كودتاي 1299
در قسمت قبلي
چگونگي دست يابي رضاخان به نخست وزيري و تلاش او براي قبضه قدرت بيان گرديد . رضا خان پس از نخست وزيرشدنش به فكر اجراي برنامههاي بعدش افتاد
، همان طوري كه در قسمت قبل اشاره شد اولين اقدامش كوشش براي استعفاي وليعهد بود
مؤلف « تلاش آزادي » مينويسد : سردار سپه بلافاصله در فكر اجراي برناههاي خود
افتاد . تعدادي از افسران را به نزد محمد حسن ميرزا فرستاد واز او خواست در قبال
دريافت حقوق از رضاخان و داشتن گارد محافظ و يكي از قصرها استعفا دهد كه او
نپذيرفت . گويا پيغام داده بود كه به اين مرد بگوئيد مگر از روي نعش من بگذرد و به
سلطنت برسد . رضا خان و هوادارانش براي بزرگ جلوه دادن خود دست به عوام فريبي زده
موضوع استقرار جمهوريت را طرح و در تبليغاتي گسترده به بيان مفاسد رژيم قاجار
پرداختند با مقدماتي كه براي در دست گرفتن مجلس پنجم از راه تهديد و تطميع فراهم
نموده بود انتخابات بقيه نقاط كشور را انجام داد اكثريت مجلس پنجم بدست هواداران
رضاخان افتاده بود . سردار سپه و هوادارانش در مجلس مبادرت به كوبيدن احمدشاه
نمودند. روز نامههاي شفق سرخ، كوشش ، ستاره ايران ، ميهن طرفدار جمهوري شدند و به
صف موافقين رضاخان پيوستند احزاب جمهوري و حزب جمهوري خواهان تشكيل شد .مجلس به دو
گروه موافق و مخالف تقسيم شد . موافقين به رهبري تدين اكثريت را داشتند واقليت به
رهبري مدرس چند بار مجلس را از اكثريت انداختند .
رضاخان به يك باره تغيير روش ميدهد
و از مردم ميخواهد كه از نظام جمهوري چشم بپوشتند . به كوشش خود براي انقراض
سلسله قاجار و دست يابي به سلطنت ادامه داد . احمد شاه از مجلس طي تلگرافي ميخواهد
مسئله رأي اعتماد به دولت رضاخان مطرح شود. رضاخان استعفا ميدهد و به خارج از
تهران ميرود افسران طرفدار او به مجلس هشدار ميدهند . مجلس تشكيل جلسه داده وبه
او رأي اعتماد ميدهند و هيأتي را براي برگرداندن او انتخاب مينمايد . رضاخان
مدتي هيأت را معطل مينمايد و پس از مدتي مذاكره ميپذيرد كه برگردد و مسئوليت را
بپذيرد . در اني وقت احمد شاه نامهاي به مجلس مينويسد و نقض قانون اساسي را توسط
او گوش زد مينمايد و مينويسيد چون مجلس به او رأي اعتماد داده است نمي خواهم
كاري مخالف اراده مجلس انجام دهم وبه وليعهد دستور ميدهد كه اجازه تشكيل كابينه
را به رضاخان بدهد . شيخ خزعل در خوزستان كميته قيام سعادت را تشكيل ميدهد و
حمايت خود را از احمد شاه اعلام ميدارد
او ابتدا مورد حمايت انگلستان بود . در بيانيهاي كه از طرف كميته سعادت منتشر ميشود
.از احمدشاه ميخواهد كه به وطن برگردد. رضاخان اعلام ميدارد كه احمدشاه مايل به
بازگشت به وطن نميباشد . سردار سپه آماده عزيمت به خوزستان و تعيين تكليف وضعيت
شيخ خزعل ميشود . درهنگام ورود رضاخان به شيراز شيخ خزعل نامه اي مبني بر معذرت
خواهي به او مينويسد و اختلافات بين خود و اورا سوء تفاهماتي ميداند كه بد
خواهان ايجاد نمودهاند . رضاخان به ايشان جواب ميدهد كه معذرت شمارا مي پذيرم به
شرطيكه تسليم كامل شويد.
حركت رضاخان به طرف خوزستان و
تسليم شدن شيخ خزعل و بازگشت رضاخان به تهران و انحلال كميته سعادت حدوديك ماه به
طول كشيد و با حضور نمايندگان انگلستان قضيه خوزستان و شيخ خزعل به اتمام ميرسد و
طرفدارانش او را فاتح خوزستان مينامند.