تاريخ
اسلام
قسمت سوم
جهان در عصر بعثت 2
عربستان
در قسمت اول
جهان در عصر بعثت در ارتباط با مردم عربستان، وضعيت کلی اين سر زمين، حکومت و نظام
قبيله ای بحث شد.
جنگ بين قبايل
در سرزمين عربستان بر سر تسلط بر چراگاه و تعصب و خونخواهی بوجود آمد. افزودن روح
جنگجوئی، عصبيت جاهلی و ناسيوناليزم قبيله ای ريشه ی بسياری از خون ريزی ها را
روشن می نمايد.
هر قبيله ای
افراد قبيله ديگر را شکار خود می دانست و قبيله ای که مورد تجاوز قرار می گرفت
حاضر بود برای انتقام تمام افراد قبيله متجاوز را از دم تيغ بگذراند.
اين جنگ ها از
برخورد دو فرد آغاز می شد و گاهی سال ها به طول می انجاميد. ايام عرب مهمترين
دوران جنگ های جاهلی اعراب را در خاطره ها زنده می نمايد.
طرد عضو قبيله
يکی از بزرگترين مصيبت ها برای يک فرد عضو قبيله بود. اگر فردی از قبيله طرد می شد
ديگر مورد حمايت قبيله قرار نمی گرفت و هر کسی می توانست او را بکشد و هيچ قدرت و
قانونی پاسدار مال و جان او نبود.
غارت، از راه
های رسمی امرار معاش بود.
ازدواج در
قبايل بسيار زود و در سنين هشت، نه سالگی انجام می گرفت، رضايت پدر و پرداخت بهای
عروس شرط اساسی ازدواج بود. تعداد زوجات بدون قيد و شرطی رواج داشت. زن کالائی بود
که جزو اموال پدر و شوهر به حساب می آمد و او را با اموال و ثروتی که باقی می ماند
به ارث می رفت. ازدواج با محارم مثل مادر و خواهر ممنوع بود. دختر دادن به قبيله
ای ديگر ممنوع بود جز قريش که می توانستند از قبايل ديگر زن بگيرند. بعضی از قبايل
دختران خود را زنده به گور می کردند.
ماه های
حرام
اعراب برای
داشتن آرامش و پرداختن به خريد و فروش و زيارت و عبادت چهار ماه را به نام ماه های
حرام قرار داده بودند که عبارت بودند از: ذی القعده، ذی الحجه، محرم و رجب که در
اين ماه ها جنگ ممنوع بود. اگر در اين ایّام جنگی رخ می داد آن را «حرب الفجار» می
ناميدند. در اين ماه ها بازار شعر و پرستشگاه ها و معاملات داغ بود.
بازارها و
ادبيات عرب
اعراب دارای ده
بازار بودند مانند: دومه الجندل، صنعا، عکاظ، عدن که در ايام مختلف سال برپا می
شدند. بازاری چون عکاظ که نزديک طائف بود علاوه بر محل عرضه کالا و خريد و فروش،
محل نمايشگاه شعر و ادب بود و شرکت کنندگان بهترين قصايد و قطعات ادبی خود را عرضه
می نمودند.
عرب علی رغم
اينکه خواندن و نوشتن نمی دانست اما به فصاحت گفتار و اشعار شيوا معروف بود. شاعر
عرب نقش عمده ای در ادبيات عرب بر عهده داشت. گاهی اوقات شعرا با سخنان شيوای خود
آتش جنگ را شعله ور می نمودند چون از مفاخر خود ستايش و افراد قبايل ديگر را عيب
جوئی می نمودند.
دين عربستان
حدود 20 قرن
قبل از میلاد ایبراهيم به فرمان پروردگار فرزندش اسماعيل و همسرش هاجر را در نقطه
ای کوهستانی و بی آب و علف منزل داد، پيدايش چشمه زمزم جمعی از باديه نشينان را به
آن جا سوق داد. چندی بعد ابراهيم مأمور شد تا خانه کعبه را بنا نهد. با ساختن اين
خانه شالوده شهر مکه ريخته شد. از نسل اسماعيل فرزندی به نام عدنان به دنيا آمد که
جد اعلای اعراب عدنانی، ساکنين
تهامه، حجاز و نجد می باشد.
