تاريخ اسلام
قسمت چهاردهم
جهان در عصر بعثت 13
هندوستان 2
معارف و مقررات
اجتماعی از ديدگاه هندوئيسم که دين اصلاح شده آن روز هندوستان بود به صورت
اجمال بررسی می گردد.
خدا
در مکتب
هندوليسم يک نوع تثليت به نام تری مورتی وجود داشت که با تثليت موجود
در دين نصاری متفاوت بود در مکتب هندوئيسم جريان اداره و آفرينش جهان را به
سه مرحله:آفرينش، اداره و انهدام تقسيم می شود و سه خدای برهما، ويشنو
و شيوا به ترتيب سه مرحله فوق را اداره می کنند.
در مرحله پرستش
چنان سطح اين عمل مقدس را پايين آورده اند که کمتر موجودی است که حتی
برای يک بار مورد پرستش قرار نگيرد. ويل دورانت پس از ذکر پنج خدای
بزرگ هندوليسم می نويسد: اين پنج خدا از سی ميليون خدای هندو به
شمار می رود و ما اگر بخواهيم به نام آنها فقط اکتفا کنيم يکصد مجلد کتاب
لازم است.جان ناس در تاريخ جامع اديان از زبان عوام هند تعداد خدايان را سيصد و
سی ميليون آورده است.
هندوها به اساس
عقيده تناسخ و حلول اعتقاد دارند که روح خدا در بسياری از موجودات حتی
حشرات و حيوانات می رود. مثلاً فيل خدائی می شود به نام گالشا.
ميمون خدائی می شود به نام ناگا که اين خدا شامل مارخطرناک نيز می
شود. به افتخار افعی ها معابد زيادی خصوصاً معابد ميسور شرقی
ساخته شده که در آن خزنده های زيادی توسط روحانيون پذيرائی
می شوند. به افتخار افعی ها جشن های زيادی را برپا
می کنند. نهنگ ها، شيرها، طوطی ها، و حتی موش ها از اين پرستش
بی بهره نبوده. گاوها در اين خصوص شانس بيشتری به دست آورده اند.
مقررات
اجتماعی
نظام
طبقاتی بوجود آمده در حدود قرن هفتم ميلاد در هندوستان از طرف دين هندوئيسم
به رسميت شناخته شده است. می گويد: برهما نخست اولين مرد و زن جهان را به
نام « منو» و « شاروپا» آفريد و سپس طبقات چهارگانه بشر را به شرح زير از منو
بوجود آورد.
برهمنان را از
سر منو. پادشاهان وپهلوانان را از دستان او که به اين طبقه کشاتريا می
گويند. صنعتگران و پيشه وران را از رانش که به آنها وايسيا می گويند. بقيه
مردم از پاهای او. جان ناس در تاريخ جامع اديان طبقه پنجمی به نام پارياها
يا نجس ها اضافه می کند. اينها طبقات اصلی می باشندو طبقات
فرعی منشعب شده از اين اصول را تا حدود سه هزار فرقه يا کست نوشته اند.
اين طبقه
بندی ها موجب تبعيضات فراوانی می شود که به چند نمونه از آنها
اشاره می گردد. برهمنان کست اعلی بودند و طبق قانون نامه مانو از جانب
خدا در صدر همه قرار دارند و همه اموال جهان مال آنها و معاف از ماليات ،البته
برهمنان در مقابل اين مزايا از رياضت های سختی هم برخوردار بودند. بعد
از برهمنان طبقات ديگری قرار داشت که دارای امتيازات مخصوص بودند تا
به طبقه پست می رسيدکه وضع رقت باری داشتند.
در مکتب هندوئيسم
برای زنان تبعيضات ناروائی وجود داشت. قانون نامه مانو با اينکه دستور
محبت به زنان را می دهد اما در عين حال او را در درجه ای پست تر از
مردمی می شمارد. رسم ساتی يعنی سوزاندن بيوه به همراه جسد
شوهر از زمان های قديم در هند مرسوم بود و در اين اواخر منسوخ شد.
رياضت اگرچه در
مسير سلوک و تعالی انسان جزء عوامل تکامل به حساب می آيد اما در
هندوستان آن چنان درباره آن افراط شده است که به صورت اعمالی خرافی و
وحشتناک درآمده است.
هندوها بيش از
همه ملت ها به فلسفه عشق می ورزيدند و به نظر ويل دورانت بسياری از
فلاسفه يونان متأثر از فلسفه هندوستان بوده اند. از مذاکرات بودا چنين بر می
آيد که در زمان او شصت و دو نظريه فلسفی درباره تنها روح وجود داشته است.
تعليم و تربيت
تقريباً در اختيار برهمنان بود ولی کم کم فرزندان طبقات بعد از آن بهره مند
شدند ولی نجس ها از آن بی بهره بودند. تحصيلات در سه مقطع مرسوم بود.
هنر و ادبيات
در هندوستان بيشتر شفاهی و حفظی بود. نوشته های هندی
بيشتر به صورت شعر و سرود تنظيم می شد و به نثر اهميتی نمی
دادند. برای اطلاع بيشتر از هنر و ادبيات هندوستان می توان به صفحات
791 تا 843 از بخش دوم تاريخ تمدن ويل دورانت مراجعه کرد.
%
ادامه دارد %