تاريخ اسلام

قسمت ششم

جهان در عصر بعثت 5

ايران 2

در قسمت قبل وضعيت و نحوه حکومت در ايران و کلياتی در ارتباط با دين زردتشت بيان گرديد. اينک دنباله مطلب:

زروانيان

زروانيسم يکی از شاخه های آئين زردتشتی است. زروانيان قبل از اهورامزدا و اهرمن از نظر رتبه معتقد به زروان (زمان غيرمتناهی) بودند. زروان رايدر اين دو گوهر توأم و اهرمن را مقدم بر اهورامزدا می دانستند. اين مکتب تا پايان دوره ساسانيان در بخش عظيمی از پيروان دين مجبوسی رواج داشت ولی با نفوذ اسلام رفته رفته رونق خود را از دست داد.

کيش مانی

مانی در سال 215 ميلادی در يکی از دهات بابل به دنيا آمد. پس از گذراندن تحصيلات مرسوم روز و مدتی مطالعه خود را به عنوان همان پيغمبری که حضرت مسيح بشارت ظهور او را داده بود معرفی نمود.

چنين به نظر می رسد که مانی مطالعات وسيعی را در اديان آن روزگار انجام داده بود و از هريک جزئی را که موافق سليقه اش بود برگزيد و سپس در سال 242 ميلادی مجموعه ای مختلط و مرکب به عنوان دين جهانی عرضه نمود. او تحت تأثير دين زردتشت دو مبدأ خير وشر را برای جهان قايل بود. در بيان کيفيت آفرينش از عقايد و افکار گنوستيک های عليسوی و اين ديصان چيزهايی را گرفته و تثليت نصاری را به صورتی ديگر منعکس نموده است. تناسخ را که از خصايص اديان هندوستان است با کلمه سامسارا (تناسخ) که از ريشه سانسکريت است در تعليمات خود گنجانيده و نوعی طبقه بندی را در جامعه بشری پيشنهاد کرده است که تأثير پذيرفته از آئين هندو است و احکام علمی و اخلاقی او مجموعه ای از سنن اديان مختلف است. مذهب مانی سخت انعطاف پذير می باشد که در هر جا به اقتضای محيط رنگ و شکل عوض می کند و به همين لحاظ با سرعت عجيبی در آسيا منتشر شده و پيروان زيادی را به خود جلب نمود.

شاپور اول به مانی گرويد و باعث گسترش دين او شد ولی بهرام اول تحت فشار روحانيون زردتشتی در سال 276 ميلادی او را به محاکمه کشيد و به جرم ارتداد از دين زردتشت به اعدام محکوم نمود. پس از مرگ او مبلغان فراوانی در شرق و غرب دين او را تبليغ نمودند. در ايران اين دين غيرقانونی اعلام شد اما مانويان انجمن های سری فراوانی داشتند و تا آخر دوره ساسانيان فعاليت نمودند.

پس از غلبه مسلمين بر ايران دست از فعاليت کشيدند و در جامعه مسلمانان ايران انحلال يافتند. بسياری از محققين براين اعتقاد می باشند که تصوف ايران جلوه ای از افکار مانويان می باشد.

از مانی کتاب های بسياری به زبان های سريانی و پهلوی باقی مانده است. کتابهای کفلايه، شاپورگان، کنزالاحياء، رسالة الاصل، رسالة الاثنين، رساله کوان، انجيل، انجيل زند، احکام و قواعد، الاسرار، پراگماياتا، جباران، مجموعه ارژنگ، الهام نامه، خدای منجی، از جمله کتبی است که مورخان به نام مانی ثبت نموده اند. مانی شخصي پرکار، نقاشی چيره دست، اديبی زبردست و مبتکر بود. خط سريانی را اصلاح کرد و به جای خط پهلوی در ايران رايج نمود.

مزدکيه يا درست دينان

شخصی به نام زردتشت يا بوندُس از پيروان مانی که اصلاً اهل فسا واقع در فارس بود در روم به عنوان اصلاح دين مانی مذهب جديدی به نام درست دينان  بوجود آورد و در بازگشت به ايران مبادرت به تبليغ آن نمود.

دو قرن بعد مزدک که مرد پرکاری بود با استفاده از زمينه ی مساعد جامعه ايران که مملو از فساد، ظلم، تبعيض و نارضايتی اکثريت بود بر مبنای عقايد و افکار درست دينان و بر اثر استيصال و فقر شديدی که بر ايران حاکم بود انقلاب عظيمی بر عليه اشراف و هزار فاميل ها بوجود آورد.

پادشاه وقت، قباد که تحت تأثير افکار او قرار گرفته بود و ازنفوذ روحانيون سخت ناراحت بود از او پشتيبانی کرد و در نتيجه مذهب درست دينان نضح گرفت و به نام دين مزدک رواج يافت.

جهان بينی مزدکی تقريباً براساس دين مانی و به دو مبدأ خير وشر و نور و ظلمت  متكي است. مزدکيان بر خلاف مانی اعمال ظلمت را ارادی نمی دانند و نور و ظلمت را شامل پنج عنصر نمی دانند بلکه دارای سه عنصر می دانند. خدا راچنين تصور  می کنند که بر تخت نشسته و در حضور او چهار قوه هستند که آنها به وسيله هفت وزير که در دايره دوازده روحانی دور می زنند جهان را اداره می نمايند.

در زمينه اجتماعی مزدکيه علاج تمام رنج ها وفسادهای اجتماعی را ايجاد عدالت و مساوات کامل در ميان انسان ها از لحاظ بهره برداری از تمام مواهب طبيعی می دانندو به همين جهت استفاده از ثروت جهان و بهره گيری از زنان را برای تمام مردم مباح و اصل زهد و عدم توجه به ماديات و ترک آزار مخلوقات مثل مانی به تقليد از دين بودا سفارش کردند. نفوذ و قدرت اعيان و اشراف قباد حامی مزدک را شکست داد و او را به زندان قلعه فراموشی انداخت.

کاووس پسر بزرگ قباد که بايستی وليعهد می شد چون پيرو مزدک بود از گردونه قدرت خارج گشت و به جای او انوشيروان نامزد سلطنت شد و مزدکيان رو به اضمحلال نهادند گرچه قباد دوباره به سلطنت رسيد اما به صورت علنی از مزدکيان حمايت ننمود.

مزدکيان يک سازمان دينی و روحانی تحت رياست اندرزگر که خود يک مزدکی بود تشکيل دادند و هرج و مرجی بر ايران حاکم شد. انوشيروان نقشه ی قتل مزدکيان را طراحی نمود و آنان را به صورت گسترده قتل و عام کرد. ظهور اسلام در ايران و طرح شعار برابری و مساوات برای همه آنان را خلع سلاح نمود و کم کم بساط آنان برچيده شد.

 

                                                                ادامه دارد.....