پس از
كودتاي بيست وهشتم مرداد
قسمت هشتم
كابينه چهارم پس
از كودتا
پس از اقبال، شريف امامي در
بحران هاي سال 1339 در تاريخ 9 شهريور اين سال پست نخست وزيري را در اختيار گرفت.
شريف امامي پس از كودتا خود را به عنوان نماينده خط سوم نشان داده بود و هنگامي كه
شاه مي خواست از وابستگي به سياست انگليس و آمريكا دوري جويد او بهترين گزينه براي
تشكيل كابينه چهارم پس از كودتا بود.
خروشچف در تلگراف تبريكي به
عنوان او شادماني خود را از كنار رفتن اقبال نشان داد و وزير تازه ايران را به
مسكو دعوت نمود و شريف امامي نيز پذيرفت. علي رغم مخالفت جهان سرمايه داري شريف
امامي توسعه روابط اقتصادي و سياسي را با آلمان فدرال در دستور كار خود قرار داد.
دو ماه پس از روي كار آمدن
شريف امامي همسر سوم شاه پسري به دنيا آورد و شاه از اين موقعيت به نفع محبوبيت
خود سوءاستفاده نمود و جشن هاي مفصلي برگزار شد. اين زمان بهترين دوره ارتباط شاه
با حوزه هاي علميه بود. مرجعيت بلامنازع آيت الاه بروجردي سبب شده بود كه تذكرات
خود را به دربار بفرستد و شاه
وانمود مي كرد كه مشتاق اين پيغام هاست. او كه با روي كار آمدن دموكرات ها در
آمريكابي پناه شده بود، با رفتن به عيادت آيت الله بروجردي و چاپ عكس او در كنار
رهبري ديني در مطبوعات موجب شد كه مردم از موافقت رهبري ديني را با نظام سلطنت
اطمينان يابند و در جشن هاي تولد وليعهد به صورت گسترده شركت نمايند.
چندي بعد سفر پر هزينه ملكه
اليزابت به ايران پيش آمد و دربار براي تدارك اين سفر خرج هاي مفصل نمود و در كنار
عمارت گلستان كاخي نو به سبك انگليسي و بر اساس سليقه ملكه اليزابت ساخته شد.
جنجال اقليت مجلس مبني بر
تقلبي بودن انتخابات كه رژيم را در موضع ضعف ديدند آغاز شد. حسين مكي، بقايي، علي
آيادي و صدرحاج جوادي به دادستان تهران شكايت بردند. همزمان با اين در درون دولت
نيز صدايي بلند شد و احمد آرامش معاون نخست وزير و سرپرست سازمان برنامه به ارائه
طرحهايي براي قطع وابستگي هاي اقتصادي ايران به آمريكا نمود. قبلاً با فشار آمريكا
ابوالحسن ابتهاج رئيس سازمان برنامه شد و عملاً اين سازمان به مجري طرح هاي اداره
اصل چهارم مبدل گشت و با آمدن هر پولي سهم دربار پرداخت مي شد و بقيه بين مقاطعه
كاران بين المللي تقسيم مي شد. شاه براي دريافت اين سهم ها قبلاً سازمان هايي چون
باشگاه شاهنشاهي ، كانون سواركاران و… تأسيس نموده بود كه پول ها به
حساب اين سازمان مي رفت. پس از ابتهاج خسرو هدايت اين وظيفه را بر عهده داشت. شريف
امامي با بركناري هدايت و نشاندن احمد آرامش به جاي او كوشيد تا به اين فسادها
خاتمه دهد. طرحه ها و پيشنهادهاي آرامش رژيم را با خطر مواجه مي ساخت از جمله آن
ها طرح خروج ايران از سنتو بود. شاه شريف امامي را خواست و دستور داد استعفاي
آرامش را بپذيرد.
در اين اوان كندي به كاخ
سفيد آمده بود و شاه در تلاش براي ديكته نمودن دستورات او بود و اردشير زاهدي دو
ديدار با وي را داشت و پيام هاي شاه را به او رساند. اولين دستور او به شاه انحلال
مجلس بيسنم، ايجاد فضاي باز سياسي و انتخاب نخست وزيري ليبرال بود.
با مرگ آيت الله بروجردي كه
وجودش سدي بود در مقابل تندروي هاي شاه، شاه كوشيد مرجعيت را از ايران به نجف
منتقل نمايد و با اين اقدام خود را
آسوده كند و در همين راستا تلگراف تسليتي به نجف مخابره نمود. در اين زمان بود كه
نامي از آيت الله خميني در روزنامه ها برده شد. در اين زمان اعتصاب ها شروع شد. در
اعتصاب معلمان به خاطر اضافه حقوق گلوله رئيس كلانتري بهارستان دكتر جانعلي را در
12 ارديبهشت به خاك انداخت. فرداي آن روز كه شريف امامي قصد ارائه گزارش به مجلس
را داشت با استيضاح خلعتبري و سيد جعفر بهبهاني روبرو شد. فريادهاي مردم در ميدان
بهارستان و دسته بندهاي پشت پرده كار او را ساخت. پس از داد كشيدن سردار فاخر حكمت
بر سرش او كابينه خود را به كاخ شاه برد و استعفا داد و در 15 ارديبهشت 1340
استعفاي شريف امامي زمينه را براي نخست وزيري اميني كسي كه در پشت ماجراها بود و
براي اين تصدي اين منصب مدنظر گرفته شده بود فراهم نمود. در زمان شريف امامي احزاب
قبل از 28 مرداد بار ديگر شروع به تجديد حيات نمودند و در حقيقت سال 39 تا 41 بر
اساس طرح كندي آزادي نسبي در ايران بوجود آمد. جبهه ملي دوم، نهضت آزادي فعاليت
خود را آغاز نمودند و حزب زحت كشان بقايي سازمان نگهبانان آزادي را تشكيل داد.
شريف امامي تأكيد كرد بعد از اين اختناق وجود نخواهد داشت، آزادي انتخابات تضمين
مي گردد، به خلاف كاري ها رسيدگي مي شود. در اين زمان جامعه معلمين وجود خود را اعلام
داشت و سرانجام اعتصابات و اعتراضات عرصه را بر دولت شريف امامي تنگ نمود و موجبات
سقوط اين كابينه را فراهم گردانيد. او رفت تا در زماني ديگر به عنوان محلل مشكلات
رژيم شاهنشاهي به عرصه اجرايي مملكت برگردد و چنين هم شد كه در دوران اوج گيري
انقلاب به صحنه آمد اما ديگر كار از كار گذشته بود.
ادامه
دارد.