در پي داشته باشد . فشارافكار عمومي جهان براي خروج آمريكا
از عراق و سپردن اداره امور اين كشور به مردمش موجب گشت تا سر دمداران آمريكا علي
رغم ميل باطني خود در واگذاري قدرت به نمايندگان مردم عراق تسريع و اول ماه ژوئن
را براي اين امر اعلام نمايند .
محقق شدن چنين امري نيازمند وجود امنيت ، آرامش و
ثبات در كشور عراق مي باشد . هر اقدامي كه موجب نا امني و بي نظمي گردد بهانه اي
براي آمريكا ايجاد خواهد نمود تا با مستمسك قرار دادن آن عدم خروج از عراق و
واگذار ننمودن قدرت به مردم را توجيه نمايد .حال اين سؤال پيش مي آيد كه تشنج در
عراق به نفع كيست ؟
در گيري و تشنج
هايي كه از هفته گذشته توسط مقتدي صدر و طرفدارانش در عراق ايجاد شده است پي آمد
هايي را به دنبال خواهد داشت كه سودش براي آمريكا و ضرر و زيان آن متوجه مردم عراق
و منطقه خاور ميانه خواهد بود .اين در گيري ها بهانه اي براي تداوم حضور آمزيكا در
عراق و تقويت بيش از پيش نيروهاي نظامي
اشغالگر را بوجود خواهد آورد و سبب مي شود تا در آستانه انتخابات رياست جمهوري
افكار عمومي مردم آمريكا به نفع بوش
اقناع شود ، چرا كه او استدلال مي كند پروژه اي كه در عراق پياده شده است
جز با حضور او به سرانجامي نمي رسد ،
نا آرامي هاي
بوجود آمده سبب قتل عام مردم بي گناه عراق به دست نيرو هاي نظامي اشغالگر به
بهانه ايجاد آرامش و نظم و امنيت در
عراق مي شود و تخريب ، ويراني و
ازبين رفتن منابع مادي و امكانات
زير بنايي اين كشور را به دنبال خواهد داشت . عدم واگذاري قدرت به مردم
عراق به بهانه نبودن امنيت و آرامش كه زمينه لازم براي هر انتقال و جابجايي ممسالمت
آميز قدرت مي باشد از ديگر پي آمد هاي اين در گيري ها است . .اعزام نيروهاي تازه
نفس نظامي بيشتر از سوي آمريكا در
راستاي تقويت پايگاه نظامي حود در
عراق به منظور تسلط هر چه گسترده تر بر منطقه براي تأمين منافع نامشروعش از ثمرات ديگر اين در
گيري ها مي باشد .مقايسه اشغال عراق با جنگ ويتنام و ارائه اين تحليل كه عراق براي
آمريكا مبدل به يك باتلاق گرديده و نتيجه اي شبيه ويتنام براي او خواهد داشت تحليلي اشتباه است چرا كه
شرايط زماني ، مكاني ، بين المللي كنوني با آن ايام بسيار متفاوت مي باشد ،چنين
تحليل هايي با پيش زمينه سفر مقتدي صدر به ايران و ملاقاتش با بعضي از شخصيت هاي جنجالي
جناح محافظه كار و اعلام تشكيل لشكر مهدي پس از مراجعتش از اين سفر جز اشاره رفتن
انگشت اتهام به سوي ايران شبيه آنچه
كه در هفته گذشته در مطبوعات بعضي از كشور هاي عربي شاهد آن بوديم و دامن زدن به
در گيري ها در عراق نتيجه اي ديگر نحواهد داشت .
شايسته آن است
كه كليه عوامن تأثير گذار
داخلي و خارجي عراق تلاش خود
را مصروف ايجاد آرامش در اين كشور وممانعت از رشد افكار طالباني نمايند تا بتوانند
با كمك افكار عمومي و تداوم فعاليت هاي ديپلماتيك بين المللي هر چه زودتر انتقال
قدرت به نمايندگان واقعي مردم عراق انجام داده و موجبات خروج آمريكا از اين
كشور را فراهم نمايند . به اميد آن
روز و آزادي كامل مردم ستمديده عراق از قيد هر سلطه اي .