تاريخ اسلام

قسمت نهم

جهان در عصر بعثت 8

امپراطوری روم شرقی

 

امپراطوری روم شرقی وارث اعتلا وعظمت امپراطوری روم بود که دوران علم وفلسفه وتمدن يونان را پشت سر گذاشته بود.سراسررومه الصغری-يونان،ترکيه کنونی، شام ، فلسطين، مصر و قسمت هائی از آفريقا را در تصرف خود داشت و گاهی به قلمرو پادشاهان ساسانی تجاوز می کرد. پس از رم و بنا نهاده شدن شهر باشکوه قسطنطنيه به دستور کنستانتين امپراطور روم اين شهر مرکز امپراطوری روم شرقی قرار گرفت. جانشينان کنستانتين تا 11 قرن بعد و تا زمان فتح قسطنطنيه به دست عثمانيان در اين شهر ماندند. اکنون مختصری به بررسی اوضاع روم شرقی پرداخته می شود.

حکومت

قهرمان معروف امپراطوری روم در اين دوران يوستينانوس است که به کمک ملکه و مشاورش نئودو را که سابقه روسپی گری او افسانه ها ساخته بود چهل سال حکومت کرد. وی در طول حکومت خود بيش از 50 جنگ را انجام داد و شهرهای زيادی را با خونريزی به تصرف درآورد و سعی بسيار نمود تا سراسر روم و متصرفات خود را متحد نمايد. درآغاز حکومتش خزانه پر بود و حدود 320000 پوند طلا در آن بود اما در زمان مرگش خزانه خالی بود. سلطنت وديعه ای است الهی تبليغ می شد و اموال و دارائی های امپراطور مقدس جلوه داده می شد. کسانی که به حضور امپراطوری می رسيدند، زانو می زدند و دامن جامه ارغوانی او را می بوسيدند. قانونهای خشن و مأموران مالياتی ملتهای تسخيرشده را ناراضی نمود. پس از مرگ امپراطور ارتش تحليل رفته، خزانه تهی، مردم ناراضی و خرابی های به وجود آمده، دراثر جنگ های پی در پی امپراطوری روم را به انحلال کشاند. ايتاليای ،گل، انگلستان و اسپانيا به تصرف لمباردها، فرانکها، آنگولاساکسون ها و ويزگتها درآمد، آفريقا به دست بربرها رها شد. سوريه، فلسطين، مصر و اسپانيا در حوزه اسلام درآمدند.

مذهب، علم و فلسفه

امپراطور روم به سال 312 ميلادی مسيحی شد و کمی پس از آن مسیحیت دين رسمی امپراطوری شد. اين حادثه مصادف با قرون وسطی و حاکميت کليسا و انحصار علم در آن که موجب رکود علم و فلسفه و اختناق فکری گرديد. اين دوران تا حدود هزار سال بعد ادامه داشت. جلوگيری از هرگونه تحقيق، فکرآزاد، جهان شناسی.تفتيش عقايد در جامعه ، قتلهای مذهبی وتحت فشار قرار دادن دانشمندان برای انکار يافته های علمی خود رواج يافت.

بت پرستی و مسيحيت

پيش از اينکه مسيحيت به عنوان دين رسمی روم شرقی برگزيده شو د انواع بت پرستی در آن وجود داشت به طوری که تعدد خدايان رومی ضرب المثل است. با مسيحی شدن کنستانتين روم به مسيحيت گرائيد نه به آن معنی که بت پرستی در برابر خداپرستی مسيحيت تسليم شود بلکه مسيحيت آميخته به بت پرستی شد.

درابر امريکائی در کتاب دين و علم خود می گويد: شرک و بت پرستی توسط صاحب منصبان منافقی که پست های حساس دولت روم را در دست داشتند وارد مسيحيت شد. آنان هيچگاه درباره دين خلوص عقيده ای نداشتند. کنستانتين نيز چنين بود وی سراسر عمر خود را در ظلم و جور گذراند و به فرمان های کليسا جز اندکی از پايان عمر خود مقيد نوبد.

