تاريخ اسلام
قسمت اول
مقدمه:
از آغاز شروع
به کار سايت سما برای بخش تاريخ آن ،بررسی تاريخ معاصر ايران در نظر گرفته شد. اين
عنوان در چهار بخش، آغاز روشنفکری دينی تا انقلاب مشروطيت. انقلاب مشروطيت تا
کودتای سوم اسفند ماه 1299 . کودتای سوم اسفند تا کودتای 28 مرداد سال 1332. کودتای 28 مرداد تا پيروزی انقلاب سال 57 که شامل 115 قسمت گرديد مورد بررسی قرار گرفت. از 29 خرداد سال 1382 آغاز و در 10 ارديبهشت سال 1385 به اتمام رسيد.
با اتمام بررسی
اجمالی تاريخ معاصر ايران، شورای سرپرستی سايت سما پس از بحث و تبادل نظر به دلايلی
که متعاقباً بيان خواهد شد، تاريخ تحليلی اسلام را برای ادامه کار در بخش تاريخ
سايت در نظر گرفت.
تاريخ تحليلی
اسلام در دو عنوان کلی تقديم حضور کاربران محترم خواهد شد. جهان در عصر بعثت. عصر
نعثت. عصر بعثت نيز خود به سه بخش تقسيم می شود. از ولادت تا بعثت. از بعثت تا
هجرت از هجرت تا وفات پيامبر اسلام. منابعی که برای استفاده در تهيه مطالب در نظر
گرفته شد عبارتند از:محمد خاتم پيامبران به قلم جمعی از نويسندگان، انتشارات
حسينيه ارشاد، تاريخ تحليلی اسلام دکتر طباطبائی، تاريخ تحليلی اسلام سيد جعفر
شهيدی، فروغ ابديت، جعفر سبحانی و کتاب های ديگر. اينکه چرا اين عنوان انتخاب شد و
تاريخ اسلام به چه کار می آيددر پاسخ می توان گفت که:
تاريخ اسلام
واسطه بين تمدن قديم بشر و تمدن جديد است. ميراث تمدن هائی چون بين النهرين، هند،
چين، مصر، ايران، يونان و رم را در قالب تمدن خويش ريخته و پس از کهولت خود آن را
به تمدن جديد سپرده است. بنابراين اسلام ناقل تجربيات مادی و معنوی انسان قديم به
انسان جديد و امروزی است و بر ماست که چگونگی اين انتقال را بشناسيم.
نظريه وحدت
تاريخ بشری که از زمان منتسکيو آغاز گشته است می گويد: جامعه ها در عين حال که
دارای اشکال گوناگون و متفاوتی بوده اند اما در کليات هماهنگ و مشترک اند و در آن
وحدتی نهفته است که مسير کلی پيوسته ای است که بصورت يک نظريه در فلسفه تاريخ
درآمده است. بنابراين برای شناخت اين نظريه ی تاريخی بايد تاريخ اسلام را شناخت
زيرا بدون شناخت تاریخ اسلام به بينش تاريخی انسان به علت اين حلقه مفقوده صدمه ای
وارد می آيد.
در تاريخ اسلام
با قدمتی بيش از هزارسال تمدن ها و جامعه های گوناگون نژادی و قوميتی بسياری با هم
در آميخته شده و شاهد تجربيات، انديشه ها، نهضت ها و دگرگونی های گوناگونی بوده
است و می توان از بررسی آن درس ها گرفت و دربرداشت های تاريخی از آن استفاده برد.
صحت و سقم
نظريه های گوناگونی که به نام علم يا فن تاريخ وجود دارد نيازمند شناخت تاريخ مذهب
و اسلام است. در سايه شناخت اين برهه ی ميانی تاريخ بشری است که می توان به نقد و
بررسی نظريه های تاريخ پرداخت.
