پس از کوتای 28 مرداد

قسمت چهل و سوم

کابينه بختيار

ادامه 5 بهمن

در مصاحبه تشکيل شده در حسينيه ارشاد استاد مطهری، دکتر مفتح ، مهندس محمد توسلی، دکتر بنی اسد (عضو نهضت آزادی و داماد مهندس بازرگان)، دکتر ناصر ميناچی که در همه جا از او به عنوان نماينده آيت الله شريعتمداری ياد می شد، دکتر غلام عباسی توسلی و دکتر صالح خو شرکت داشتند. حدود صد خبرنگار حمع شده اند تا از مذاکرات پشت پرده شورای انقلاب و نظاميان خبردار شوند. اين مصاحبه چندچيز را روشن می کند چون مهمترين آنها مذاکره شورای انقلاب با ارتشيان است در اين ارتباط سؤالی پيرامون احتمال کودتای نظاميان مطرح می شود. دکتر مفتح، مهندس توسلی و دکتر ميناچی هر يک پاسخی می دهند و کودتا را ساخته و پرداخته دشمنان انقلاب می دانند، دکتر مفتح اضافه می نمايد هر نوع کودتائی اوضاع را از اين که هست بدتر نمی کند، مضافاٌ اينکه پس از هر کودتای نظامی، کودتای چپ خواهد شد که ضررش متوجه دولت های خارجی است، نه دولت ايران و نه ملت ايران. اين تهديد دولت آمريکا به طور ضمنی و بخصوص جناح تندرو کارتر بود.

در اين مصاحبه با توجه به پيشرفت مذاکرات با بختيار سخن تندی عليه او به کار نمی رود گرچه تماس او با آيت الله خمينی تکذيب می شود.

در ادامه اين روند بختيار متنی را که شورای انقلاب تهيه نموده بود و توسط احمد صدر حاج سيد جوادی به او رسيده بود با تغييراتی تأييد می نمايد و امضاء آن را به روز بعد موکول می شود. متن آن چنين است:

« از آنجائی که نهضت اسلامی ملت ايران با خون جوانان عزيز به آستانه پيروزی خود رسيده است و از آنجائی که اکثريت قاطع ملت ايران به رهبر عظيم الشأن خود امام خمينی ابراز اعتماد کامل نموده است و از آن جائی که دولت اينجانب شاپور بختيار از جانب اکثريت ملت ايران مورد توجه و علاقه نمی باشد لذا اين دولت استعفای خود را به پيشگاه ملت ايران به رهبری امام خمينی تقديم می دارد با توجه به خدماتی که اين دولت در عمر بسيار کوتاه خود در راه رسيدن ملت ايران به اهداف عاليه خود انجام داده است اميدوار است بعد از اين هم همگام با آحاد و افراد ملت بتواند بقيه راه طولانی را بپيمايد.»

در حالی که شورای انقلاب اين موضوع را با احتياط دنبال می نمايد ،بختيار مسئله را با سپهبد ناصر مقدم و ارتشبد قره باغی در ميان می گذارد. از سوی ديگر سوليوان سفير آمريکا، هويزر و کانت و فون ژنرال های آمريکائی نيز مطلع می شوند. بختيار تا اينجا موفق بوده است تا ضمن مذاکره با شورای انقلاب آمدن امام خمينی را به عقب بيندازد. اين عمل او بيشتر از تلاش های نظاميان و آمريکائی ها مؤثر بوده است چراکه بيشتر اعضا شورای انقلاب معتقد بودند که اگر با سفر بختيار به پاريس و مذاکره او با رهبر انقلاب و بدون خون ريزی انتقال صورت گيرد راه حلی بهتر است همه منتظر می مانند.

در اين روز تظاهراتی از سوی طرفداران دولت بختيار به حمايت از قانون اساسی و سوسيال دمکراسی در ميدان بهارستان انجام می گيرد بختيار با حذف تصاوير شاه و شعارهای جانبداری از او قصد داشت قانون اساسی را سنگر قرار دهد و گروه بيشتری را به اين تظاهرات بکشاند. آيت الله طالقانی از پيش از مردم خواست در مقابل اين تظاهرات خويشتن داری نشان داده از خانه ها بيرون نيايند و به تماشای اين تظاهرات نروند. مقارن ظهر اتوبوس های ارتشی خانواده های ارتشيان را به ميدان آورده و برای نخستين بار خانواده های بالای تهران در تظاهراتی شيک با تمثال هائی از حضرت علی و شعارهای چون: قانون اساسی خون بهای شهدای مشروطيت. ما دوازده امام بيشتر نداريم شرکت نمودند. شعارهائی چون اين است شعار ملت. خدا، قرآن محمد. نه چکمه و نه نعلين و... سر دادند. خبرگزاری های تعداد تظاهرکنندگان را به پنج هزار و بعضی نيز به بيست و پنج هزار رساندند. اين تظاهرات بيش از اينکه باعث تقويت دولت شود آن را تضعيف نمود. بختيار در همان هنگام در مجلس نخستين لوايح خود را تقديم می داشت در هنگام برگشت به کاخ نخست وزيری با هلی کوپتر از بالا جمعيت را نظاره می نمود. گروهی از تظاهرکنندگان که عده ای نيز آن ها را مراقبت می نمودند تا کاخ نخست وزيری رفتند و در طول مسير شعاری می دادند که: بختيار سنگرتو نگه دار. در همين حال جامبوجت هواپيمائی هما که توسط کارکنان اعتصابی هما برای پرواز انقلاب آماده شده بود تا آيت الله طالقانی و چند ده روزنامه نگار و خبرنگار را فردا صبح به پاريس برده و همراه رهبر انقلاب به ايران برگرداندبه دستور بختيار در فرودگاه متوقف ماند. کاپيتان فتوحی که فرماندهی اين پرواز را به عهده داشت اعلام کرد که به علت بسته شدن راه اين هواپيما توسط يک تانک و به علت آنکه برج مراقبت توسط نظاميان اشغال گرديده است پرواز صورت نمی گيرد.

 

                                                                        :: ادامه دارد ::