عدنانی ها که
نواده ی حضرت ابراهيم می باشند ابتدا بر دين حضرت ابراهيم بودند. آثاری از قبيل
عقيده به الله، قيامت، مناسک حج، قربانی، نکاح و کلمات عشر که مربوط به ستردن
زوايد و کثافات بدن از جمله ختنه که تا عصر بعثت باقی مانده بود مربوط به آن دوره
می باشد.
جمعی از بهبود
از سيزده قرن قبل از میلاد در زمان حضرت موسی در حجاز بودند، پس از خرابی اورشليم
به حجاز مهاجرت نمودند و مردم يمن و جمعی از مردم حيره وغسان یهوديت را پذيرفتند.
يهوديان بنی نظير و بنی قريظه و خيبر که ساکنان اطراف مدينه بودند در بين دو طايفه
شهرنشين اوس و خزرج. مهاجرين يمنی دين خود را رواج دادند، بيشتر يهوديان عربستان
از آرامیان و عربان نو يهودی بودند نه از فرزندان اسرائيل نوه ابراهيم. يهوديان
مدينه قسمت عمده ی بازرگانی و کشاورزی مدينه را در اختيارخود داشتند. يهود احترام
به کعبه و مناسک حج را رعايت می نمود.
نخستين هيأت
مسيحی که به جنوب عربستان رفت به سال 356 به وسيله امپراطور کنستانتينوس به رياست
تئوفيلوس بود. در اعزام اين گروه انگيزه ی سياسی وجود داشت و مسئله رقابت ايران و
روس بر سر مناطق نفوذ در جنوب عربستان و بسط قدرت عامل اساسی به شمار می
رفت.تئوفيلوس کليسائی در عدن در سرزمين هميريان ساخت.
مردم نجران در
سال 500 میلادی به وسيله فيميون قديس شامی که سفير مسيحيت بود با مسحيت آشنا شدند.
بدين ترتيب دين مسيحيت در عربستان راه يافته بود. بت پرستی دين رايج عرب بود و به
صورت های گوناگونی در بين آنان نفوذ داشت. برخی معتقدند که پايه گذار بت پرستی در
حجاز عمروبن کی بود. وی در سفری به شام اين شيوه را ديده بود و از بت پرستان شام
تقاضای بتی نمود و آنان هبل را به وی دادند. او آن را به مکه آورد و معروفترين
خدايان کعبه شد و به شکل انسان ساخته شده بود.
دامنه بت پرستی
گسترش يافت و بت هائی به شکل حيوان، گياه، جن، فرشته و ستارگان ساخته شدند.
لات بت ديگری
در نزديکی طائف بود. چمن و چراگاه خاص داشت و خون ريزی و قطع درخت در محدوده ی آن
روا نبود، مردم مکه و ديگران به زيارت آن می رفتند. عزی(خدای بسيار عزيز) بت ديگری
بود که معادل ستاره ی زهره بود در محلی به نام نخله در شق مکه قرار داشت. بيش از
بت های ديگر اعتبار داشت. حرم عزی از سه درخت تشکيل شده بود و قربانی انسان به ان
تقديم می شد.
مناة بت ديگری
بود که او را خدای قضا و قدر می دانستند. معبد اصلی آن سنگی سيا در قديد محلی بر
سر راه مکه به يثرب قرار داشت که مورد پرستش اوس و خزرج بود. لات و عزی و مناة
خدايان مؤنث و تماثيل ملائکه بودند.
بعل بتی بود که
مظهر روح چشمه ها و آب های زيرزمينی بود.
چاه در صحرای
خشک قابل پرستش بود. غار را می پرستيدند و اعتقاد داشتند با خدايان و نيروهای
زيرزمينی ارتباط دارد. بت خانه غبغب در نخله از همين جا پيدا شد.
ذات انواط که
به آن چيزهائی می آويختند در نخله بود و سال ها مردم آن را می پرستيدند.
____
ادامه دارد ____