تاريخ و شناخت اديان

قسمت دهم

 

در قسمت قبل موضوع به اينجا رسيد كه براي رسيدن به وحدت وجو.د(كريشنا)بايد از مراحل كار ما،سانسارا و نيروانا گذشت و نجات يافت.نجات در مذهب هند معناي خاصي دارد و بر اساس آن نظام طبقاتي(كاست)توجيه مي گردد.

بحث تناسخ در آن پيش مي آيد.اگرانسان در زندگي قبلي به تكاملي دست يافته باشد به صورت آقا و عزيز متولد مي شود و اگرفساد كرده باشد به صورت برده اي ذليل متولد مي گردد.در نتيجه در چه طبقه اي زاده شدن اصالت پيدا مي نمايد.بر اساس اين عقيده چهار صنف متمايز و جدا از هم در هند بوجود آمد.

1-كاشاترياها.اين طبقه شامل امرا و شاهزادگان.طبقه ي زورمند و قدرت مدار كه حاكم بر همه مي شوند.همين قدرتمندان هستند كه نسل به نسل طبقه اشراف و شاهزادگان را تشكيل مي دهند.

2-برهمن ها.طبقه ی روحانيون و متوليان دين و مفسرين مسايل اجتماعي از ديدگاه دين.اينان ارواح حبیثه و اجنه را از قبيله دور مي كنند.

3-ويسياها-يعني طبقه عامه كشاورزان و صنعتگران و روستائيان و ...

4سودراها.بخش های غير آريايي.كساني كه كار مي كردند و در هنگام دريافت مزد بايد كاسه اي بدست مي گرفتند تا ارباب در تماس با آنها آلوده نشود و اكنون نيز چنين است.

بنابراين در بينش مذهبي هند طبقاتي بودن جامعه به رسميت شناخته شده استوبرای آن توجیه مذهبی می نمایند.

در رابطه با راه نجات دو فرقه و دو گروه در جريان سير مذهب هندوئيزم به ظهور پيوستند كه هر يك رسيدن به نجات و رهايي از كار ما را به نوعي بيان مي نمودند.يكي فرقه جينیزم و ديگري بودائيسم.

بناي اعتقادي اين دو فرقه بردين و دا مي باشد و هر دو اصلاحاتي در ان دين بوجود اورده اند. اين فرقه ها عكس العملي بودند به تفكر و نگرش بر همنان كه معتقد به برتري و نفوذ اجتماعي روحانيون (برهمنان)بر ساير طبقات بودند واحدي را جز برهمنان فاقد توانايي براي دست يابي به نيروانا يا نجات نمي دانستند.مخالفان برهمنان براي عالم جسم و ماديات واقعيتي قايل گشتند.از ان جمله مهاويرا پيشواي جينيزم را مي توان نام برد.مهاويرا يعني مرد بزرگ اما نام اصليش ناتايوتا وارد اما بوده است.

مهاويرا در آخرين سير دست يابي به كمال ملقب به چين(پيروز)گشت و پيروان او را جين مي گفتند زيرا او بر دشمن نفس و آمال انساني كه دلبستگي به دنيا بود فاتح و پيروز گشته بود.

جين ها اعتقاد به پيمان هايي پنجگانه دارند كه عبارتند از:

1-من از قتل وایذاء تمام موجودات بيزارم و تا زنده ام در كردار،گفتار ،جسماً و روحاً از ان بيزاري خواهم جست.

2-من از هر قول و عملي كه منجر به غضب ،حرص،خوف،يا فرح بشود.بيزام،دروغ نمي گويم،و ديگران را از آل باز مي دارم.

3-من از تملك هر چيزي كه به من عطا نشده در ده،شهر،جنگل خواه كم و خواه زياداجتناب مي ورزم.

4-من لذات و شهوات را برخود حرام مي دانم و اين كردار را براي ديگران نيز رضا نمي دهم.

5-من از هر علاقه ي كم يا زياد به اشياء اعم از جانداريا بي جان خودداري خواهم كرد و براي ديگران نيز اين علاقه را نمي پسندم و رضا نمي دهم.

بعد از مهاويرا اين پيمان پنجگانه اصلاحاتي در ان بوجود امد.در زمان حاضر پيروان جینيزم بسيار اندك شده اند.

بوديسم

بودابنيان گذار يك مذهب و دين تازه در هند نيست بلكه اصلاح گر و رفورميست دين در هند است.بوديسم يك قرن پس از جينيزم در هندوستان پيدايش يافت.بودا همچنان كه مهاويرا از طبقه كاشاترا (شاهزادگان و اشراف)بود او نيز از ميان اين طبقه برخاسته است.علي رغم تلاش پدرش در ساختن كاخ هاي فصلي و متنوع براي او تا بدين وسيله او را از زهد گرايي و گريز از زندگي تجملي باز دارد. اما بودا بر همه ي آنها مي شورد.بودا راه رسيدن به نجات را در ميانه روي و عقل سليم قرار داده و افراط در رياضت را برخلاف مصلحت عقل مي داند .بودا مرد سالك را كسي مي داند كه از دو مرحله افراط و تفريط دوري جويد و راه اعتدال را در پيش گيرد.مرد سالك كه در مذهب بودا به  تاتاگاتا معروف است از اين طريق اعتدال است كه به نيروانا خواهد رسيد.در اثر سبك و روش بودا و پيراوانش سازمان ديرهايي به نام سانگها بوجود آمد كه آدابي خاص داشت و عبارت بودند از:پوشيدن جامه ي زرد.تراشيدن موي سرو ريش ،گرفتن كاسه گدائي به دست و بالاخره به مراقبه و تفكر و ارامش گزيدن مشغول بودن.

 

                      ادامه دارد