تاریخ
وشناخت ادیان
قسمت
سیزدهم
ادیان
سامی
پس از بررسی ادیان اولیه ی بشری ،ادیان
در چین ،هند ،ایران اینک نوبت به بررسی ادیان سامی
می رسد .سامیان بین خود و خدایان روابط مستقیمی
احساس می نمودندوبرهمین مبنادارای مناسکی بودند .دررابطه
با قوای مستورعالم طبیعت یک نوع حرمت و خضوع رعایت می
کرده اند .این مردمان خودرا منتخب خدایان می دانسته اندودراین
زمان است که نهضت پیامبران توحیدی دربین آن ها آعاز می
گردد .
در تاريخ تمدن
انسانی ازدو دسته پيامبر یادمی شود که از طرف خداوند براي هدايت
انسان مبعوث گشته اند يكي پيامبراني كه براي هدايت يك قوم يا يك منطقه و يا يك
گروه خاص برانگيخته شده اند.دسته دوم پيامبراني بوده اند كه رسالتي جهاني داشته
اند و بعثت آنان مختص يك قوم يا يك منطقه نبوده است بلكه رسالتي عمومي و جهاني
داشته اند.تعداد پيامبران گروه او سيار زیادمي باشد لذا در اين قسمت
از تاريخ و شناخت اديان به پيامبران گروه دوم پرداخته مي شود.
یعنی پیامبرانی که رسالت عمومی داشته اند .نوح اولين پيامبري بوده
است كه رسالت او را جهاني ذكر نموده اند.نام اين پيامبر را عبدالغفار،عبدالملك يا
عبدالاعلي نوشته اند و لقب او نوح بوده است.انتخاب اين لقب براي او بخاطر ساليان
متمادي نوحه گري او بر خويش و بر قومش بوده و داراي عمري طولاني بوده است.
مورخان بر
اين اعتقاد مي باشند كه تمام نژاد هاي انساني بر روي كره زمين به فرزندان نوح مي
رسند و منشاء انسان هاي امروز در جهان نوح و فرزندانش مي باشند.نوح داراي سه فرزند
بوده است به نام هاي حام،سام،يافت.
انسان هاي
امروز گروهي از نژاد حامي هستند كه در منطقه آفريقا ساكن هستند.گروهي نژاد سامي مي
باشند كه در خاورميانه و خاور نزديك ساكن مي باشند.نژاد يافت را ساكنان چین
تشکیل می دهند .
نوح داراي
فرزند ديگري به نام كنعان بوده كه با روش پدر مخالف بوده و در صف دشمنان او قرار
داشته و در قضيه ي طوفان نوح از بين رفته است.نوح نخستين پيامبري بوده است
كه علاوه بر استفاده از منطق وحیانی از عقل
واستدلال
نيز براي ارشاد و هدايت انسان ها بهره گرفته است.
نخستين پيام
نوح براي مردم توجه به حقيقت توحيد و خداپرستي و نفي هر گونه بت پرستي بوده
است.مردم زمان نوح بت هاي متعددي داشتند كه اسامی بعضي از آن ها عبارت
بودند از: و دّ، سواع ،يغوث،يعوق و ...نوح قوم خود و مردم را
بيم و هشدار مي داد و از فرجام بد چنين روشي(بت پرستي)انان را بر حذر
داشت و به آنان مي گفت رسالت من اين است كه غير از خدا هيچ چيزي را نپرسيد.
اين پيامبر
از سه طريق مردم را به خدا پرستي دعوت مي نمود.پنهاني،علني،آميخته اي از اين دو طريق.مخالفان نوح بر او سه
ايراد مي گرفتند و به خاطر اين سه ايراد به او ايمان نمي آوردند.
1-به نوح مي
گفتند تو انساني مثل ما هستي در حالي كه پيامبر بايد از صنف فرشتگان باشد.
2-پيروان تو
از انسان هاي حقير و پايين جامعه هستند.
3-تو بر ما
برتري نداريد.
نوح با دليل
و استدلال به اين ايرادات ان ها پاسخ مي دهد و باز ير روي آوردن ان ها به
خداپرستي تاكيد مي نمايد.مرحله اول مبارزه نوح بابت پرستي ساليان متمادي طول كشيد اما
جز اندكي به او ايمان نياوردند.اين مرحله ي اول دوران تبليغ و انذار است كه در اين دوره
تلاش براي اصلاح و ايجاد ايمان بود.
دوران دوم
تصفيبه ي نهايي و دگرگوني.اين دوران زماني است كه نوح به علت
لجاجت قومش بر بت پرستی آنان را نفرین نمود و از طرف خداوند به نوح و حي مي شود
كه ديگر دوران تبليغ و ارشاد به پايان رسيده و ديگر اين شيوه ثمري ندارد و صفوت به
كلي از هم جدا شده است.نوح آخرین اتمام حجتش را با مردم انجام می
دهد و آن ها را از عذابی که نابودشان خواهد نمود خبر می دهد و ساختن
کشتی را برای نجات از این طوفان عظیم اعلام می نماید.
امّا آن ها به مسخره اش می پردازندوبر آزارش می افزایند .
در اين مرحله
نوح به دستور خداوند به ساختن يك كشتي مشغول مي شود.پس از اتمام ساخت كشتي خداوند
دستور مي دهد علاوه بر انسان ها از نسل هر حيواني يك نر و يك ماده قرار ده و آذوقه
اي بسيار در كشتي بگذار.
نوح دستور
خداوند را اجرا مي نمايد.متعاقب ان طوفاني آغاز مي شود كه همه جا را فرا مي
گيرد.مخالفان نوع از بين مي روند و نوح و همراهانش پس از فروكش كردن طوفان از كشتي
پياده شده و مبادرت به آغاز زندگي جديدي مي نمايند.در ارتباط با مدت عمر اين
پيامبر سال هاي متفاوتي نقل شده است.پس از آغاز زندگي جديد نوح به ادامه ي رسالتش
در بين مردم پرداخت و سالياني متمادي به اين امر مشغول بود.قبر نوح در نجف است و
پس از مرگش فرزندش سام وصي و جانشين او شد.
آنچه كه از
اين بخش مي توان نتيجه گيري نمود نوح اولين پيامبري است كه رسالت عمومي
داشته.توحيد و يكتا پرستي را تبليغ نموده و با بت پرستي و انحراف در پرستش مبارزه
نموده.
پس از وفات
اين پيامبر فرزندان و نوادگان او به پاسداري از ائين جدشان اقدام مي نمايند اما نه
به عنوان پيامبراني كه رسالت عمومي داشته باشند و ماموريت ان ها براي همه مردم
باشد بلكه قوم و قبيله خود را هدايت مي نمايد.
ادامه دارد