پس از کودتای 28 مرداد

قسمت چهل و يکم

کابينه بختيار

اول بهمن

در اين روز سيد جلال تهرانی پس از تصحيح استعفای برگشت داده خود به علت عدم قيد غيرقانونی بودن شورای سلطنت به نوفل لوشاتو رفت و در برگشت در پاسخ سؤال خبرنگاران مبنی بر اينکه از شورای سلطنت استعفا داده ايد پاسخ داد بله و در وقت خروج از اقامتگاه رهبر انقلاب به دکتر يزدی گفت کار خودتان را کرديد.

سيد جلال تهرانی در استعفای خود آن را به خاطر احترام به افکار عمومی و تغيير سريع اوضاع ايران داشته و هدف از پذيرش رياست شورا و عضويت در آن برای مصالح مملکت و امکان تأمين آرامش آن قلمداد نموده بود. در هنگام بيرون آمدن تهرانی از اقامتگاه رهبر انقلاب رمزی کلارک آماده رفتن به داخل بود. بختيار مطبوعات را متهم به تن دادن به سانسور خواند. اين در حالی بود که کارمندان صدا و سيما را چند روز پيش به علت عدم برگشت به کار خود ساواکی قلمداد نموده بود. در حالی که بختيار با تهديد از مطبوعات خواست از توهين به ارتشيان بپرهيزند گرو ه های مذهبی در مقابل دفتر روزنامه آيندگان طی تظاهراتی خواستار عدم درج مقالات نويسندگانی شدند که در مخالفت با جمهوری اسلامی نوشته می شدند و خبرهای دولتيان را درج ننمايند.

مطبوعات در اتشار خود به بالاترين انتشار رسيده بودند و مردم صبح و عصر در مقابل دکه های مطبوعات برای خريد صف می کشيدند.

2 بهمن

ارتشبد قره باغی در مصاحبه ای بدون اسم بردن از شاه ارتش را مدافع قانون اساسی دانست. امينی راهی پاريس شد تا پس از استعفای سيد جلال تهرانی راهی برای خروج بختيار از بن بست پيدا نمايد. بختيار در گفتگوهائی با احمد صدر حاج سيد جوادی رايزنی هائی برای رفتن به پاريس نمود.

روحانيون و گرو ههای مذهبی بازگشت اما را به شدت پيگيری نمودند و اين تلاش ها توسط سوليوان به واشينگتن مخابره می شد. دولت مردان آمريکا ديگر اعتقادی به ماندن رژيم سلطنت نداشتند و به دنبال ايجاد امنيت برای دولت بختيار بودند و با مخالفان تماس هائی برقرار نموده اما وقت کم می آوردند.

در اين روز هويزر از سران آمريکا خواست تلاش کنند تا بازگشت امام را به تعويق اندازند. برژنسکی که از حمايت از شاه دست برداشته بود از وزير دفاع آمريکا خواست تا هويزر را برای انجام يک کودتا زير فشار قرار دهد.

سوليوان در گزارش ديگر خود نوشته بود اگر آيت الله خمينی يک جمهوری اسلامی تشکيل دهد کشور یه سوی دمکراسی پيش خواهد رفت اما هويزر در مقابل اين نظريه گزارش داد که ايران بسوی کمونيست خواهد رفت. گزارش رمزی کلارک یه نفع سوليوان بود و گزارش تند برژنسکی را مبنی بر سپردن امور به نظاميان را بی اثر گذاشت.

در کنار اين گزارش ها برژنسکی طرح ربودن هواپيمای حامل امام و همراهان او را مورد بررسی قرار داد. سوليوان گزارشي را به کاخ سفيد داد که بختيار محرمانه طرح مقابله با ورود خمينی را بررسی نموده است و آماده است تا هواپيمای حامل او را در جائی دور بنشاند و او را دستگير نمايد. بار ديگر در مورد تأييد بختيار در کاخ سفيد بحث درگرفت. برژنسکی موافق و سايرس ونس به شدت مخالف بود. سوليوان و هويزر پيشنهاد مشترکی به آمريکا دادند که ائتلافی از مذهبيون و نظاميان بوجود آورند. اين پيشنهاد مورد مخالفت شديد برژنسکی و موافقت سايرسونس قرار گرفت. هويزر گزارش داده بود که ارتش در وضع خطرناکی است و هر آن احتمال از هم پاشيدگی و يا کودتا وجود دارد.

3 بهمن

در حال که برژنسکی و همفکرانش قرار بود در صبح اين روز با کارتر ملاقات و او را به پذيرش طرح بختيار مبنی بر ربودن هواپيمای امام و همراهانش و دستگيری آنان قانع نمايند بختيار با همفکری ارتشبد قره باغی و شورای انقلاب بر روي طرح رفتن به پاريس و دادن استعفای خود به امام کار می کرد. او نيز تحت فشار دو گروه بود. يکی همفکرانش در جبهه ملی و اعضاء نهضت آزادی که با يادآوری گذشته اش به او تفهيم می کردند که با استعفای خود وانمود کند که برای تسهيل خارج کردن شاه اين کار را کرده است.

از سوی ديگر وابستگان به دربار و رفقای تازه اش و نظاميان تندرو به او وانمود می کردند در صورت مقابله با خمينی می تواند اوضاع را آرام کند و نامی بزرگتر از فروغی برای خود در تاريخ به ثبت برساند.

مهندس بازرگان در تهران مصاحبه ای ترتيب داده بود و گفت: گمان می کنم بختيار عاقلانه ترين کار يعنی استعفا در برابر امام خمينی را به کار بندد. در مورد غيرقانونی بودن دولت بايد بگويم نخست وزير فکر می کند دولت او صد در صد قانونی است و امام خمينی او را صد در صد غيرقانونی می داند چون توسط شاه انتخاب شده و باشورای سلطنت که حتی رئيس آن ،آن را غيرقانونی اعلام نموده همکاری می نمايد.

 

                                                                        **ادامه دارد**