برای شناخت
رابطه ميان دين و تمدن و نقش مثبت يا منفی آن در جامعه انسانی و اجتماعات بشری که
دانشمندان بسياری درباره آن نظريه پردازی نموده اند، قضاوتی که در قرن جديد
روشنفکران با استناد به آن معتقدند که سيطره دين و به خصوص مسيحيت موجب انحطاط تمدن
غربی گشته بود و بر مبنای همين اعتقاد دين مسيحيت از درون جامعه به چهارديواری
کليسا رانده شده است و پس از اين رخ داد ،تمدن غرب به شدت پيشرفت نمود و اين
پيشرفت و تکامل مديون تلاش روشنفکران و انديشمندانی است که سد مسيحيت و دين را از
پيش پای تمدن برداشته اند. اين فکر امروز بر بسياری از روشنفکران حاکم است که دين
و علم با هم رابطه ای ندارند و دو راه جدا از هم رامی پيمايند. پس از رنسانسی در
اروپا چنين تفکری به مرور زمان در ممالک اسلام و خصوصاً ايران بوجود آمد و رشد و
نمو يافته است و امروز نيز يکی از مباحث مهم جامعه ی کنونی ماست.
در طول تاريخ
بوجود آمدن اين فکر در ايران موجب نهضت ها و جنبش های مختلفی شده است. اين نظريه
استناج شده از جزئی از اديان است که به همه آنان تعميم داده شده. در بررسی تاريخ
اسلام است که می توان در رد اين نظريه به طور مستند استدلال نمود زيرا اسلام خود
بنيان گذار يک تمدن جديد شد و در پايه ريزی اين تمدن از تجربيات گذشته انسان ها و
تمدن ها بهره برداری نمود.
ما به اعتبار
مسلمان بودن و ايرانی بودن خود سهم بسيار مهمی در مدنيت اسلام و حوادث بزرگی که در
طول تاريخ اسلام یوجود آمده است داريم و شناخت تاريخ اسلام شناخت گذشته ايران نيز
می باشد. متأسفانه هستند کسانی که تلاش می نمايند تا با بزرگ نمائی تاريخ باستان و
تحقير تاريخ اسلام به هدف خود که خدمت به تمدن ايران است برسند. اما اين اشتباه
بزرگی است زيرا ايرانيان هستند که نقش عمده ای در ايجاد نهضت فکری و معنوی در
اسلام را ايفا نمودند. عبدالرحمان بدوی نويسنده مصری درباره ی ارزش نژادی ايرانی
پس از گرويدن به اسلام می گويد: در میان همه نژادهائی که به اسلام آمده اند تنها
اوست که به ايجاد نهضت عميق معنوی اسلام تواناست.
با بررسی تاريخ
اسلام است که نقش ما به عنوان ايرانی و به عنوان شرقی در ايجاد و پی ريزی تمدنی
بزرگ مشخص می شود و بر اين نظريه ساخته ی عرب خط بطلان می کشد که: شرقی و دماغ
شرقی با صنعت و سازمان های پيچيده امروز هماهنگ نيست.
اگر مطالعه
تاريخ ملل گذشته و سرنوشت انديشه ها و اعتقادات و آداب و رسوم و فرهنگ پيشينيان
برای انسان امروز سودهائی در پی خواهد داشت. شناخت تاريخ دين اسلام که يکی از سه
اديان بزرگ دنيا و مکمل دو دين مسيحيت و يهوديت است دارای سودهای بسیاری برای ما
وانسان امروزی می باشد . ايران از زمان ساسانیان و روزهای آخر عمر اين حکومت يعنی
نيمه دوم قره هفتم میلادی با اسلام آميخته می شود و مسير تاريخ آن با اسلام يکی می
شود لذا بی آنکه اسلام و تاريخ اسلام را بشناسيم از فهم درست روح تاريخ ايران عاجز
خواهيم بود. اين نقص در کار کسانی که به تحليل تاریخ ايران بدون اسلام پرداخته اند
به خوبی مشاهده می شود.
و بالاخره
جامعه ی کنونی ايران همچنان يک جامعه مذهبی است و اسلام در آن به عنوان روح زنده و
متحرک و نقش آفرين در تحولات و دگرگونی های اجتماعی وجود دارد. بنابراين شناخت آن
مستلزم شناخت اين روح و نقش آفرينی آن است.
ادامه
دارد