تاريخ اسلام
قسمت سيزدهم
جهان در عصر بعثت 12
هندوستان
2
مذهب
در هيچ
کشوری به اندازه ی هند دين نقش اساسی در زندگی مردم
نداشته است. اديان هند مردم را به انزوا و روی گردانی از مسايل
مادی دعوت می کردند. اين اديان از نظر زندگی مادی و سعادت
اين جهان آثار سوئی را در برداشتند. تمامی اين اديان دارای
فروعی از سه دين اصلی هند که به يک ريشه می رسيدند بودند. سه
دين اصلی هند عبارت بودند از: هندوئيسم، بودیسم ،جينيسم که به شرح
مختصری از هريک اکتفا می شود.
هندوئيسم
مورخين
قديمی ترين دين در هندوستان را هندوئيسم می دانند که تاريخ و آورنده
ی آن معلوم نيست.
پيشوايان اين
دين يا برهمتان تا قبل از ظهور دو دين ديگر نفوذ عجيبی در بين مردم داشتند.
ولی ظهور دو دين بوديسم و جينيسم و حمايت آشوکا امپرواطور هند از دين بوديسم
موجب تضعيف هندوئيسم شد. در حقيقت ظهور اين دو دين رنسانسی در هندوئيسم به
حساب می آيد ولی پس از چند قرن و در زمان گوپتاها ،هندوها با عنايت به
دو دين فوق در دين خود رفورمی ايجاد نمودند و از آن به بعد اين دين رونق خود
را بازيافت.
مجموعه
هائی از قوانين و مقررات اجتماعی به نام دهارمانساسترا برای
اداره اجتماع توسط برهمنها تنظيم شده بود که تا اين اواخر اعتبار داشت.
قديمی ترين اين مجموعه ها قانون نامه مانو می باشد که مرکب از 2685
بيت بوده و به اعتقاد جمعی از مورخين دوازده قرن پيش از ميلاد تنظيم شده
است.
يک سلسله کتب
ديگر به نام پورانا(داستان های کهن) در بين هندوها تقدس زياد دارد که تعداد
آنها هيجده عدد و شامل چهارصدهزار بيت می باشند. اين کتابها بين سال
های پانصد پيش از ميلاد و پانصد سال پس از آن تنظيم شده اند و در مورد
آفرينش جهان و تحول آن و نسب نامه خدايان می باشند.
بوديسم
رواج فساد و
انحراف در جامعه هندوئيسم خصوصاً در بين برهمنان و پيشوايان مذهبی زمينه
ی ايجاد يک رفروم و تحول و انقلاب را بوجود آورد.
دراواسط قرن
ششم پيش از ميلاد دو آئين جينيسم و بوديسم ظهور نمودند که هر دو رفورمی در
هندوئيسم محسوب می شوند.
در حيات بودا
کتابی در مورد مبانی دينی او تدوين نشد اما پس از مرگش
يکی از شاگردانش به نام سوب هادا اقدامات مهمی در تدوين و تنظيم آثار
بودا انجام داد. گفته های بودا در سه جلد کتاب به نام تری
پيتاکی که مهمترين کتاب بودائيان است جمع آوری گرديده است. بعد از آن
کتاب های ديگری تدوين گرديده که يکی از آنها جاتاکا نام دارد که
مربوط به دوره های مختلف زندگی بودا است. پس از بودا اختلاف
زيادی در بين پيروانش بروز کرد و هيجده فرقه مختلف بوجود آمد. اقليتی
ناچيز مسلک ساده و بسيط او را حفظ کردند.
جينيسم
ميان
سالهای 484 تا 556 در واکنش به نابسا مانی های بوجود آمده در
آئين هندوئيسم شاهزاده تا تاپوتا وارد هامانا آئين جنيسم را به هندوستان آورد.
اين شاهزاده و
بودا هدف و مقصد خود را رساندن مردم به «نيروانا» معرفی کردند در امور
فراوانی با توجه به اشتراک نظر اختلافاتی هم داشتند. از جمله ناتاپورا
طرفدار رياضت های سخت برای رسيدن به سعادت بود ولی بعداً راه و
رسومی معتدل توصيه می نمود. ناتاپو راراه رسيدن به نيروانارا در سه
اصل ايمان نيک، دانش نيک و عمل نيک خلاصه می کرد و کردار نيک را از عمل کردن
به اين پنج اصل ميسر می دانست . هرگز جانداری را نکشيد. دزدی
نکنيد.دروغ نگوئيد. ميگساری و عیاشی نکنيد. هوسباز نباشيد. او
به عنوان مراعات اصل «آهيمسا»( احتراز از آزار جانداران)اجازه شخم زدن زمين، بريدن
درخت، استفاده از کوره تنور و جوشاندن آب را نمی داد، کشاورزی را
تحريم کرد، چراغ را با توری پوشانده شود تا مبادا حشره ای در شعله
بسوزد و... اين برنامه ای که مخالف توليد و تکامل است از استقبال
عمومی بی بهره خواهد بود. گاندی رهبر بزرگ هند تحت تأثير جينيسم
خصوصاً آهيمسا بود.
همزمان با ظهور
اسلام اين آئين نيرومند و دارای پيروانی بود. هندوئيسم سرانجام بوديسم
و جينيسم را از رونق انداخت و خود با تغيير بسياری در اصول و فروع در افکار
هنديان نفوذ کرد و تقريباً مذهب رسمی و حاکم بر اکثريت گرديد. با توجه به
اينکه در آغاز ظهور اسلام هندوئيسم دين رسمی و اصلاح شده هندوستان بود در
قسمت آينده نگاهی اجمالی به آن انداخته می شود.
،،،
ادامه دارد،،،