پس از كودتاي 28 مرداد
قسمت پانزدهم
كابينه هفتم
پس از اسدالله علم منصور از حزب ايران نوين از 17
اسفند 1342 تا 7 بهمن 1343 بر كرسي صدارت تكيه زد. دولت حزب ايران نوين با
مطالعاتي كه حسن علي منصور در دولت اقبال در شوراي عالي اقتصاد انجام داده بود
براي مبدل نمودن ايران به كشوري شبه غربي برنامه داشت.
تربيت
نيروي انساني آشنا به ظواهر غرب، تغيير يافت شهرها، اصلاحات ارضي، صنايع منوتاژ،
مكانيزه كردن كشاورزي، تشكيل تعاوني هاي زراعي بر اساس الگو برداري از اسرائيل،
اصلاحات ادلري، تغيير سيستم متمركز دولت، سرگرم نمودن مردم به امور غير سياسي،
گسترش شبكه راديو و تلويزيون و رشته هاي مختلف ورزشي از اهم اين برنامه ها بود.
نتيجه
اصلاحات ارضي براي روستائيان پس از دريافت سند درگيري بر سر حدود ملك. نبودن بذر و
نشناختن راه براي تأمين آن روستائيان مالك را به جايي رساند كه آن ها فقط به
اندازه اي مي كاشتند تا نان بخور و نميري بدست آورند. در فاصله يك سال توليد
كشاورزي به نصف رسيد و نمايندگان ايران در كشورهاي اروپايي براي گندم و ساير مواد
اوليه غذايي گدایی مي نمودند، روستائيان عاجز از اداره ملك خود راهي شهرها شدند.
به زودي براي وارد كردن گوشت و مواد لبني واردكنندگان راهي بلغارستان، استراليا و
هلند شدند. در شركت هاي ساختمان سازي مالكين قبلي دهقانان به كارگري ساده مشغول مي
شدند. وام هاي سنگين كه با بهره بالا از كشورهاي خارجي دريافت مي شد دوباره صرف
خريد كالاهاي تجملاتي مي شد تا چهره كشور را پيشرفته نشان دهد.
اميني
به جرم زمين خواري به بازپرسي كشيده شد تا بدين وسيله اهرمي براي جلوگيري از
فعاليت هاي سياسي او دردست رژيم قرار داشته باشد. در بهار سال 43 پس از آنكه دولت
علم لايحه مصونيت قضايي نظاميان آمريكا را در غياب مجلس شورا به سنا فرستاد و در
كميسيون هاي سنا مطرح بود ، دولت علم رفت و دولت منصور روي كار آمده بود سناتورها
كه در تعطيلات بودند به يك جلسه فوق العاده فرا خوانده شدند و اين لايحه به تصويب
رسيد.
منصور
براي تجيب قلوب مراجع جواد صدر وزير كشور خود را به قيطريه فرستاد تا آزادي آيت
الله خميني را و بلامانع بودن رفتنش به قم به وي اعلام نمايد. مردم اين واقعه را
جشن گرفتند. افزايش يافتن روز به روز محبوبيت آيت الله خميني موجب شد تا روحانيون
سازشكار كه اين وضعيت را به ضرر خود مي ديدند و در پشت پرده نيز با رژيم زدوبندي
داشتند مسئله اي تازه مطرح كردند و آن پاك سازي حوزه علميه بود. جرياني تبليغاتي
نيز اين موضوع را دامن مي زد.
در
اطلاعيه اي كه به مناسبت محكوميت سران نهضت آزادي توسط دادگاه نظامي از سوي آيت
الله خميني منتشر شد اين توطئه خنثي شد و توجه مردم به سوي مسئله اي مهمتر يعني
روابط دولت با اسرائيل معطوف گرديد.
ميلاد
حضرت فاطمه فرا رسيد،حوزه علميه تعطيل شد و براي استماع سخنان رهبر تازه از زندان
آزاد شده طلاب و مردم از اقصي نقاط به سوي قم به مدرسه فيضيه شتافتند. آيت الله
خميني در نطق آتشين خود تصويب لايحه مصونيت نظاميان آمريكا توسط مجلسين سند بردگي
ملت ايران و اقرار به مستعمره بودن اين كشور ناميد و به همه اقشار اعلام خطر نمود.
شاه و منصور روزهاي بعد را در جلساتي دربسته با مستشاران آمريكايي گذراندند.
منصور
در 9 آبان در جلسه مجلس به پاسخگويي پرداخت و اين لايحه را مخصوص ايران ندانست و
گفت در كشورهاي همسايه هم سابقه دارد. گروه هاي برگزيده اي از ساواك نيمه شب سيزده
آبان به منزل رهبر انقلاب ريختند و به سرعت و دزدانه وي را به فرودگاه نظامي كه
سرهنگ مولوي رئيس ساواك منتظر انجام مأموريت بود منتقل نمودند.
سرهنگ
مولوي گزارش را بي سيم به شاه داد كه تا آن زمان بيدار مانده بود. سپيده نزده
هواپيمايي از فرودگاه مذكور به سمت تركيه پرواز نمود كه حامل رهبر انقلاب بود.
كماندوها و افراد ساواك كه براي جلوگيري از حادثه اي شبيه 15 خرداد در آماده باش
بودند به منزل آيت الله نجفي مرعشي ريختند و حاج آقا مصطفي فرزند امام كه مشغول
تبادل نظر با مراجع بود دستگير و به زندان قزل قلعه بردند. اطلاعيه اي روسطري در
روزنامه منتشر شد كه: طبق اطلاع موثق و شواهد و دلايل كافي چون رويه آقاي خميني و
تحريكات مشاراليه عليه منافع ملت و امنيت و استقلال و تماميت ارضي كشور تشخيص داده
شد، لذا در تاريخ 13 آبان از ايران تبعيد گرديد. به تقاضاي بعضي از مراجع و صحبت
با دكتر اقبال وزير دربار حاج آقا فضل الله داماد آقاي خوانساري پس از يك ماه و
نيم بعد راهي تركيه شد و پس از ملاقات با رهبر تبعيدي انقلاب خبر سلامتي او را در
ايران نتشر نمود در زماني كه شاه احساس مي كرد بر اوضاع مسلط است و ديگر هيچ عاملي
سلطنت را تهديد نمي كند ناگهان شليك تير بخارايي منصور را از پاي درآورد و در
بازجوئيش اعلام نمود اين اقدام به خاطر انزجار از تبعيد رهبر مذهبي ايران بوده
است. چنين واقعه اي شاه را آشفته نمود.
ادامه
دارد%