و.م. ميلر در کتاب تاريخ کليسای قديم می نويسد: در قرن چهارم بسياری از بت پرستان وارد کليسا شدند. بعضی برای نفع شخصی يا شهرت به مسيحيت توجه پيدا کردند. اين اشخاص بعضی از موهومات و رسوم و اعتقادات بت پرستی سابق خود را به همراه آوردند. به جای پرستش خدايان متعدد به عبارت مريم با کره پرداختند. به جای زيارت بتخانه قبور شهدای مسيحی را زيارت می کردند... بعضی معتقد شدند که با داشتن صليب می توانند خود را از شرارت ارواح پليد مصون دارند.

بحث درباره ذات عيسی مسيح مهمترين مسئله فلسفه و عرفانی مسيحيت بود که قرن ها توجه علمای مسيحی را به خود مشغول داشته بود و موجب تفرقه ها و کشمکش ها و کشتارهای فراوانی شده بود.

در انجيل مرقس عيسی مسيحی موجود مافوق انسان و فرزند انسان است که خدا او را در هنگام تعميد به فرزندی برگزيده است. در انجيل های ديگر چون انجيل متی ولوقا زمينه برای تجسم ر بوبيت در پيگر عيسی فراهم می شود.

آميختگی بت پرستی با مسيحيت و فلسفه روم و يونان باعث شد که درباره مسيح عقايد زير به وجود آيد.

1-                مسيح فقط انسان است.

2-      اب و ابن و روح القدس صورت های گوناگونی هستند که خدا بدين سان خود را آشکار نموده است.

3-                ابن مانند اب ازلی نيست بلکه اول مخلوق است.

4-                روح القدس اقنومی نيست.

تفکيک دين از قانون و حکومت

ملل قديم حقوق را پيرو مذهب می دانستند از جمله در ايران، يوناني روم و در بين يهود قانون را از کتب دينی استنباط می کردند. از قرن پنجم روابط حقوق و مذهب سست گرديد با آمدن دين مسيح حقوق از مذهب مستقل شد و اين دين قانون را تابع خود نشمرده است. دين مسيح با روابط مادی کاری نداشت و در حقوق و تملک و وراثت و مسايل قضائی دخالت ننمود.

رابطه کليسا و امپراطوری

با وجود آن که کليسا اعتقاد داشت که کار قيصر بايدبه قیصر سپرد اما در بسياری از موارد اين دو قدرت بزرگ مالک بر جان و مال  مذهب و فکر مردم بودند. امپراطور در بعضی از موارد عامل اجرائی رهبران مسيحيت بود و در موارد ديگری مقامات کليسا خود برگزيده حکومت بودند.

يوستينانوس اولين اقدامی که انجام داد در زمينه قانون گذاری تشکيل جمعی از حقوق دانان برای بررسی آراء و فتاوی و حقوق گذشته بود تا از آنها خلاصه ای تهيه نمايند که به صورت قانون نامه يوستينانوس درآمد.

تمدن روم شرقی

ازقرن پنجم به بعد قسطنطنيه بزرگترين بازار و مرکز کشتيرانی جهان بود. دهقانان می توانستند مالک زمين باشند اما به تدريج به تابعيت زمين داران بزرگ درآمدند. بيشتر کارگران آزاد بودند و تن به کار با مزد کم می دادند. بردگان در کار داخلی خانواده به کار گمارده می شدند. طبقات اشراف از راه مالکيت زمين و بازرگانان از راه تجارت ثروت های هنگفتی جمع نموده بودند.

روابط جنسی نامشروع به حدی گسترده بود که بعضی از مورخين همه زنان آن زمان را فاسد می دانند. تعليمات ابتدائی توسط معلمين در مقابل مزد ناچيزی انجام می گرفت. تعليمات عاليه توسط مدرسان و استادانی که حقوق خود را از دولت می گرفتند اجرا میشد. دانشگاه های بزرگ امپراطوری روم شرقی در شهرهای اسکندريه، آتن، قسطنطنيه وانطاکيه قرار داشتند و به ترتيب رشته های طب، فلسفه، ادبيات و علم بيان را تدريس می کردند. پس از تسلط مسيحيت در قرن چهارم بر سراسر امپراطوری به تدريج علم و فلسفه رنگ مذهب به خود گرفت و علما و فلاسفه غيرمسيحی در ناراحتی به سر می بردند. در سال 529 ميلادی يوستينانوس مدرسه های آتن را بست. با بسته شدن اين مدارس فلسفه يونان پس از يازده قرن افول کرد.

 

                                                      ادامه دارد