وقتي که دين به خدمت قدرت در مي آيد

 

اين روزها مطالبي از سوي بعضي از مروجين دين و خطباي جمعه در توجيه عملکرد بعضي از ارکان حکومت  از تريبون هاي عمومي بيان مي شود که موجب مايه تاسف و تالم کليه کساني مي شود که دلسوز دين .اعتقادات و باورهاي مردم مي باشند و هر گونه استفاده ابزاري از آن ها را موجب ضايعه اي جبران ناپذيرو تزلزل در باورهاي مردم مي دانند .

نگاهي گذرا به تاريخ  نهضت هاي رهايي بخش انبياء الهي و رسولان مرسل براي کرامت بخشيدن به انسان ها و جامعه بشري اين واقعيت را به اثبات مي رساند که : وقتي دين به خدمت قدرت در مي آيد و مبلغين و مروجين آن  اعمال و رفتار و کردار حاکمان را توجيه  ومنتسب به دين و در راستاي تقويت آن  دانسته و حمايت نموده اند انحراف در مسير اين  تهضت هاي الهي وحرکت هاي آزادي بخش بوجود آمده  و پيام پيام آوران آسماني خالي از محتوي گرديده و مکتبي که براي مهار قدرت  به نفع مردم  و بر قراري عدالت وقسط آمده توجيه گر ظلم ها . بي عدالتي ها  . حق کشي ها . بي رحمي ها و قساوت ها شده است .قدرت فساد آوراست خصوصاٌ آن هنگامی که محدودنبوده و نهادی محدود کننده بر آن نظارت نداشته باشد .

تاريخ فرجام نهضت پيامبران ابراهيمي که بر انگيخته شدندتا بااستقرار جکومت صالحان و مستضعفان که بنا بر اراده خداوند حاکميت بر زمين ارث آن ها ست ، بساط جورو بيدا را بر چينند مبين اين واقعيت است که چگونه توطئه شوم اين سه عنصر (ملک . ملاء .احبار )نظام امامت و رهبري مستضعفان را به خلافت اشرافي و اريستوکراسي طبقاتي  با ظاهري اسلامي مبدل نموند يا در تاريخ معاصر ايران خاندان خائن و عوام فريب صفويه چگونه تشيع راستين و سرخ علوي که برداشتي واقعي از اسلام و پرچمدار عدالت خواهي و آزادي طلبي و معترض به نا برابري ها ، بي عدالتي ها و مرصيه سرايي ها به نفع حکام بود براي بقاي سلطنت خود به تشيع سياه صفوي و توجيه گر وضع موجود مبدل نمود .

آري آن هنگامي که عالمان دين از ميان مردم به در بارها رفتند و همنشين حاکمان شدند ، قدرت و ثروت قداست يافت ، حاکمان جبار وستم پيشه ظل ا... و اسلام پناه شدند و هرگونه اعتراض به آن ها و نحوه حکومتشان محاربه با جانشينان رسول ا... و تضعيف حکومت الهي قلمداد مي شد  .

مافياي قدرت و ثروت به دليل نداشتن مشروعيت و پايگاه مردمي در راستاي تحکيم پايه هاي حاکميت خود و تداوم حيات نامشروعش از شيوه استحمار و استخدام دين  در خدمت منافع و اهدافش به منظور قداست دادن به موجوديت و عملکرد خويش استفاده نموده است . در اين روش از عناصري که مروج دين و مبلغ رسالت انبياء بوده و در بين مردم به اين امر اشتهار دارند بهره جسته تا اعمالش را در افکار عمومي توجيه ديني نموده و با تمسک به باور هاي مردم آن ها را اقناع نمايند که مشيت الهي چنين است .

کار برد چنين روشي در طول تاريخ در برهه هاي مختلف سبب گشته تا دين به وسيله اي براي تامين اميال و منافع قدرتمندان و ثروتمندان مبدل گردد . هماهنگي و همکاري سه عنصرزور .زر . تزوير بوجود آيد و نظريه دين افيون توده ها که از سوي بعضي از جامعه شناسان مطرح گرديده با استناد به اين واقعيت بوده است .

به دليل اين پيامد هاي خطرناک است که خداوند در قرآن اتحاد شوم ملک . مترف و احبار را مورد حمله شديد قرار مي دهد و سمبل هايي عيني را در مقاطع مختلف حيات بشري ارائه مي دهد تا پيروان اديان الهي نسبت به سرنوشت ذلت باري که در  نتيجه اتحاد و حاکميت اين مثلث شوم براي جوامع بشري بوجود آمده آگاهي يافته و در دام اين نيرنگ نيفتند .

با پيروزي انقلاب مردم ايران با تكيه بر مباني ديني و استقرار نظام جمهوري اسلامي كه نتيجه جنگ فقر وغنا بود ، تفكر اتحاد قدرت ، ثروت ، مذهب در راستاي حمايت از اغنيا و مرفهين بي درد خود را باز سازي نمود و در سه حوزه حكومت ، بازار و حوزه هاي علميه نفوذ نمود . از آنجايي كه اين جريان به قداست حكومت ، حاكمان و اركان حاكميت  اعتقاد دارد لذا توجيه اعمال حكومت را  توسط وعاظ و خطبا و روحانيون وابسته به خود را وجه همت قرار داده است .

 مطالبي كه اين روزها براي قداست دادن به عملكر د بعضي از اركان حكومت در منابر و تريبون هاي عمومي مطرح مي شود خصوصاً سخنان آيت ا ... مشكيني در اين راستا ارزيابي مي گردد . 

حضرات بايد بدانند كه  نظام و اركان حكومت به خودي خودقداست ندارند . آنچه ارزش آفرين وبراي مردم  اعتبار دارد حركت مجموعه حكومت به سمت بر قراري عدالت و آزادي و احقاق حقوق ملت مي باشد .  اين گونه بيانات و اظهار نظر ها نه تنها در اذهان عمومي اثري نمي گذارد و ذهنيت ايجاد شده در ارتباط با عملكرد اركان انتصابي را تغيير نمي دهد بلكه موجب تزلزل در اعتقادات و باورهاي مردم گشته وپيش از همه چيز به دين ضرر مي زند