تاريخ و شناخت اديان

قسمت پانزدهم

ادیا ن سامی

ابراهيم دومي پيامبر اولواالعزم

 

در قسمت قبل پيرامون تبعيد ابراهيم و محاجه او با يكي از شاهان غبطي كه از سرزمين او مي گذشت بيان شد.

عراره شاه غبطي مال و اموال ابراهيم را آزاد نمود و به او اجازه داد كه به هر سرزميني كه مي خواهد برود.

مورخان براي ابراهيم سه هجرت را ذكر نموده اند.هجرت به شام.مهاجرت از شام به مصرو مهاجرت سوم از مصر به شام.

ابراهيم به شام رسيد و در آنجا مستقر شد و لوط را مأموريت داد تا در قسمت جنوب شام مستقر شود.در اين سرزمين است كه به علت نداشتن فرزندي با اجازه ساره با هاجر ازدواج مي كند و لذا صاحب پسري به نام اسماعيل مي شود.پس از مدتي به علت غمگين شدن ساره از اينكه هاجر داراي فرزندي شده و ا و فرزندي ندارد ابراهيم به دستور خدا هاجر و اسماعيل را به سرزمين مکه مي آورد و در آنجا اسكان مي دهد كه پس از جاري شدن چشمه ي زمزم در آن محل آنجابه جايگاهي براي اسكان مردم مهاجر كه به دنبال آب بودند مبدل مي شود.

خواب ديدن ابراهيم و ذبج فرزندنش اسماعيل در راه خدا و كارگر نشدن كارد بر گلوي اسماعيل و شنيدن ندايي از جانب ابراهيم كه مأموريت را درست انجام دادي و آوردن گوسفندي از جانب فرشته ي وحي براي قرباني به جاي اسماعيل از مسايل مطرح شده در زندگي ابراهيم است. سير بين مروه و صفا كه دركوه بودند در محل استقرار اسماعيل و هاجر  از طرف هاجر و جاري شدن آب كه به نام زمزم نام گرفته و قرباني نمودن گوسفند از طرف ابراهيم همه به عنوان سنت هاي باقي مانده اي هستند كه امرو مسلمانان به ياد آن ايام در مكه و در مراسم حج انجام مي دهند و يادگاري از اين پيامبر اولواالعزم است و رمي جمراتي كه مسلمانان انجام مي دهند به نشانه ي طرد شدن شيطان از جانب ابراهيم در توصيه اي كه به عدم قرباني نمودن اسماعيل داشت می باشد.

در سفري كه ابراهيم براي ديدار اسماعيل به مكه مي آيد از جانب خداوند مأموريت مي يابد تا خانه كعبه را به عنوان سمبلي براي وحدت ايمان آورندگان بنا نمايد .

نخستين بناي اين خانه آدم بود و پس از خراب شدن در طوفان نوح توسط ابراهيم مجدداَ باز سازي مي شود.

در هنگام اتمام اين بنا ابراهيم به درگاه خداوند دعا مي نمايد تا اين عمل را از او بپذيرد.فرزندانش را مسلمان قرار دهد و از ميان آنان پيامبري برانگيزد تا آيات خدا را برآنان بخواند و كتاب و حكمت را به آنان تعليم دهد.

بدين ترتيب بناي خداپرستي و توحيد در مكه به دست ابراهيم و فرزندش پايه ريزي شد و او مأموريت مي يابد تا مردم را به طواف خانه ي كعبه و زيارت و انجام حج دعوت نمايد.ابراهيم اين فرمان را به مردم ابلاغ و اجرا مي نمايد اما در طول زمان آميخته به پيرايه هايي مي شود.

ابراهيم داراي كتاب هايي است كه آن را صحف مي گويند.وي در زمان انجام رسالتش تنها با بت پرستان مبارزه ننموده است بلكه اقوام ديگري نيز بوده اند كه ستارگان را مي پرستيدند.مورخين محل زندگي اين افراد را متفاوت نوشته اند برخي بر اين اعتقاد مي باشند كه اين ها در همان زادگاه ابراهيم يعني شهر بابل بوده اند و عده اي ديگر محل زندگي ستاره پرستان را در شهر حران يا حاران ذكر نموده اند.همانطور كه در قسمت قبل ذكر شد اين شهر در سر راه سفر ابراهيم به شام بود.وقتي او به اين شهررسيد و مدتي در آنجا ساكن شد متوجه گرديد كه مردمي در اين شهر هستند كه ستاره گان را مي پرستند.ابراهيم مبادرت به دعوت آنان به خداي يكتا نمود و با آنان به بحث و گفتگو با دليل و استدلال پرداخت.در يك مباحثه ي طولاني به ترتيب با ماندگار نبودن ماه و ستارگان و خورشيد و عدم توانايي اين پديده در بوجود آمدن انسان و هدايت او به سوي درستكاري را بيان مي دارد و در آخر آن ها را به سوي يكتا پرستي و توحيد و اعتقاد به خداي يكتا دعوت مي نمايد.پرستش مظاهر طبيعي و اجرام آسماني را شرك و قرار دادن شريك براي خداوند جهان قلمداد مي نمايد و آن ها را از شرك بر حذر مي دارد.بنابراين دومين پيامبر اولواالعزم در دو جبهه انحراف اعتقادي به مبارزه پرداخته است يكي جهه ي بت پرستان كه اجرام زميني  و خود ساخته را مي پرستيدند به عنوان رابط بين خود و خدا و دوم با ستاره پرستان كه اجرام و پديده هاي آسماني را مي پرستيدند.

ابراهيم پس از ساليان متمادي مبارزه با انحرافات  اعتقادي و دعوت به يكتا پرستي و رهبري مردم وفات يافت.مدفن ايشان در شهر حبرون در سرزمين فلسطين است كه امروز به شهر حضرت ابراهيم (الخليل) موسوم مي باشد.پس ازاو فرزندانش چون اسماعيل،اسحاق،لوط برادر زاده او،يعقوب،يوسف و ....جانشينان او مي شوند

                         

                      ادامه دارد